کشتکننده آیفون از بلکبیری که بلکبیری را نابود کرد. گوشی فیسبوک که هیچکس خواستهاش نکرد. گوشی آمازون که پنج (بله، پنج) دوربین جلویی داشت. flagship سامسونگ که بهواقع دود شد. اینها تنها برخی از مثالهای گوشیهایی هستند که قرار بود تحولآفرین باشند اما بهطرز فاحش شکست خوردند.
کِلّیگر iPhone از بلکبری که بلکبری را نابود کرد. گوشی فیسبوک که هیچکس درخواستش نکرد. گوشی آمازون که پنج (بله، پنج) دوربین در جلوی آن داشت. پرچمدار سامسونگ که بهصورت واقعی به دود تبدیل شد. اینها تنها برخی از مثالهای گوشیهایی هستند که قرار بود نوآور باشند اما بهطرز وحشتناکی شکست خوردند.
برخی از این گوشیها بهدلیل عرضه زودتر از زمان مناسب شکست خوردند. بیشتر آنها بهدلیل سوءفهم آنچه مردم واقعا از یک گوشی میخواهند شکست خوردند و این محصولات توسط شرکتهایی عرضه شد که میخواستند آیفون را پشت سر بگذارند.
سامسونگ گلکسی نوت ۷
گوشی (دو بار!) بازپسگیری شده که خطر آتشسوزی داشت

اگرچه سامسونگ گلکسی نوت ۷ بهدلیل طراحی خیرهکننده و قابلیتهای چشمگیرش تحسین شد، در نهایت این گوشی دو بار بازپسگیری شد و سپس لغو شد، چون یک خطر آتشسوزی بهدلیل نقص در طراحی باتری داشت و نمونههای متعددی از خودبه خود سوزیدن آن ثبت شد.
این مشکل بهاین دلیل بود که سامسونگ سعی کرد باتری بزرگتری را در چارچوب باریک نوت ۷ جا دهد، بهطوری که لبههای جوش باعث خراب شدن نوار عایق و لایه جداکننده داخل باتری شد. سامسونگ ویدئوی بالا را برای توضیح جزئیات خطر آتشسوزی منتشر کرد. در نتایج این موضوع، گوشی بازپسگیری شد (با ارسال کیتهای حمل ایمن در مقابل آتش به همراه دستکش برای تمام خریداران نوت ۷) و با واحدهای جدید جایگزین شد. برخی گزارش دادند که واحدهای جدید نیز (دوباره) سوزش میکردند، وقتی که سامسونگ سرسختی کرد و نوت ۷ را لغو کرد.
HTC فرست
گوشی فیسبوک که هیچکس درخواست نکرد و هیچکس نیاز نداشت
فیسبوک بهدلیل دلایلی در سال ۲۰۱۳ گوشی خود را تولید کرد. این یک گوشی کوچکتر HTC با لانچر فیسبوک بود — برای نمایش بهروز رسانیهای دوستان در مرکز صفحه — که «Facebook Home» نام داشت و بهصورت پیشفرض چتهدهای فیسبوک مسنجر را فعال میکرد.
بهجز این، HTC فرست دوربین فراموشنشدنی و سختافزار کسلکنندهای داشت. این گوشی پرسشی را مطرح میکند: چرا فیسبوک میخواهد گوشی بسازد، وقتی که میتوانید اپلیکیشن و لانچر فیسبوک را روی هر اندروید دیگری نصب کنید و تقریباً همان تجربه را داشته باشید؟ خوشبختانه قیمت این گوشی حدود ۹۹ دلار در AT&T بود، اما بهدلیل عدم تقاضا برای گوشی فیسبوک به فروش نرسید.
هیچکس گوشی فیسبوک نمیخواست.
نوکیا لومیا ۱۰۲۰
سقوط ویندوز فون

لومیا ۱۰۲۰ یکی از اولین گوشیهایی بود که پس از خرید نوکیا توسط مایکروسافت به وجود آمد، و یک گوشی واقعاً خوب با دوربین ۴۱ مگاپیكسل PureView، طراحی پلیکربناتی زیبا و سیستمعامل Windows Phone 8 زیبا بود.
لومیا ۱۰۲۰ یک نقص بزرگ داشت که در تمام ویندوز فونهای آن دوره وجود داشت و در نهایت به سقوط این گوشی و رهاسازی کامل مایکروسافت از سیستمعامل موبایل منجر شد.
چیزی که این گوشی را نابود کرد، کمبود برنامهها بود. مایکروسافت در جنگ پلتفرمهای هوشمند تاخیر داشت، زیرا برای گذار از Windows Mobile به Windows Phone با رابط کاربری Metro زیبا زمان زیادی صرف کرد. در نتیجه Windows Phone هرگز تنوع برنامهای که Android و iOS داشتند نداشت؛ مایکروسافت نتوانست توسعهدهندگانی را جذب کند که قبلاً به iPhone و Android متمرکز بودند؛ در حقیقت فروشگاه Windows Phone از برنامههای اساسی مانند Instagram، Snapchat و تمام برنامههای گوگل خالی بود.
