من میتوانستم این بررسی را به تمجیدهای پرشور درباره این که Meta Quest 3 صفحهنمایش، کنترلرها، لنزها، راحتی و صدا کمی بهتر دارد، صرف کنم… اما این کار را نمیکنم، چون مهم نیست. هر هدست واقعیتمجازی (Quest 3 ششمین نسخه من از Oculus/Meta است) کمی از نسخهٔ قبلی بهبود یافته است.
خلاصه
- متا کوئست 3 دارای قابلیتهای واقعیت ترکیبی چشمگیر با دوربینهای عبور تمامرنگ است که حس انزوا را از بین میبرد و امکان تعامل با مبلمان و ساختارهای دنیای واقعی را فراهم میکند.
- متا کوئست 3 به شاید بهترین هدست VR مستقل موجود باشد، که تجربههای غوطهور فراهم میکند و وضوحی کافی برای استفاده به عنوان ابزار بهرهوری دارد.
- اگرچه زمان باتری کوتاه است و بند سر پایه ساده راحتی چندانی ندارد، حالتهای واقعیت ترکیبی یک بستر قوی برای ساخت تجارب ارائه میدهند و پتانسیل بالایی برای بازیها و تعاملات آینده دارند.
میتوانستم این بررسی را صرف تمجید طولانی از اینکه متا کوئست 3 دارای صفحهنمایش، کنترلر، لنز، راحتی و صداهای کمی بهتر است… بکنم اما نمیکنم، چون اهمیتی ندارد. هر هدست VR (کوئست 3 ششمین نسخه من از اوکولوس/متا) کمی نسبت به نسل قبلی خود بهبود یافته است.
در عوض، کاری را انجام میدهم که هرگز فکر نمیکردم انجام دهم: به شما میگویم که قابلیتهای واقعیت ترکیبی کوئست 3 است که آن را بهطور کامل جادویی میکند.


با دوربینهای عبور تمامرنگ و قابلیتهای اسکن فضا، متا کوئست 3 بهترین هدست VR مستقل تا کنون است که تجربههای غوطهور را در هر مکان فراهم میکند و نیازی به رایانه بازی سطح بالا ندارد.
- واقعیت ترکیبی که واقعاً کار میکند با میدان دید خوب
- بهترین ترکیب MR و VR در یک هدست مستقل
- قابلیت بازی PCVR از طریق کابل لینک یا Virtual Desktop
- یک بستر مستحکم برای ساخت تجارب MR که پر از وعده است
- زمان باتری بسیار کوتاه است
- بند سر پایه ساده چندان راحت نیست
- همه بازیها حالتهای واقعیت ترکیبی را پشتیبانی نمیکنند و هنوز هیچکدام بهطور کامل از اسکن فضا بهره نمیبرند
اما بگذارید یک لحظه به عقب برگردیم.
چرا میتوانید به بررسی من اعتماد کنید
از دو دهه پیش با فناوریهای ویدئویی پیشرفته درگیر هستم؛ اولین نگاه من به بازیهای استریوسکوپیک در قالب Nvidia 3DVision در سال ۲۰۰۱ بود که در آن زمان دستگاه شگفتانگیزی بود. من با میزیهای تعاملی، پروژکتورهای ۳D خانگی و آزمایشهای عجیبی با کنترلر Wii بازی کردم. پس از یک دهه، وقتی برای اولین بار درباره Kickstarter هدست Oculus VR در یک انجمن ۳D کوچک خواندم، کاملاً جذب شدم.

