ما همه برای کارهای کوچک و تکراری که گوشیهایمان میطلبند، حافظهٔ عضلانی ایجاد کردهایم. سوایپ کردن برای ساکت کردن اعلانها، جستجو در پوشهها برای یافتن برنامهٔ مناسب، و رفتن از اتاقی به اتاق دیگر برای تنظیم دستگاههای هوشمند. هیچیک از اینها در لحظه احساس ویژهای نمیدهند، اما یک هفتهای به این موضوع توجه کردم و فهمیدم چقدر اغلب برای انجام همان کارها بارها و بارها به گوشیام دست میزنم.
ما همه برای کارهای کوچک و تکراری که گوشیهایمان میطلبند، حافظهٔ عضلانی ساختهایم. کشیدن برای بیصدا کردن اعلانها، جستوجو در پوشهها برای پیدا کردن برنامهٔ مناسب، و رفت و آمد بین اتاقها برای تنظیم دستگاههای هوشمند. در همان لحظه این کارها خیلی مهم به نظر نمیرسند، اما یک هفته به آنها توجه کردم و فهمیدم چقدر برای انجام همان کارها بارها و بارها به گوشیام دست میزنم.
برچسبهای NFC این مشکل را برایم حل کردند. اینها استیکرهای برنامهپذیر هستند—یک بستهٔ بیست عددی حدود ۱۵ تا ۲۰ دلار میشود—و تبدیل به یکی از بهروزرسانیهای اصلی کار از خانه من شدند بدون اینکه عمداً آن را برنامهریزی کرده باشم. یک برچسب را با یک اتوماسیون برنامهریزی میکنید، جایی مناسب مخفی میکنید و گوشیتان بلافاصله روی همان نقطه همهٔ کارها را اجرا میکند.
یک لمس و تمام خانه خاموش میشود
چگونه یک برچسب مخفی مسیر شبانهٔ من را جایگزین کرد
روال پیش از خوابم معمولاً بیست دقیقه کامل میبرد. از اتاقی به اتاق دیگر میرفتیم تا چراغها را چک کنیم، در ترموستات توقف میکردیم تا دما را چند درجه پایین بیاوریم، سپس سرانجام به تخت مینشستیم و پنج دقیقهٔ دیگر را با گوشیمان میگذرانیم تا برای صبح تنظیمات را انجام دهیم. نصف اوقات، در حالی که روی نیمهراه بودم، واقعا نمیدانستم آیا چراغ ایوان را خاموش کردهام یا فقط بهآن فکر کردهام. یک برچسب NFC روی لامپ شبتابم این وضعیت را تغییر داد.
لمس گوشی بر آن نقطه قبل از استراحت، یک توالی خاموشی کامل را فعال میکند. تمام چراغها سیاه میشوند و ترموستات به ۶۷ درجه میرسد. گوشیام به جز تماسهای اضطراری ساکت میشود و برنامهٔ ردیاب خواب آماده میشود. آنچه که قبلاً نیاز به یک دور کامل در خانه به اضافهٔ چندین دقیقهٔ زمان صفحه داشت، حالا در حدود سه ثانیه انجام میشود. بیش از صرفهجویی در زمان، این اقدام فیزیکی کوتاه به مغزم میگوید که روز واقعاً تمام شده—چیزی که اسکرول بیپایان در منوها هرگز نمیتواند بدهد.
لمسی که به مغزم میگوید زمان کار فرا رسیده
قبل از اینکه کار واقعاً آغاز شود