فروشگاه برنامه Windows Phone از برنامههای اساسی مانند Instagram، Snapchat و تمام برنامههای گوگل خالی بود.

طراحی آیکونیک یک ویندوز فون را با این لانچر هوشمند ساده بازگردانید.
RED هیدروژن وان
صفحه «۴D» این آزمایش گرانقیمت باعث حالت تهوع شد
RED هیدروژن ONE بهقیمت ۱۳۰۰ دلار (که امروزه معادل ۱۶۵۵ دلار است) توسط سازنده دوربینهای سطح بالا RED ساخته شد و با انتظاراتی بالا مواجه شد که برآورده نشد. این گوشی بهعنوان اولین گوشی «هولوگرافیک» جهان معرفی شد. این دستگاه دارای بلندگوهای بزرگ، طراحی سنگین صنعتی با دستگیرههای لاستی، و باتری بزرگ بود. بهدلیل طولانی شدن زمان توسعه، این گوشی با پردازنده نسل قبلی Snapdragon ارائه شد که هنگام عرضهاش دیگر بهروز نبود.
اما ترفند اصلی، نمایشگر هولوگرافیک بود که با «۴V 4‑View Display» تجربهی سهبعدی بدون عینک ارائه میداد. کاربران میتوانستند عمق با رزلوشن پایین را با محتواهای سازگار تجربه کنند، اما این امر باعث خستگی چشم و تاری تصویر شد. زمانی که محتوای سهبعدی مشاهده نمیشد، هیدروژن ONE با روشنایی پایین صفحه، آثار نقطهای لایه ۴V و بلندگوهای بزرگ که صدای کافیای نسبت به تلفنهای معمولی مانند Pixel 3 نداشت، مواجه بود. بهطور کلی نمایشگر ضعیف باعث شکست این گوشی شد: ترفند هولوگرافیک موجب حالت تهوع میشد و صفحهنمایش بهطور مداوم روشنایی کافی نداشت.
در نهایت دوربینها یک شکست بزرگ بودند. دوربینهای دوتایی ۱۲ مگاپیکسلی، با وجود علم رنگ و تکنولوژی RED، نسبت به دیگر گوشیهای مقرونبهصرفه زمان خود برتری نداشتند. ONE قرار بود با ماژولهای قابلگسترش مانند ماژول دوربین «Cinema Grade»، ماژول حافظه و لوازم جانبی باتری عرضه شود. چون این گوشی شکست خورده بود، هیچیک از این ماژولها منتشر نشد.
آمازون فایر فون
عدم وجود برنامههای گوگل و صفحهای با نوآوری بیش از حد ترکیبی نامناسب بود
آمازون در سال ۲۰۱۴ گوشیای تولید کرد که دارای چندین ترفند بیش از حد بود. برای پاسخ به سؤال «چهطور متفاوت است؟» آمازون رابط کاربری ای ایجاد کرد که با پنج دوربین جلویی حرکات چشم و سر کاربر را دنبال میکرد و به «دیدگاه دینامیک» معروف شد. این ترفند، بهنظر بسیاری، امکان دریافت عمق در برخی موقعیتها را میداد؛ میتوانست فهرستها و صفحات را بدون لمس گوشی اسکرول کنید یا صفحهنمایش اصلی را با لایههای عمق در هنگام جابهجایی گوشی ببینید.
آمازون فایر فون هیچیک از برنامههای گوگل یا فروشگاه Play را نداشت. در زمانی که انتخاب برنامهها از مهمترین معیارهای خریداران بود، نبود دسترسی به فروشگاه گوگل برای هر گوشی آن دوره نامقبول بود، علیرغم اینکه فایر فون از پایه اندروید (با Fire OS آمازون روی آن) اجرا میشد.
فروشگاه برنامه آمازون آن زمان تنها ۲۴۰٬۰۰۰ برنامه (اکثراً از توسعهدهندگان مستقل) داشت، در حالی که فروشگاه Play گوگل پنج برابر یعنی ۱٫۳ میلیون برنامه موجود بود. این تفاوت بزرگ بود و من بهخاطر عدم توانایی استفاده از برنامههای دلخواهم در فایر فون (بهویژه برنامههای گوگل مانند Gmail، Hangouts و …) که فروشگاه آمازون بسیار محدود بود، احساس ناامیدی میکردم.
با این حال فایر فون دارای فناوری جالبی بود که پیش از Google Lens و Apple Visual Intelligence ظهور یافت. این فناوری به نام Firefly شناخته میشد و میتوانست هر چیزی را که دوربین به آن اشاره میکرد تشخیص داده و امکان خرید آن را از آمازون فراهم کند.