Oculus Dev Kit 1 بزرگ، دست و پاگیر بود و دو دموی قابل اجرای آن یک ویلا در توسکانی و یک مسیر رولرتراک تکمسیره بود — اما برای من کافی بود تا باور کنم که VR قابل دسترس برای مصرفکنندگان واقعاً وجود دارد و این شگفتانگیز بود.
بعد از یک دهه دیگر، VR تا حدی برای من بهعنوان یک روش دیگر برای بازی عادی شده است. دیگر نمیکشم پوستنقشها و به همان اندازه احتمال دارم یک بازی صفحهنمایش را اجرا کنم مثل اینکه به شبیهساز حرکتیام میپیوندم و در بعضی از مسیرهای Gran Turismo با نسخه PSVR2 میچرخم (به بررسی PSVR2 من مراجعه کنید).
ارزش واقعی خط تولید Quest که باتریهای موبایلمحور است همیشه در سهولت استفاده نهفته بوده است. از میان تمام هدستهایی که دارم (از جمله PSVR2 و Valve Index)، Quest 2 بیشترین استفاده را برایم دارد. نه بهدلیل داشتن انبوهی از بازیها، بلکه بهدلیل آسانی ورود و بازی کردن در هر مکان.
پس اینجای کار من است و این را به شما میگویم چون در این بررسی با چند نارسایی کلیدی Quest 2 مواجه شدم که امید داشتم Quest 3 رفع کنند: صدا، میدان دید و دوربین عبور. و خوشحالم بگویم که اینها را دارد — اما بیش از همه از ویژگیهای واقعیت ترکیبی شگفتزده شدم. پس، بگذارید مستقیماً به آن بپردازیم.
واقعیت ترکیبی: یک دسته مخلوط، اما همچنان جادویی
تا بهحال نسبت به هر واقعیت افزوده یا ترکیبی شک داشتم. هر کسی که Microsoft HoloLens را امتحان کرده باشد، احتمالاً موافق است. هدستهای سبک وزن صرفاً برای واقعیت افزوده دارای میدان دید بسیار کوچکی هستند که امکان غوطهوری را غیرممکن میسازند. اشیاء خارج از پنجره کوچک در میانه دید شما ناپدید میشوند.
در مقایسه، یک هدست VR کامل میتواند شما را بهطور قانعکننده به دنیای کاملاً متفاوتی منتقل کند. هیچ چیزی نمیتواند با طبیعت غوطهور یک محیط VR خوب طراحیشده رقابت کند.

در حال حاضر، Apple Vision Pro اولین نگاه واقعی به آنچه واقعیت ترکیبی میتواند باشد را بهما نشان داد، با ترکیب یک هدست VR بزرگتر و دوربینهای عبور تمامرنگ. و با Quest 3، Meta ضربهای عظیم به Apple Vision Pro زد. تفاوت این است که Meta Quest 3 نسخهای مقرونبهصرفه و «بهاندازه کافی خوب برای اکثر» از آن رویا را ارائه میدهد که هماکنون در دسترس است.
از نظر هزینه، بهجای یک Apple Vision Pro میتوانید شش عدد Quest 3 بخرید. من میدانم کدام را ترجیح میدهم.
پس، قابلیتهای واقعیت ترکیبی Quest 3 چقدر خوب هستند؟
از لحظهای که اولین بار Quest 3 را روشن میکنید، با نمایی از دنیای واقعی مواجه میشوید. برداشت اولیهام آنقدر خوب بود که ذهن من برای چند ثانیه دچار سردرگمی شد. میدانستم که عینک بزرگی بر سر دارم ولی نمیدانستم چرا چشمهایم هنوز میتوانند دنیای واقعی را ببینند.

در سطح پایه، در هر زمان از استفاده عادی VR میتوانید بهوسیلهٔ دو بار ضربه زدن به هدست، حالت دوربین عبور تمامرنگ را متوقف کرده و نمای واقعی جهان را ببینید. Quest 2 مشابهی داشت اما تنها در سیاه‑سفید و با انحراف زیاد. یک تست کلاسیک توانایی خواندن پیامک روی تلفن بود؛ در Quest 2 این امکان نبود، اما در Quest 3 بهراحتی میتوانید این کار را انجام دهید. یک بار به طرف کناره ضربه بزنید، اعلان خود را بخوانید (یا به پستچی بگویید «سلام»)، سپس به VR برگردید. این ویژگی مفیدی است اما انقلابزا نیست.
در حالی که هنوز وجود دارد، تحریفات شدیدی که میتوانست رخ دهد بهطرز چشمگیری کاهش یافته و عمدتاً فقط زمانی که اشیا را نزدیک چهره میآورید، دیده میشود.
نمای دوربینهای رنگی جلویی Quest 3 ۱۸ پیکسل بر درجه ارائه میدهد؛ ده برابر بیشتر از Quest 2 و سه برابر بیشتر از Quest Pro.

