خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

10 لحظهٔ فیلمی که آن‌قدر خوب هستند که بلافاصله دوباره تماشا می‌کنید

در حالی که فیلم‌های بزرگ به‌طور مستمر در تمام طول زمان خوب هستند، استدلال می‌کنم که لحظات فردی همان چیزی هستند که بیشتر مردم درباره هر فیلمی که می‌بینند به یاد می‌آورند. من صحنه‌های خاصی را می‌شناسم که سال‌ها پس از تماشای آن‌ها در ذهنم می‌مانند. این برای هر دو نوع فیلم، خوب و بد، صادق است و به دلایل مختلف در ذهنم می‌مانند.

در حالی که فیلم‌های بزرگ به طور مستمر خوب هستند، من استدلال می‌کنم که لحظات جداگانه همان چیزی هستند که بیشتر مردم بیش از همه از هر فیلمی که می‌بینند به یاد می‌مانند. من می‌دانم صحنه‌های خاصی سال‌ها پس از تماشا در ذهنم باقی می‌مانند. این برای هر دو فیلم خوب و بد صادق است و به دلایل مختلف در ذهنم می‌مانند.

به همین دلیل سعی کردم بهترین لحظه‌های تاریخ سینما را به یک فهرست کوتاه و منظم تبدیل کنم. این کار سختی بود. تصور کنید چه تعداد فیلم بزرگ وجود دارد و سپس فکر کنید چه تعداد صحنه عالی در آن فیلم‌ها نهفته است. بنابراین بله، کار آسانی نیست، اما برای من نه تنها این‌ها برخی از لحظه‌های واقعا بزرگ فیلم هستند، بلکه صحنه‌هایی هستند که بیشترین قابلیت تکرار را دارند.

تشنج اندرو گارفیلد در فیلم The Social Network

همه می‌دانستیم او پس از این صحنه یک بازیگر خاص بود

هرچند همه دوست داریم یک بازیگر شناخته‌شده را ببینیم که صحنه‌ها را به شکلی فوق‌العاده اجرا می‌کند، اما چیزی به همان اندازه خاص وجود دارد که وقتی یک بازیگر جدید را می‌بینیم که به طور کامل توانایی‌هایش را نشان می‌دهد. برای من، این صحنه در The Social Network بود که ادواردو (آندرو گارفیلد) به‌صورت گفتاری بر روی مارک زاکربرگ (جسی ایزینبرگ) انفجار می‌کند پس از اینکه متوجه شد عملاً از فیس‌بوک حذف شده است. این لحظهٔ قدرتمندی است که به سرعت گارفیلد را به یک بازیگر قابل توجه تبدیل می‌کند.

و ببینید که این چگونه پیش رفت. گارفیلد تبدیل به یک نام شناخته‌شده در میان مردم شد، در بسیاری از فیلم‌های پرمخاطب نقش‌آفرینی کرد و در این مسیر چندین نامزد اسکار به دست آورد. The Social Network به‌راحتی یکی از بهترین فیلم‌های کارگردان دیوید فینچر است، اگرچه او همچنین مسئول یکی از بهترین سریال‌های کارآگاهی در Mindhunter است، پس شگفت‌انگیز نیست. واقعاً امیدوارم روزی فصل سوم آن را ببینیم.

سخنرانی رابین ویلیامز در پارک فیلم Good Will Hunting

«تو دربارهٔ واقعی‌بودن از دست دادن نمی‌دانی، چون این فقط وقتی رخ می‌دهد که چیزی را بیشتر از خودت دوست داشته باشی»

ما همگی می‌دانیم رابین ویلیامز یکی از بزرگ‌ترین بازیگران کمدی تمام دوران‌هاست. این جمله نباید باعث بحث یا جنجالی شود. اما یکی از راه‌های بسیاری که ویلیامز من را در طول کار شگفت‌انگیزش شگفت‌زده کرد، توانایی‌اش در آوردن جنبهٔ جدی در نقش‌های درام بود. او نه تنها در این زمینه خوب بود؛ بلکه به‌طور کامل در نقش غرق می‌شد. برای من، هیچ فیلم دیگری این‌قدر همانند Good Will Hunting نشان‌دهندهٔ این توانایی نیست.

