خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

چگونه با بازطراحی جریان کار مرورگرم، تعویض زمینه در لینوکس را کاهش دادم

من قصد نداشتم تمرکزم را برطرف کنم. هدفم این بود که از حس خستگی ذهنی در انتهای روزهای کاری که به‌طور کلی منطقی بودند، جلوگیری کنم. روزهایی که به‌صورت فنی کارها را انجام می‌دادید، اما مغزتان حس می‌کرد که یکباره از پنج گفت‌وگو مختلف کشیده شده است، که بیشترشان داخل مرورگر شما رخ می‌داد.

من قصد نداشتم تمرکزم را اصلاح کنم. هدفم این بود که از احساس خستگی ذهنی در انتهای روزهای کاری منطقی جلوگیری کنم. روزهایی که از نظر فنی کارها را انجام می‌دادید، اما مغزتان احساس می‌کرد انگار به‌یکباره از پنج گفتگوی مختلف عبور کرده است، که اکثرشان داخل مرورگر شما رخ می‌داد.

آنچه سرانجام پیوسته شد این بود که متوجه شدم سیستم‌عامل دیگر منبع اصلی تعویض زمینه نیست. مرورگر است. وقتی مرورگر را به جای یک مکان دفن تب‌ها به یک فضای کاری تبدیل کردم، تعویض زمینه به‌اطلاعی افتاد بدون اینکه ابزار، قانون یا انضباطی اضافه کنم.

تعویض زمینه داخل مرورگر اتفاق می‌افتاد

چرا برنامه‌ها دیگر مشکل اصلی نبودند

می‌توان تب‌ها را در ویوالدی گروه‌بندی کرد

برای مدت طولانی گمان می‌کردم تعویض زمینه از جست‌وجو بین برنامه‌ها ناشی می‌شود: برنامه نوشتاری، مرورگر، ابزار چت یا مدیر فایل. این قبلاً درست بود. دیگر این‌گونه نیست.

اکثر کارهایم اکنون در مرورگر زندگی می‌کنند. نوشتن تحقیق، مطالب مرجع، مستندات، رابط‌های CMS، ابزارهای ارتباطی و داشبوردهای تحلیلی. حتی وقتی فکر می‌کردم «برنامه‌ها را تعویض می‌کنم»، معمولاً فقط تب‌ها را تعویض می‌کردم. مشکل تعداد تب‌های باز شده نبود. مشکل آنچه این تب‌ها نشان می‌دادند بود.

در هر لحظه، نوار تب ویوالدی من ترکیبی از کار عمیق، تحقیق پس‌زمینه، وظایف اداری، حواس‌پرتی‌ها و چیزهایی که از بستنشان می‌ترسیدم چون ممکن بود بعدها به آنها نیاز داشته باشم، داشت. این به این معنی بود که هر بار نگاهی به نوار تب می‌انداختم، مغزم مجبور به تجزیه چندین زمینه به‌طور همزمان می‌شد، حتی وقتی فقط می‌خواستم روی یک کار متمرکز شوم.

مطلب مرتبط:   9 خطای رایج Chromebook و نحوه رفع آنها

وقتی این را واضح دیدم، واضح شد که کاهش تعویض زمینه به معنای بازطراحی ساختار تب‌ها است، نه فقط بستن بیشتر آنها. متوجه شدم که ویوالدی برای افرادی ساخته شده است که هرگز تب‌ها را نمی‌بندند و ابزارهای دقیق مورد نیاز برای تبدیل هرج و مرج به یک سیستم را فراهم می‌کند.

من مرورگرم را دیگر مانند یک مکان دفن تب‌ها رفتار نمی‌کردم

تبدیل ویوالدی به یک فضای کاری ساختار یافته

هرج و مرج تب‌ها به‌سادگی بدون گروه‌بندی تب‌ها حاصل می‌شود

اولین تغییر این بود که تصمیم بگیرم تب‌ها باید نمایانگر وظایف باشند، نه زمان. به‌جای اجازه دادن به انباشت تب‌ها به‌ترتیب باز کردنشان، به‌صورت عمدی با استفاده از پشته‌های تب ویوالدی آن‌ها را گروه‌بندی کردم.