کیفیت بصری تجربهٔ واقعیت ترکیبی به شدت به نور محیط وابسته است. همانند تمام حسگرهای کوچک دوربین، در سطوح نور کم تصویر خاکآلود میشود. بهترین استفاده از حقیقت ترکیبی در محیطهای روشن است.
فراتر از نمایش کوتاه عبور، برخی بازیها حالت عبور کامل دارند که پسزمینههای رندر شدهٔ خود را با نمای واقعی جهان جایگزین میکنند و اشیا روی آن Overlay میشوند.

Demeo یک ماجراجویی نقشآفرینی از بالا به پایین است که محیط را داخل یک میز مجازی قرار میدهد؛ میتوانید آن را در هر نقطهای از محیط واقعی خود بگذارید، درست مانند یک بازی تختهای. میچرخید، تاس مجازی میریزی و مینیفیگور خود را روی تخته میکشید.

Puzzling Places به شما اجازه میدهد معمای فوتوگرافی ۳‑بعدی از اشیا و مکانهای دنیای واقعی بسازید. قطعات بهصورت پراکنده در محیط شما ظاهر میشوند؛ من لذت میبرم که پشت میز آشپزخانه معما میچینم و همچنان میتوانم با خانوادهام تعامل داشته باشم.

SpaceFolk City یک سازنده شهر بامزه و آرام است که برای زادگاه کوچکی در فضا، منابع را از طریق گرفتن شهابسنگهای عبوری از اتاق نشیمن جمع میکنید. تصویر بالا نشان میدهد که در نور کم عبور قابلمشاهدهتری دارد؛ تصویر واضحتر در پسزمینه از یک پروژکتور است، اما همچنان قابل استفاده است.
همه بازیها از حقیقت ترکیبی پشتیبانی نمیکنند؛ همیشه منطقی نیست. ولی بازیهایی که تمرکزشان روی ناحیهٔ مرکزی با پسزمینهٔ عمومی است، بهراحتی میتوانند از این قابلیت بهرهمند شوند.
با این حال، جادوی حقیقت ترکیبی به صرف نمایش عبور محدود نمیشود؛ اطلاعات بصری میتواند با حسگر عمق ترکیب شود تا اطلاعات فضایی نیز فراهم شود. Quest 3 میتواند بهدقت دیوارهای فضای بازی شما را تشخیص داده و آنها را بهعنوان اشیا معنادار در محیط بازی بازسازی کند. برای این کار هنوز نیاز به کار دستی برای ترسیم اشیا مانند مبل یا میز است.

متأسفانه، تعداد بازیها یا تجارب که از این قابلیت استفاده میکنند کم است؛ فقط یک دموی کوتاه معرفی میشود که موجودات کوچکی فضایی به اتاق نشیمن شما حمله میکنند. دیوارها هنگام شلیک شما میریزند و منظرهٔ فضایی پشت آنها نمایان میشود، سپس این موجودات از زیر میز قهوهخوری یا مبل حمله میکنند؛ یک پیشنمایش دلنشین از آنچه میتواند باشد.
در سطح بالا، میتوان تصور کرد که بازیهای FPS یا لیزر‑تگ مقیاس انبار با مانعهای واقعی برای پنهان شدن ایجاد شود (آره، میتوانید انبار خود را تمیز کنید).
پس میتوان گفت حالا من یک باورمند هستم. هیچچیزی نمیتواند غوطهوری واقعی و توانایی سفر به دنیاهای مختلفی که VR ارائه میدهد را جایگزین کند. اما ویژگیهای حقیقت ترکیبی، در شرایط نوری مناسب، بهاندازه کافی خوب هستند تا انواع بازیهای افزودهٔ دنیای واقعی را ممکن سازند و من بیصبرانه منتظر ادامهٔ این مسیر هستم.
لمس مستقیم
راهی طبیعیتر از استفاده از انگشتان برای تعامل وجود ندارد. بهدرجةای که نسلی که امروز رشد میکنند، وقتی صفحهنمایش را با انگشت میکشند یا برای زوم Pinch میکنند، شگفتزده میشوند که صفحهنمایش بدون این حرکات حرکت نمیکند.
دنبالکردن دست در VR جدید نیست، اما همراه با حقیقت ترکیبی، حالا خیلی معنادارتر است؛ Direct Touch به شما اجازه میدهد بهصورت فیزیکی با فضای حقیقت ترکیبی تعامل کنید، اسکرولبارها را لمس و کشیده، یا پنجرهها را همانند یک تبلت در دنیای واقعی جابهجا کنید.