مطلب مرتبط:   5 فیلم تعلیق که پس از اتمام آنها سر شما را ترک نمی کنند

انتخاب بهترین صحنهٔ او در این فیلم سخت بود، اما در نهایت مجبور شدم به سخنرانی شخصیت او به قهرمان اصلی، ویل هنتینگ (مات دیمون) در پارک بر روی نیمکتی، استناد کنم. این یکی از مونولوگ‌های بزرگ فیلم است که در آن شین (ویلیامز) به‌طور کامل ویل را به‌صورت کلامی نابود می‌کند. این یکی از لحظات نادر است که ویل هیچ پاسخ هوشمندانه‌ای ندارد، چرا که چه کسی می‌تواند با قدرت این مرد مقاومت کند؟ این واقعاً چیزی درخشانی است که در دست یک بازیگر کمتر توانمند کار نمی‌کرد.

مَتئو مک‌کوناهی در Interstellar می‌گریند

یکی از آن صحنه‌هایی که نمی‌توان جز گریه نگریست

نقدی که می‌گوید فیلم‌های کریستوفر نولان «بی‌احساس» هستند یا بیشتر به مفاهیم می‌پردازند تا به شخصیت‌ها، هرگز درک نکرده‌ام و Interstellar دلیل بزرگی برای این است. بله، مفاهیم داخل آن جذاب هستند و این یکی از فیلم‌های کم‌تعداد سفر در زمان است که سعی کرده علم را درست ارجاع دهد، اما بدون شخصیت‌های مرکزی جذاب کار نمی‌کرد. شخصیت جوئل «کوپ» کوپر با بازی مَتئو مک‌کوناهی به‌احتمال زیاد یکی از زیباترین شخصیت‌های دل‌نواز نولان است.

هیچ جایی این موضوع واضح‌تر نیست جز در صحنه‌ای که او به‌وسیلهٔ پیام‌های سال‌ها از فرزندانش به سفینه بازمی‌گردد، اگرچه برای او تنها لحظه‌ای به‌نظر می‌رسد. مشاهدهٔ تغییر او از خنده به گریهٔ شدید یکی از تأثیرات عاطفی‌ترین لحظاتی است که تا به‌حال دیده‌ام و هنوز هم غم‌انگیز است که مک‌کوناهی برای نقش اصلی بر پایهٔ این صحنه فقط نامزد اسکار نشد. من اغلب وقتی حس می‌کنم می‌خواهم گریه کنم به این صحنه بازمی‌گردم و هر بار اثر خود را نشان می‌دهد.

دنیل دی‑لویس در There Will Be Blood میلکشیک می‌نوشد

«من این‌رو می‌نوشم»

تحسین‌های فراوانی به فیلم جدید پل توماس اندرسن، One Battle After Another وارد شده، اما همچنان معتقدم There Will Be Blood بالاترین دستاورد کارگردان به‌عنوان یک فیلمساز است. بخش بزرگی از این موفقیت به اجرای مغناطیسی دنیل دی‑لویس برمی‌گردد که در پایان با یک سخنرانی عجیب و شگفت‌انگیز به اوج می‌رسد؛ جایی که شخصیت او، الی (پل دانو)، تمام سیستم باورهایش را با یک مونولوگ خشن به‌هم می‌زند و سپس آن مرد را می‌کشد.

ممکن است بگویید الی سزاوار این سرنوشت است چون یک دروغگو و جادوگر است، اما در هر دو شخصیت کمبود بخش‌های نجات‌بخش وجود دارد. پایان واقعاً دل‌خراش است، اما با لحن فیلم هماهنگ است. هر دو بازیگر تمام وجودشان را به کار می‌گیرند، ولی دی‑لویس در عنصر خودش است و شاید بهترین عملکرد شغلی‌اش باشد.

درو باری‌مور در Scream تلفن را جواب می‌دهد

«فیلم ترسناک مورد علاقه‌ات چیست؟»

وقتی Scream اولین بار اکران شد، دوری باری‌مور به‌وضوح شناخته‌شده‌ترین ستارهٔ فیلم بود. این منجر به این شد که بسیاری از بینندگان فکر کنند او ستارهٔ اصلی فیلم است که امری کاملاً منطقی بود. اما این‌طور نبود؛ صحنهٔ آغازین او را به‌صورت خشونت‌آمیزی می‌کشد. به‌عنوان یک هوادار بزرگ باری‌مور در آن زمان، این یک لحظهٔ واقعا تکان‌دهنده در تاریخ فیلم‌های ترسناک برایم بود.

