پلوریبوس تا به حال یک آزمایش جذاب بوده است، به طوری که خالق وینس گیلینگن برند خود از داستانهای پسآخرالزمانی و دیستوبی را به صحنه تلویزیونی میآورد. همانطور که در زمان اولین اعلانش گمان میکردم، این متفاوت از تقریباً تمام برنامههای دیگری است که در حال پخش هستند. هیچ زامبی، انفجار هستهای یا یک بیابان شبیه مَد مکس در اینجا حضور ندارد. نه، در عوض، جهان توسط یک عفونت بیگانه که تقریباً تمام انسانهای زمین را به یک ذهن جمعی خوشحال و راضی تبدیل میکند، به «پایان» میرسد.
پلوریبوس تا به حال یک آزمایش جذاب بوده است، با خالق وینس گیلینگان که برند خاص خود از داستانهای پساآخرالازمایشی و دیستوپی به صحنهٔ تلویزیونی آورده است. همانطور که هنگام اولین اعلام آن حدس میزدم، این سریال شبیه تقریباً هیچچیز دیگری که در حال پخش است نیست. در اینجا زامبی، انفجارهای هستهای یا یک ویرانه شبیه مَد مکس وجود ندارند. بلکه جهان به‑وسیلهٔ یک عفونت بیگانه که تقریباً همه انسانهای زمین را به ذهن جمعی خوشحال و راضی تبدیل میکند، به «پایان» خود میرسد.
اما تمرکز مخاطب بر کارول (ریه سیهُرن) است، که تنها از ۱۳ نفر در سراسر جهان در مقابل این ویروس مرموز ایمنی دارد. او بهعنوان شخصیتی دائماً نالیدار به تصویر کشیده میشود، که به سرعت عصبانی میشود و بهطور ناامیدانهای در پی یافتن درمان است. احساسات شدید او میتواند تأثیر ویرانگری بر ذهن جمعی داشته باشد و خشم او بهصورت ناخواسته میلیونها نفر را کشته است. اما این اعمال کارول نیست که بیشترین اضطراب را در من در بخشهای اولیه پلوریبوس ایجاد کرد.
کومبا دیاباتé یک شخصیت نگرانکننده و جذاب است
او فقط بهترین را از یک وضعیت بد نمیگیرد

وقتی کومبا (سامبا شوت) برای اولین بار در پلوریبوس معرفی میشود، او در جلسهای با برخی از دیگر بازماندگان ایمن بر روی ایرفورس ون حاضر میشود و با گروهی از همراهان زن همراه است. از همان ابتدا واضح است که او این جهان جدید را پذیرفته و حتی از مهربانی و ناتوانی ذهن جمعی در گفتن «نه» بهره میبرد. به ظاهر ممکن است فکر کنید که کومبا یک شخصیت آرام و کمدی برای سریال باشد. اما چیزی بهطور ذاتی ناآرامکننده در نحوه تعامل او با ذهن جمعی وجود دارد.
کومبا از هر فرصتی که میتواند برای ذهن جمعی استفاده میکند، از شرکت همنشینیهایش تا تلاش برای دور زدن عدم تمایل آنها به کشتن هر موجود زندهای تا بتواند غذاهای مبتنی بر گوشت خود را تهیه کند. ممکن است بگویید ذهن جمعی به تمام درخواستهای او میگوید «بله»، پس آیا این واقعاً تقصیری از اوست؟ اما ما میدانیم که این افراد نمیتوانند «نه» بگویند، و همچنان کومبا آنها را مانند خدمههای خود رفتار میکند، به طرق مختلف. و فکر میکنم این یک انتخاب عمدی از گیلینگان برای یک دلیل بزرگ است.
آیا رضایت میتواند وجود داشته باشد وقتی که نمیتوانید «نه» بگویید؟
این سؤال در مرکز سریال قرار دارد