اگرچه در دمویهای اولیه وعده داده شد، هنوز بهمرحلهای نرسیدهایم که بتوانیم عناصر تعاملی مداوم—«Augments» که Meta اینطور نامیده—را در خانهمان بکشیم و رها کنیم. فعلاً باید صفحهٔ اصلی را بردارید و در حین حرکت آن را بکشید، اما حتی در این وضعیت ابتدایی هم یک قابلیت مفید است.

به هر حال، هنوز هم کنترلرها را برای «همه چیز» ترجیح میدهم. آنها راحت، سبک، و حلقههای ناخواستهٔ ردیابی را ندارند.
صدا
هرگز نقطه قوتی برای سری Quest نبوده؛ صدا همواره کمکیفیت و نازک بوده است. بهحدی که من Quest 2 خود را با یک سرپوش Vive Deluxe قدیمی و تعدادی آداپتور چاپ‑سه‑بعدی ترکیب کردم تا راحتی و هدفون داخلی بیشتری داشته باشد.

اما احتمالاً نیازی به این کار برای Quest 3 ندارید. این نسخه بههیچوجه کامل نیست، اما بسیار بهتر است و معیار «قابلقبول» را میگذارد. اگر صوت Quest 2 را دوست داشتهاید، در اینجا ناامید نخواهید شد.
راحتی
بند سر پایهٔ پایهای تغییر چندانی نیافته است؛ یک بند پارچهای کشی است که میتوانید آن را دور پشت سر خود سفت کنید. ممکن است یا از آن بدم بخورید یا تحمل کنید، ولی هرگز دوستش ندارید. من در دستهٔ دوم قرار دارم، بنابراین اگر نسخهٔ بهتری پیدا کنم، آن را تعویض میکنم، اما فعلاً کافی است.

رابطهٔ صورت یک پارچهٔ نرم و تنفسپذیر است و فقط کمی نور در اطراف بینیام میریزد. اگر قصد دارید در VR ورزشی کنید، بهتر است زودتر این بند را با سیلیکون تعویض کنید.

همچنین تنظیم IPD فیزیکی و چهار سطح فاصلهٔ چشم وجود دارد؛ میتوانید صفحهنمایش را از چشمان خود دورتر کنید، که معمولاً برای استفاده با عینک مناسب است، اگرچه میدان دید را کمی کاهش میدهد.
نظر دادن دقیق دربارهٔ راحتی هر هدست VR دشوار است چون شکل چهره افراد متفاوت است؛ آنچه برای من مناسب است ممکن است برای شما نباشد. طراحی رابط صورت Quest 3 چیز شگفتانگیزی ارائه نمیدهد، اما پس از جلسات طولانی دو ساعته مشکلی نداشتهام.
کیفیت صفحهنمایش
از نظر وضوح، پنلهای دوگانهٔ LCD بهصورت بومی تا ۲۰۶۴ × ۲۲۰۸ پیکسل برای هر چشم ارائه میدهند، یعنی تقریباً دو برابر HD. اما بیشتر اوقات، هنگام استفادهٔ مستقل، رابط کاربری و اکثر بازیها در مقیاس ۱۶۸۰ × ۱۷۶۰ پیکسل (مقیاس استاندارد ۱×) اجرا میشوند.