با قیمت ۶۵۰ دلار (که در سال ۲۰۲۵ معادل ۸۸۰ دلار میشود)، فایر فون فروش سختی داشت. صفحهٔ دینامیک پرسپکتیو غیرضروری بود و سایر ویژگیهای آمازون مانند Firefly میتوانستند بهصورت برنامههای مستقل ارائه شوند.
بلکبری استورم
«iPhone‑killer» که بلکبری را نابود کرد

RIM، همانند کل صنعت تلفن، پس از انتشار iPhone در سال ۲۰۰۷ متحیر شد. پیش از iPhone تمام تلفنهای تجاری دارای صفحهکلید سختافزاری بودند تا بتوانند بهعنوان ابزار پیامرسانی مناسب عمل کنند. اما در سال ۲۰۰۷، اپل کیبورد لمسی چند لمسی را ابداع کرد و کاربران بهسرعت دریافتند که نوشتن روی کیبورد لمسی با کمی تمرین، سریعتر از هر کیبورد سختافزاری است.
Subscribe to the newsletter for gadget flop insights
Subscribe to the newsletter for gadget flop insights
با اشتراک، موافقت میکنید که ایمیلهای خبرنامه و بازاریابی دریافت کنید و Terms of Use و Privacy Policy را بپذیرید. میتوانید در هر زمان عضویت خود را لغو کنید.
در آن زمان، نکتهٔ متمایز اصلی RIM، کیبوردهای تحسینشدهای بود که کاربران بلکبری بهخاطر آنها عاشقشان میشدند. این کیبوردها اغلب با یک توپک (trackball) ترکیب میشدند و طرفداران بلکبری میتوانستند از دکمهها برای انجام کارهای بیشتر استفاده کنند و بهسرعت در سیستمعامل جابجا شوند. RIM پیش از استورم هرگز یک بلکبری لمسی تولید نکرده بود، چون میخواست این کار را به «روش بلکبری» – با حس لمسی – انجام دهد.
بنابراین RIM تکنولوژی عجیبی به نام SurePress اختراع کرد که تمام صفحه را به یک دکمه فیزیکی تبدیل میکرد که میتوانست هنگام نوشتن فشار داده شود. قبل از عرضه استورم، شایعات اولیه نشان میداد که RIM توانسته است کیبورد لمسی شیشهای بسازد که احساس فشار دکمههای واقعی را شبیهسازی کند، اما روی سطح صاف. در نظریه، هر کلید میتوانست هنگام فشار به صفحه فرو رود تا حرکت صفحه بهمحض فشار کاربر محدود شود. اما آنها هرگز این تکنولوژی را بهدرستی پیاده نکردند –بهجای آن، صفحهٔ SurePress راهی ارزان برای شبیهسازی حس دکمهٔ شیشهای بود.
مشکل این بود که چون کل سطح نوشتاری پس از هر فشار کلید از همان موقعیت حرکت میکرد و برای فعالسازی «کلیک» مکانیکی صفحه نیاز به فشار زیادی داشت، کاربران استورم را برای نوشتن خستهکننده یافتند. این تجربهٔ نوشتن بسیار بدتر از استفاده از کیبورد نرمافزاری چند لمسی مانند iPhone یا اندرویدهای آن زمان بود.
RIM پیش از استورم هرگز یک بلکبری لمسی تولید نکرده بود، چون میخواست این کار را به «روش بلکبری» – با حس لمسی – انجام دهد. بنابراین RIM تکنولوژی عجیبی به نام SurePress اختراع کرد.
استورم مشکلات بزرگی دیگر نیز داشت، مانند عدم وجود Wi‑Fi داخلی (این دستگاه مخصوص Verizon بود و در آن زمان Verizon میخواست کاربران را به شبکهٔ ۳G جدید خود مجبور کند، بنابراین حذف Wi‑Fi به معنای وابستگی به اتصال سلولی بود). همچنین پلتفرم بلکبری از لحاظ برنامهها به مراتب عقبتر از iPhone و Android بود.
بهدلیل این مشکلات، استورم درصد بازگشت نزدیک به ۱۰۰٪ داشت (جدی!) و هزینهٔ صدها میلیون دلار برای RIM بههمراه داشت. یک نسخهٔ Storm 2 یک سال بعد عرضه شد، اما همانطور که مشکلات اصلی داشت، بهعنوان یک شکست محسوب شد.
متفاوت بودن همیشه بهتر نیست
در نهایت، فرمولی برای یک گوشی هوشمند مدرن خوب وجود دارد. اما چه RIM، چه فیسبوک، چه آمازون، چه نوکیا یا RED، بسیاری از تلاشها برای انحراف از این فرمول انجام شد و شکست خوردند. متفاوت بودن بهنقض ضرورت بهتر بودن نیست و هرچند شرکتها باید به نوآوری ادامه دهند، گاهی اوقات سرمایهگذاری بر ویژگیهای انقلابی زمانی که مردم فقط یک گوشی عالی و همهجانبه میخواهند، توجیهی ندارد.