مطلب مرتبط:   سال 2025 بهترین سال برای فیلم‌های ترسناک در طول تاریخ بود و این 11 فیلم این را ثابت می‌کنند

و نه فقط اینکه شخصیت او بلافاصله کشته شد؛ بلکه نحوهٔ انجام آن بود. قاتل، Ghostface، با او تلفنی تماس می‌گیرد و او را در تاریخ فیلم‌های ترسناک آزمون می‌کند. وقتی اشتباه می‌کند، می‌میرد. این یک روش کاملاً زیرکانه برای آغاز یک اسلشر بود که معمولاً قاتلان ساکت و شبه‌الوه‌ای داشتند. شاید این فیلم به‌مثل سایر فیلم‌های ترسناک سوختی برای کابوس نباشد، اما Scream به‌دلیل این صحنهٔ آغازین، کلاسیک محسوب می‌شود.

صحنه دادگاهی در A Few Good Men

«تو نمی‌توانی حقیقت را تحمل کنی»

تعجب‌آور نیست که این دومین فیلمی است که آران سُرکین با نوشتن‌اش در این فهرست ظاهر می‌شود، در کنار The Social Network. او نویسنده‌ای است که می‌داند چطور صحنه‌های بزرگ و به یادماندنی را بسازد. اما صحنهٔ دادگاهی در A Few Good Men شاید به‌صرفه‌ترین‌اش باشد. با دو بازیگر پرآوازهٔ تام کروز و جک نیوکاسلی که به‌صورت کلامی به‑هم‌دیگر می‌پردازند، به‌راحتی می‌توان گفت یکی از لحظات پرهیجان فیلم است و همهٔ این‌ها فقط دو شخصیت در یک دادگاه هستند.

همهٔ خطوط بزرگ را اکنون می‌دانند، حتی اگر هرگز A Few Good Men را ندیده‌اند، اما در زمینهٔ فیلم، این لحظه بیشتر به‌دست می‌آید. این‌چنین با توجه به اینکه نیکولس زمان نمایش نسبتاً کمی داشت، اما همچنان توانست نامزدی برای بهترین نقش مکمل را به‌دست آورد. این نشانگر مهارت واقعی است.

صحنهٔ پرتاب سکه در No Country for Old Men

یک پرتاب سکه هرگز این‌قدر پرتنش نبوده است

احتمالاً سخت‌ترین فیلم برای استخراج یک صحنهٔ قابل تکرار بود، چون کل فیلم پر از آن‌هاست. مواجههٔ آنتون چیغور (جاویر باردیم) با کارسون (وودی هرلسون) در هتل؟ درخشندگی سینمایی. اما من مجبور شدم صحنهٔ پرتاب سکهٔ پرتنش در پمپ بنزین را انتخاب کنم، چون این یک تصویر کامل از شخصیت چیغور است. او فقط یک قاتل بی‌مغز نیست؛ بلکه نیرویی است از طبیعت بی‌قابلیت پیش‌بینی و آشوبی.

همهٔ افرادی که تا آن‌لحظه با چیغور مواجه شده بودند، مانعی برای رسیدن به اهداف او بودند، به‌جز صاحب پمپ بنزین. این صحنه نشان می‌دهد که شخصیت باردیم باید به‌دستورات خود وفادار بماند، هرچند برای ما آشفته به‌نظر می‌رسد. هنگامی که سکه تصمیم می‌گیرد مرد زنده بماند، چیغور همان‌جا می‌رود. این یک صحنهٔ کاملاً طراحی‌شده است و یکی از بهترین نمونه‌ها برای ساخت تنش مؤثر است.

سکانس گالری در Terminator 2: Judgment Day

«اگر می‌خواهی زنده بمانی، با من بیا»

چیزی که بیش از همه در این سکانس دوست دارم این است که تا وقتی شخصیت آرنولد شوارتزنگر (T‑800) به جان کانر (ادوارد فیلونگ) می‌گوید که خم شود، هیچ‌کس نمی‌داند آیا او روبات نیک است یا بد. در واقع تا آن لحظه، T‑1000 (رابرت پاتریک) نشان داده شده که شخصیتی غیرقابل‌اعتماد دارد و حتی خود را به‌عنوان پلیس جا می‌زند. چرا او نباید قهرمان باشد؟ چون کارگردان جیمز کامرون دوست دارد انتظارات را هوشمندانه زیر سوال ببندد.