این به این معنا نیست که توسعهدهندگان نتوانند به وضوحهای بالاتر (مثلاً ۱.۱× یا ۱.۲×) هدف بگذارند، اما این به عهدهٔ آنهاست و فقط در صورتی ممکن است که پایپلاین رندرشان بهاندازهٔ کافی بهینه باشد. کاربر نمیتواند از طریق تنظیمات وضوح را بهصورت دستی بالا ببرد.
اگرچه پیکسلهای بیشتری وجود دارد، هنوز هم مزیتی در نمایش محتوای با وضوح پایین بر روی صفحهنمایش با رزولوشن بالاتر وجود دارد. این رزولوشن رندر بالاتر نسبت به Quest 2 یا Quest Pro است.
اینها صفحهنمایش OLED نیستند، بنابراین انتظار سیاههای عمیق یا HDR همانند PSVR 2 را نکنید؛ با این حال، کیفیت بد نیست.

نصف داستان صفحهنمایش است؛ نیمهٔ دیگر لنزهاست. در Quest 3، Meta از لنزهای فریکنل (که حلقههای هممحور داشت) به لنزهای پنکیک (ساده و تخت) عوض شد. نتیجهٔ این تغییر، نقطهٔ خوشی بزرگتر، وضوح بهتر در کل میدان دید و کاهش اثر «اشعاع خدایان» (خطوط سفید بزرگ هنگام اشیای روشن بر پسزمینهٔ تاریک) است.
کیفیت بصری هنوز کامل نیست و شاید بهترین هدست VR تا بهحال نباشد (جایزه را به PSVR 2 میسپارم)، اما بهاندازهٔ کافی است و قطعاً نسبت به Quest 2 پیشرفت واضحی دارد.
عمر باتری
متأسفانه، عمر باتری یکی از نکاتی است که Quest 3 نسبت به پیشیناش افت داشته؛ با این حال ظرفیت ۱۹٫۴۴ Wh در مقایسه با ۱۴٫۳۳ Wh در Quest 2 بزرگتر است.
پس از یک بار شارژ کامل و در هنگام دانلود همزمان کتابخانهٔ بازیها، حدود یک ساعت دوام داشت. جلسات بعدی بدون دانلود سنگین میتوانستند یک ساعت و نیم تا دو ساعت دوام داشته باشند—در حالتهای حقیقت ترکیبی این زمان کمتر میشود.
Meta یک Elite Strap اختیاری با باتری اضافی میفروشد که زمان بازی را دو برابر میکند، اما قیمت ۱۳۰ دلار دارد و بهنظر میرسد با باگهای اولیه مواجه است؛ بهتر است تا زمانی که گزینههای شخص ثالث بهدست نیاید، از آن صرفنظر کنید.
Quest Link
اگر رایانهٔ دسکتاپ قدرتمندی دارید که میتواند VR را اجرا کند، ممکن است بپرسید آیا بهتر است یک هدست وصلشده بخرید یا یک هدست مستقل مثل Quest. نیازی به تصمیمگیری نیست، چون با ویژگی Quest Link میتوانید Quest 3 را بهصورت هدست وصلشده استفاده کنید؛ یا از طریق کابل USB‑C مناسب یا بهصورت بیسیم از طریق روتر Wi‑Fi 6.
صادقانه بگویم، چون خودم Valve Index هم دارم، کمتر از این ویژگی استفاده کردهام، اما این یک دلیل دیگر برای خرید Quest 3 نسبت به دیگر هدستها است.
با این حال، تا زمان نگارش این مقاله بهنظر میرسد بهبود خاصی در Quest Link نسبت به همان ویژگی در Quest 2 وجود ندارد. اگر تنها استفادهتان از VR بهصورت PCVR از طریق Quest Link باشد، خرید Quest 3 را توصیه نمیکنم.
Meta Quest Remote Desktop
جدا از Quest Link که به شما اجازه میدهد قدرت کامپیوتر دسکتاپ را برای تجربههای VR به کار ببرید، برنامه Remote Desktop امکان میدهد محیط دسکتاپ پایهای خود را بهصورت VR یا AR ببینید (همچنین میتوان در Horizon Workrooms از آن استفاده کرد). میتوانید آن را در فضای مجازی بهعنوان یک پنجره دیگر بکشید و یک کاربرد جالب اما شاید محدود دارد. نسخهٔ کلاینت برای Windows و macOS موجود است.