میتوانم پشت میز بنشینم بدون اینکه واقعا آمادهٔ کار باشم. این اتفاق بیشتر از آنچه دوست دارم میافتد. با تمام قصد اینکه به یک پروژه بپردازم، به صندلی مینشینم اما سپس گوشیام را برای بیصدا کردنش میگیرم. یک اعلان ظاهر میشود. آن را میزنم. در همان برنامه، یک چیز دیگر را چک میکنم، سپس چیز دیگری، و تا وقتی سر بالا میخرم، پانزده دقیقه میگذرد و هنوز کاری را شروع نکردهام.
نصب یک برچسب زیر میز این وضعیت را تغییر داد. حالا گوشیام بلافاصل روی آن نقطه به سمت پایین میآید و تماس با برچسب همه چیزهای دیگر را مدیریت میکند. اعلانها به جز تماسهای همسرم متوقف میشوند. برنامهٔ مدیریت وظایف من برای پروژهها بهصورت خودکار اجرا میشود. نورهای سقفی به دمای روشنتری سوئیچ میشوند که حس هوشیاری بیشتری میدهد. بلند کردن گوشی برای ترک میز تمام توالی را معکوس میکند. این حرکت سادهٔ پایین‑بالا تبدیل به یک چارچوب ذهنی برای زمان متمرکز شده است—شروع و پایان واضحی که تنظیمات دستی هرگز نتوانست فراهم کند.
پختوپز بدون چرخهٔ قفل‑پاک‑قفل
انگشتهای چسبناک مقابل زمانسنج صفحه

عشق من به استفاده از گوشی برای دستورات آشپزی تا زمانی که دستهایم با تخممرغ خام یا خمیری روی دستها پوشیده میشوند، بود. در آن لحظه صفحه زمانسنج را فعال میکند و قفل میشود. پس من در سینک ایستاده، انگشتانم را تمیز میکنم تا بتوانم نمایشگر را لمس کنم و تأیید کنم که آیا قبلاً نمک را اضافه کردهام یا نه. از این چرخه خسته شدم، پس یک برچسب را زیر پیشخوان نزدیک گاز نصب کردم—جایی که نمیتوانم بهاش برخورد کنم.
لمس آن قبل از شروع هر وعدهٔ پیچیدهای، گوشی را به یک نمایشگر اختصاصی پخت تبدیل میکند: برنامهٔ دستور غذا باز میشود، زمانسنج خاموش میشود و کنترلهای تایمر بدون احراز هویت در دسترس هستند. همچنین تریگرهایی برای نورهای کاری و یک پلیلیست اضافه کردم، گرچه اینها بیشتر بهعنوان امتیاز محسوب میشوند نسبت به مزیت اصلی. توانستن نگاه کوتاهی به دستورها در حین خرد کردن بدون اینکه دستهایم را خشک کنم، حس آشپزی را بهطرز چشمگیری آرامتر کرد.
پایان هجی کردن رمزها با صدای بلند
لمس قاب، اتصال به شبکه

مهمانانی که میخواستند به وای‑فای متصل شوند، قبلاً به معنای یک مکالمهٔ ناخوشایند سه دقیقهای بود که من بهصورت تصادفی حروف را میخواندم در حالی که آنها با صفحهکلیدشان مینوشتند، و در نهایت بهدلیل اشتباه در شنیدن دوباره شروع میکردیم. اطلاعات شبکهٔ مهمان من عمداً پیچیده است—حروف بزرگ، حروف کوچک، اعداد، نمادها—که برای امنیت عالی اما برای مهماننوازی فاجعهبار است.
یک قاب عکس نزدیک ورودی این مشکل را حل کرد. پشت شیشه یک برچسبی قرارداده شده که اطلاعات شبکهٔ مهمان را دارد. بازدیدکنندگان گوشی خود را به آن میبرند، پیغامی که ظاهر میشود میپذیرند و در چند ثانیه متصل میشوند. هم آیفون و هم اندروید بهصورت بومی این کار را انجام میدهند بدون نیاز به دانلود چیز. هدایت مهمانان به یک شبکه جداگانه باعث میشود دستگاههایشان از تجهیزات هوشمند خانه و کامپیوترهای کاری جدا بمانند. کل تعامل کمتر از وقتی است که برای توضیح مکان اولین حرف بزرگ صرف میکنید.

