استرینجر تینگز سرانجام با فصل پنجم و نهاییاش بازگشت. خب، حداقل چهار قسمت اول. این کار آزاردهنده است، اما این همان روش انتشار است که نتفلیکس تصمیم گرفته برای برنامههای پرطرفدارش ادامه دهد. فکر میکنم این یک راه برای ایجاد هیجان است، هرچند من قانع نشدهام که برنامهای مثل استرینجر تینگز واقعاً به این نیاز داشته باشد. بهویژه پس از چنین دوره طولانیای بین فصلها، اما این احتمالاً به استرینجر تینگز آسیب نمیرساند.
Stranger Things سرانجام با پنجمین و آخرین فصلش برگشت. خوب، حداقل چهار قسمت اول. که آزاردهنده است، اما این روش انتشار است که نتفلیکس برای برنامههای پرطرفدار خود انتخاب کرده. فکر میکنم این یک راه برای ایجاد هیجان است، اگرچه من قانع نیستم که برنامهای مثل Stranger Things واقعاً به آن نیاز داشته باشد. بهویژه پس از چنین فاصله طولانی بین فصول، اما احتمالاً به Stranger Things صدمه نمیزند.
بههرحال، این چهار قسمت اول بهخوبی نشان دادند که Stranger Things دقیقاً همان چیزی است که طرفداران از آن انتظار دارند. اما این فصل نهایی است و سرنوشت تا به حال هرگز اینچنین مهم نبوده است. یعنی ما بهعنوان بینندگان باید حس کنیم که همه چیز به یک پایان حماسی میرسد. فقط براساس قسمتهای سوم و چهارم، که بهنام «تُرنبو ترک» و «سورسر» شناخته میشوند، میتوان گفت که برادران دافر وظیفهشان را درک کردهاند.
Worked: Will is finally getting a meaningful character arc
Seriously, this has been one of my biggest gripes
پس از اینکه در فصل چهارم بهطرز آزاردهندهای در حاشیه قرار گرفته بود، ویل بایزر (نوا شنپ) سرانجام لحظات شخصیتسازی فوقالعادهای در قسمتهای سوم و چهارم دریافت میکند. از نظر تعامل شخصیتها، گفتگوهای او با روبین (مایا هاوک) درباره پذیرش خود، عمیقاً با «کسی» که روزی درونم همان کودک همجنسگرا سرکوبشده بود، همخوانی داشت. شاید کمی دستوپاگیر باشد، اما در مجموع، لحظات بسیار خوبی اینجا هستند.

Stranger Things تقریباً تمام شده است، اما نمایشهای دیگری وجود دارند که میتوانند خلا ایجاد شده توسط این برنامه را پر کنند.
اما لحظه بزرگ برای ویل در پایان قسمت چهارم رخ میدهد، زمانی که او سرانجام جادوی جادوگر درون خود را باز میکند. ما همهچیز را دربارهٔ ارتباط او با وکن (جیمی کمپل بائور) و ذهنجمعی موجودات و دموگورگونها میدانیم. دیدن اینکه او سرانجام خود را میپذیرد و کنترل دموگورگونها را برای جلوگیری از قتل خانواده و دوستانش بهدست میگیرد، همان لحظهٔ حماسیای است که هر طرفداری میتواند بخواهد. بهنظر میرسد الون (میلّي بوبی براون) تنها کسی نیست که حالا قدرت دارد.
Didn’t work: Jonathan and Nancy’s romance is more stale than ever
As an enjoyer of romance, this is not it
صادقانه بگویم، این خط داستانی خاصاً در فصل چهارم برای من خستهکننده بود و اینجا هم بهبود خاصی ندیدم. فکر میکردم شاید حمله به خانوادهٔ نانسی (ناتالی دیر) لحظهٔ بزرگی بین او و جاناتان (چارلی هیوتن) به وجود آورد، اما جز اینکه استیو هارینگتون (جو کیری) از جاناتان دفاع کرد، هیچ پیشرفتی رخ نداد. میدانیم که جاناتان حلقهٔ نامزدی دارد که از موری (برِت گِلمن) دریافت کرده، اما این کار بهتنهایی شیمی در حال ناپدید شدن بین این زوج واقعی را جبران نمیکند.
بهعلاوه، این مثلث عشقی کممحو بین جاناتان، نانسی و استیو اصلاً جای خود را پیدا نمیکند. من راهحلی نمیبینم که بتواند رضایتبخش باشد، مگر اینکه نانسی هیچکدام را انتخاب نکند و زودتر از هرچیزی به هاکینز برود.
Worked: Max’s return and her exposition-heavy tale
It was clunky, but I was just happy to see her