گیلینگان استاد پرسیدن سؤالات دشواری است که همیشه پاسخهای آسان ندارند. این یکی از دلایل بزرگ است که بریکینگ بد یکی از آن «سریالهایی» بود که از ابتدا من را جذب کردند. در حالی که پلوریبوس این روند را با سؤالات پیرامون معنای بودن یک انسان و اینکه آیا خوشحالی دائمی در واقع یک مفهوم ترسناک غیرانسانی است، ادامه میدهد، همچنین تمهای کمنمایشدار دیگری نیز در بازی است.
یک صحنهٔ کلیدی در قسمت دوم پلوریبوس وجود دارد که در آن کومبا توسط کارول برای نحوه تعاملش با ذهن جمعی، شامل تمایلاتش نسبت به همراهانش، مورد انتقاد قرار میگیرد. واضح شد که ذهن جمعی این سطح از علاقهمندی را میپذیرد، بنابراین همه چیز در جهان درست است. درست؟ خب، نه، آن توضیح برای من منطقی به نظر نمیرسید و فکر نمیکنم که عمدتاً منظور شده باشد.
قادر به گفتن «نه» بودن ذهن جمعی ثابت شده است. اما، مهمتر از این، همه بهجز بازماندگان از شخصیت خود و بهطرز قابلتوجهی از بدنهایشان سلب شده است. آیا رضایت میتواند بهوجود آید اگر گفتن «نه» دیگر حتی گزینهای نباشد؟ حتی اگر بتوان گفت، منظور از رضایت چه میشود وقتی این بدنها بهطور اساسی از این افراد سلب شدهاند؟ آنها دیگر خودشان نیستند، پس هر نوع رضایتی که ما میشناسیم در واقع امکانپذیر نیست. به نظرم این همان سؤالات سنگینی است که گیلینگان دوباره مطرح میکند تا نه تنها توسط شخصیتهایش، بلکه توسط مخاطب بررسی شود.
من انتظار دارم این نگرانیها بهطور کامل بررسی شوند
و سایر مسائلی که هنوز به آنها فکر نکردهایم
مطمئناً من تنها کسی نیستم که این نگرانیها را هنگام تماشا احساس کرده، همانطور که تقریباً مطمئنم این انتخاب عمدی گیلینگان و تیم نویسندگیاش بوده تا بر این جنبهها تمرکز کنند که زندگی میان یک ذهن جمعی چگونه خواهد بود. شاید در هفتههای آینده متوجه شویم که این نگرانیها بیپایه هستند و کومبا کاری اشتباه نمیکند. من انتظار این را ندارم، اما امکانپذیر است.
در حال حاضر، احساس میکنم این یک عنصر تماتیک است که برای پلوریبوس حیاتی خواهد شد. حتی در آخرین قسمت «نارنجک»، اشاره شده که ما در مسیری هستیم که کارول توانایی ذهن جمعی را برای رد درخواستها در جهت خود، خصوصاً در یافتن درمان، بهکار میگیرد. این خود میتواند یک قوطی جدید از «کرمهای» نمادین برای این سریال باز کند و من انتظار دارم که پلوریبوس به اوج خود برسد.
پلوریبوس اثبات تسلط اپل در زمانی که بهدنبال علمیتخیلی فکرورزی است
آیا شبکهٔ دیگری، ممتاز یا نه، کارهایی که اپل تیویپلاس در زمینهٔ علمیتخیلی انجام میدهد، انجام میدهد؟ من فکر نمیکنم واقعاً وجود داشته باشد. پلوریبوس تنها مثال اخیر از این است و من بسیار خوشحالم که این سرویس این نوع علمیتخیلی را میپذیرد. بهویژه در زمانی که بهنظر میرسد دیگر سرویسهای پخش و هالیوود بهطور کلی از علمیتخیلی هوشمندانه فاصله میگیرند و به نمایشهای بزرگتر روی میآورند.
اگر دنبال سریال علمیتخیلی دیگری برای تماشا هستید، این مجموعهٔ کمتر شناختهشده در آمازون پرایم ویدیو را بررسی کنید.

پلوریبوس








بازیگران
-
Rhea SeehornCarol Sturka -
Karolina WydraZosia -
Carlos Manuel VesgaManousos -
Miriam ShorUncredited