گوشیهای ما بههر حال همه چیز را اداره میکنند، نه؟
یک تایمر لباسشویی که واقعاً شروع میشود
حل مشکل دائمی خانگی من

من میدانم چطور لباسها را از ماشین لباسشویی به خشککن منتقل کنم. این کار پیچیده نیست. با این حال، لباسهای مرطوب که سه ساعت در درام میمانند، شاید بزرگترین شکست مداوم من در خانه باشد. من بار را با قصد کامل برای جابهجایی شروع میکنم، سپس برای کار دیگری میروم و کاملاً زمان را از دست میدهم. وقتی یادم میآید، همه چیز بوی کپک دارد و باید دوباره شستشو شود.
راهحل کاملاً ساده: یک برچسب مستقیماً روی درپوش ماشین لباسشویی. وقتی هنگام اضافه کردن لباسها گوشیام را روی آن میزنم، شمارش معکوسی که تقریباً برابر با مدت زمان معمول چرخش است، آغاز میشود. وقتی تایمر زنگ میزند، من واقعاً لباسها را میحرک کنم چون یادآوری در زمان مناسب رسید. این کار بدون توجه به سن یا پایهٔ دستگاهها کار میکند—بدون نیاز به اکوسیستمی از برنامهها، فقط یک تایمر استاندارد گوشی که توسط تماس فعال میشود. همان اصل میتواند برای هر چیز با زمان انتظار پیشبینیشدنی بهکار رود و سایر استفادههای خلاقانه از برچسبهای NFC هم وجود دارد اگر بخواهید گسترش دهید.
پلیلیستهایی که پیش از ترک مسیر خود را آماده میکنند
چشمها از ابتدای مسیر به جاده

اولین دقیقهٔ هر سفر با خودرو معمولاً شامل یک عادت خطرناک بود: گوشی در پایه، سپس بلافاصله برداشته میشد تا موسیقی پخش شود یا اطمینان حاصل شود که بلوتوث بهدرستی وصل شده است. من در حالی که از گاراژ به سمت عقب میرفتم، بهسرعت میان برنامهها سوایپ میکردم، دقیقاً همان رفتار حواسپرتی که وقتی دیگران میبینم به آن انتقاد میکنم.
دریافت خبرنامه: نکات NFC، خانه هوشمند و ایدههای بهرهوری
قرار دادن یک برچسب داخل خودرو وسوسهٔ دسترسی به گوشی را از بین برد. اسلاید کردن گوشی به جایگاه خود، تمام توالی را آغاز میکند—برنامهٔ صوتی باز میشود، پلیلیست شروع میشود، اتصال بیسیم تأیید میشود و اعلانها بهجز هشدارهای ناوبری متوقف میشوند. من منطق شرطیای را از طریق برنامهٔ Shortcuts ساختام، بهطوری که همان برچسب بسته به ساعت، پلیلیستهای مختلفی را فرا میگیرد. صبح زود چیزهای پرانرژی، بعدازظهرهای آرام موسیقیهای بیکلام یا پادکستها. کل روال پیش از اینکه دنده را لمس کنم تمام میشود، یعنی توجه من در جای خود باقی میماند.
برچسبهای کوچک، وقفههای کمتر
بیشتر این برچسبها مخفی هستند و هیچکس هنگام بازدید از خانهٔ هوشمند من را متوجه این جزئیات نمیشود. ولی بهصورت جمعی، روش زندگی من را تغییر دادهاند. من دیگر بهندرت گوشیام را باز میکنم. دیگر منوهای تکراری را لمس نمیکنم. دستگاهها دقیقاً همان کاری که میخواهم انجام میدهند، درست در زمانی که نیاز دارم.
اگر هر یک از این ایدهها برایتان مفید بهنظر میرسد، یکی را امتحان کنید. فقط یکی. سپس یک هفته یا بیشتر به عادات کوچک تلفنتان که قبلاً توجهتان را از آنها گرفته بود، دقت کنید. اتوماتیکسازیهایی که اکنون بیشتر استفاده میکنم همان چیزی نبود که انتظار داشتم—از توجه به نکات آزاردهندهای که دیگر سؤال نمیکردم، پیدایش یافت.