من حدس قویای داشتم که مکس (سیدی سینک) همراه هولی ویلر (نِل فیشر) در زندان ذهن کوچک ویکنا ظاهر میشود. سپس داستانی دلخراش دربارهٔ چگونگی بقا و بازگشت مکس به بدنش در دنیای واقعی بهدست آمد. اگرچه این گفتگوها پر از توضیحگرایی بود، که معمولاً برایم آزاردهنده است، اما سینک بهقدری عالی بازی میکند که تمام این موارد را قابلقبول میکند.
کاش میشد زمان بیشتری با مکس و هولی صرف میشد، بهویژه برای برنامهٔ فرارشان، اما میفهمم که Stranger Things سعی دارد داستانهای مختلف را با هم ترکیب کند. من حاضر هستم صبور باشم، چرا که مکس بهراحتی یکی از بهترین شخصیتهای این سری است.
Didn’t work: The pacing continues to be a problem for this show
Nothing new here

فصل ۴ Stranger Things دومین فصل مورد علاقهٔ من است، درست پس از فصل اول، اما بزرگترین مشکل آن سرعت است. این قسمتها طولانیاند، هرچند همانقدری که فینال فصل ۴ طولانی بود، و گاهی طول مدت آن حس میشود. بخش میانی «سورسر» برای من کمی کسلکننده بود، اگرچه در آنجا امور زیادی رخ میداد.
با این حال، بهطور کلی این مشکل بزرگی نیست. من از قسمتهای طولانی و برنامهریزیشده لذت میبرم، اما میفهمم که برخی دیگر ممکن است Stranger Things را گاهی سنگین احساس کنند.
Worked: The spectacle has never been better
That rumored massive budget was put to good use

پایان «سورسر» احتمالاً بهعنوان یکی از پرسپکتاکولترین صحنههای تلویزیونی تاریخ ثبت خواهد شد. دموگورگونها که بهحمله میرسند، ارتش که بهسختی در مقابل این هجوم میجنگد و قهرمانان ما که میان مرگ و ویرانی میچرخند. اما این تنها بخش نیست. حضور ویکنا و نابودسازی ارتش توسط او، صحنهای فوقالعاده است که او را بهعنوان یک دشمن بزرگ و ترسانگیز تثبیت میکند.
من همچنین صحنههای در «دنیای وارونه» با هوپر (دیوید هاربر) و الون را دوست داشتم، بهویژه تعامل با دکتر کی (لندا همیلتون). بهعلاوه، رونمایی بزرگ از آنکه زندانی نظامی در اصل «کالی پرساد» (یا همان هشت) است، جالب بود. او چه نقشی در بقیهٔ فصل دارد؟ منتظر کشف آن هستم.
ممکن است از برنامه زمانبندی انتشار ناراحت شوم، اما اگر میخواهید طرفداران مشتاق بمانند، اینطور است. نمیدانم Stranger Things چگونه میخواهد جلوهٔ اینجا را پیشی بگیرد، اما مشتاق دیدن تلاش او هستم. تا کنون عملکرد خوبی داشته است.
Stranger Things has set itself up to stick the landing
همه ما آن ناامیدی را تجربه کردهایم که یک برنامهٔ عالی در پایان کوتاه میشود. من هرگز آسیبی که «بازی تاجوتخت» در فصل نهایی برایم بهوجود آورد فراموش نمیکنم. ولی پس از این چهار قسمت اول، تمایل دارم به برادران دافر اعتماد کنم تا کارشان را بهدرستی انجام دهند. البته اشکالات کوچکی هم وجود دارد، اما این حس Stranger Things است؛ هویت، شخصیتها و عشق به دههٔ ۸۰ها را حفظ کرده است.
من از این که دوباره به این دنیای شگفتانگیز برمیگردم خوشحالم. فکر میکنم بسیاری از طرفداران همان حس را دارند. اگر به دنبال کاری برای پرکردن ذهنتان تا زمان انتشار قسمتهای بعدی در روز کریسمس هستید، خلاصهٔ دو قسمت اول فصل ۵ را بخوانید اگر از دست دادهاید.

Stranger Things








Cast
-
میلِی بابی براونجین «الون» هاپر -
فین ولفاردمایک ویلر -
گیتن ماتارازوداستین هندرسون -
کالب مکلاوینلوکاس سینکلر