پیش‌درآمد فوق‌العاده است، اما فرار از گالری به همان اندازه پرتنش است و آنچه بعد می‌آید یکی از به‌خوبی ساخته شده‌ترین صحنه‌های اکشن تمام زمان‌هاست. Terminator 2: Judgment Day در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و این سکانس هنوز بهتر از بسیاری از فیلم‌های اکشن امروز به‌نظر می‌رسد. حداقل ۵۰ بار این بخش را تماشا کرده‌ام.

مطلب مرتبط:   من هرگز نتفلیکس را از طریق تلفن خود تماشا نمی کنم (و نه فقط به دلیل صفحه کوچک)

مواجههٔ نهایی در Knives Out

«حفرهٔ دونات در سوراخ دونات»

در طول سال‌ها رازدار رین جانسون و تمام فیلم‌نامه‌های او بوده‌ام. بله، حتی شامل Star Wars: The Last Jedi بحث‌برانگیز می‌شود، اما این بحث برای مقاله‌ای دیگر است. اما Knives Out همان فیلمی است که کارگردان/نویسنده کاملاً از کار خود لذت می‌برد. یک معما قتل که به‌عنوان یک whodunit شروع می‌شود، به‌جایی دیگر می‌رود و سپس دوباره به whodunit برمی‌گردد.

این یک هزارتوی پیچیده از طنز و زیر سوال بردن قالب ژانر است و بسیاری از این‌ها به‌دلیل نوشتن هوشمندانه و اجراهای شاداب دنیل کریگ کار می‌کند. همه این‌ها در صحنهٔ نهایی به اوج می‌رسند، جایی که شخصیت او، بونو بلان (بنویس‌سین)، تمام سرنخ‌ها را بهم می‌پیوندد و قاتل، رنسوم (کریس ایوانز)، را به چالش می‌کشد، در حالی که مارتا (آنا دِ آرماس) را حمایت می‌کند. چیزی که می‌توانست یک صحنهٔ معمولی «کارآگاه قاتل را فاش می‌کند» باشد، به‌جای آن لایه‌دار، شیک و منحصربه‌فرد در ساختار خود است. واقعا یکی از صحنه‌های مورد علاقه من برای تکرار است.

حلقهٔ نهایی در Groundhog Day

من یک لحظهٔ رشد شخصیت خوب را دوست دارم

Groundhog Day به‌راحتی یکی از فیلم‌های بیش از حد تکرارپذیر تمام زمان‌هاست؛ که این کمی طنزآمیز است چرا که این فیلم با ایدهٔ حلقهٔ زمانی ساخته شده. من می‌توانم این فیلم را از ابتدا تا انتها چندین بار در یک روز تماشا کنم اگر زمان داشته باشم. اما یکی از لحظات مورد علاقه‌ام زمانیست که همهٔ آنچه فیلی (بیل موری) یاد می‌گیرد به‌صورت کامل در حلقهٔ نهایی او می‌رسد.

او همان‌طور که به‌نظر می‌رسد تمام شهر را از یک فاجعه به‌فاجعه نجات می‌دهد و سپس در جشن Groundhog Day پیانو می‌نوازد. تمام این‌ها با این پایان می‌یابد که فیلی در نهایت از حلقه خارج می‌شود، خود را به‌بهبود شخصی اختصاص می‌دهد و رابطهٔ نزدیک‌تری با ریتا (اندی مک‌دویل) پیدا می‌کند. این تمام آنچه می‌توانید در یک پایان خوش‌حال هالیوودی بخواهید است، اما حس می‌شود بسیار بیشتر از یک اوج ساده به دست آمده است. این یکی از سکانس‌هایی است که وقتی واقعاً به یک انرژی مثبت نیاز دارم، تکرار می‌کنم.

صحنهٔ مناسب می‌تواند یک فیلم خوب را حتی بهتر کند

فیلم‌های زیادی دیده‌ام، حتی برخی از آن‌ها در این فهرست هستند، که تا وقتی که این صحنه‌های خاص به سراغم می‌آیند، لذت می‌برم. این همان لحظه‌ای است که می‌دانید فیلمی از خوب بودن به چیزی دیگر، شاید حتی عالی، ارتقا می‌یابد. برای فیلم‌های دیگر، فقط صحنه‌هایی هستند که می‌دانستید عالی‌اند، ولی این‌ها برای یک دلیل یا دیگری در ذهن‌تان مانده‌اند. برای من، این فهرست ترکیبی زیبا از هر دو است.