بهعنوان مثال میتوانید نمای دسکتاپ خود را همراه با یک مرورگر مجازی دیگر در هر دو طرف داشته باشید.
متأسفانه، نمیتوان با این روش با دسکتاپ تعامل کرد؛ فقط یک نمای آینهای است نه یک تجربهٔ Remote Desktop واقعی. برای کار واقعی هنوز به ماوس و کیبورد واقعی و نزدیکی فیزیکی به دسکتاپ نیاز دارید.
جایگزین دیگری برای هر دو ویژگی Quest Link و Remote Desktop، Virtual Desktop است؛ برنامهای پرداختی از یک توسعهدهندهٔ شخص ثالث که در تجربیات من قابلاعتمادتر بوده و امکان تعامل با دسکتاپ از طریق اتصال Wi‑Fi سریع را میدهد و همچنین میتوانید بازیهای PCVR از Steam یا Oculus را اجرا کنید. میتوانید حتی یک گیمپد برای بازیهای صفحهنمایش مسطح شبیهسازی کنید، اما استفاده از کنترلرهای لمس بهعنوان گیمپد Xbox چندان شهودی نیست؛ بهتر است یک گیمپد جداگانه برای بازیهای صفحهنمایش مسطح متصل کنید.
آیا باید Meta Quest 3 را بخرید؟
من از قابلیتهای حقیقت ترکیبی Meta Quest 3 شگفتزدهام و این از یک بازیکن سختگیر VR و شکاک نسبت به MR/AR/XR میآید. هنوز جزئیات سیستم مرزهای قدیمی که بهنظر میرسد همزمان با ویژگیهای اسکن فضا کار میکند (میتوان گفت دیگر نیازی به مرز نیست اگر بازی همیشه محیط شما را میبیند، اما هنوز مجبور میشوید یک مرز بسازید) وجود دارد؛ ولی این روزهای اولیه است. هنوز «Augments» دائمی کامل نشدهاند و بازیای که از محیط شما استفاده کند هم نیست. با این حال، من از آنچه موجود است شگفتزدهام.

هر جنبهٔ دیگر Quest نسبت به Quest 2 پیشرفت کوچکی داشته است، بهاستثنای باتری که نشان میدهد دستگاه چقدر تحت فشار است.
با قیمتی حدود ۵۰۰ دلار برای مدل پایه با ۱۲۸ گیگابایت (۶۵۰ دلار برای گزینهٔ ۵۱۲ گیگابایت)، این پیشنهاد به سادگی جذابیتی که Quest 2 با ۳۰۰ دلار داشت، ندارد. برای علاقهمندان یا کسانی که میخواهند ارتقا دهند، قطعاً گزینهای مناسب است. برای کسانی که تازه میخواهند وارد دنیای VR شوند، هنوز وعدههای زیادی اجرایی نشدهاند. صفحه فروش بازیهای هنوز منتشر نشده را نشان میدهد که منتشر نمیشوند تا چند ماه آینده. اگر با آنچه امروز موجود است راضی هستید، این بهترین هدست مستقل تا بهحال است و فقط با افزودن ویژگیهای وعدهدار بهتدریج بهتر میشود.


با دوربینهای عبور تمامرنگ و قابلیتهای اسکن فضا، متا کوئست 3 بهترین هدست VR مستقل تا کنون است که تجربههای غوطهور را در هر مکان فراهم میکند و نیازی به رایانه بازی سطح بالا ندارد.