هر پشته یک وظیفه یا پروژهٔ واحد را نشان می‌داد. نوشتن، تحقیق یا اداری. هر پشته تنها تب‌های مرتبط با آن وظیفه را شامل می‌شد، هیچ چیز دیگری نیست. وقتی وظیفه‌ای را تعویض می‌کردم، پشته‌ها را تعویض می‌کردم. وقتی یک وظیفه تمام می‌شد، می‌توانست تمام پشته را ببندم یا ذخیره کنم بدون اینکه بین تب‌های منفرد بگردم.

سپس، پروفایل‌های جداگانهٔ ویوالدی را معرفی کردم. این بزرگ‌ترین کاهش در تعویض زمینهٔ تصادفی بود. کار در یک پروفایل زندگی می‌کرد. مرور شخصی در دیگری. وظایف اداری و پرحساب در سومین پروفایل. قسمت مهم تعداد پروفایل‌ها نبود، بلکه قاعده‌ای که زمینه‌ها ترکیب نمی‌شوند بود.

این کشمکش ذهنی ظریف که هنگام کار تب‌های شخصی می‌دیدم یا هنگام تلاش برای استعفا تب‌های کاری را می‌دیدم، حذف شد. به‌عنوان یک استراتژی بلندمدت، استفاده از پروفایل‌ها برای سازماندهی تب‌ها و جلسات به‌طور طبیعی جدایی را تقویت می‌کند. مرورگر دیگر مکانی نبود که همه چیز هم‌زمان رخ می‌داد و شروع به رفتار مثل مجموعه‌ای از اتاق‌ها کرد که عمداً وارد آن‌ها می‌شوید.

مطلب مرتبط:   شما به اندازه کافی از این ویژگی بهره‌وری ویندوز استفاده نمی‌کنید

تغییراتی که بیشترین کاهش تعویض ذهنی را داشتند

ویژگی‌های کوچک ویوالدی با تأثیر بزرگ

تب‌های عمودی ویوالدی در مرورگر

چند تغییر کوچکتر در نهایت کار بیشتری نسبت به انتظار انجام دادند.

فضاهای کاری ویوالدی به من امکان داد تا کار فعال را از کار متوقف شده جدا کنم. پروژه‌های جاری در یک فضای کاری زندگی می‌کنند. چیزهایی که بعدها ولی نه امروز نیاز دارم در فضای دیگری هستند. این به این معنی بود که کار ناتمام می‌توانست از دید پاک شود بدون اینکه بسته یا فراموش شود.

کاشی‌گذاری تب به‌طور کامل جایگزین جابجایی پنجره‌ها برای وظایف مقایسه‌ای شد. به‌جای پرش بین تب‌ها یا کشیدن پنجره‌ها در دسکتاپ، دو یا سه تب را داخل همان پنجره مرورگر کاشی‌گذاری کردم. این باعث شد تمرکزم ثابت بماند در حالی که هنوز امکان ارجاع جانبی وجود داشت.

سرانجام، نحوهٔ فکر کردن به بستن تب‌ها را تغییر دادم. چون مدیریت نشست ویوالدی قابل اعتماد است، از نگه‌داشتن تب‌ها به‌دلیل ترس دست کشیدم. اگر چیزی بعداً نیاز داشتم، به بازگردانی نشست اطمینان داشتم. آن تصمیم واحد به‌طرز چشمگیری انبارش تب و شلوغی بصری را کاهش داد.

با هم، این تغییرات به معنای گزینه‌های قابل مشاهدهٔ کمتر در هر لحظه بود. گزینهٔ کمتر یعنی تعویض ذهنی کمتر، حتی زمانی که حجم کار ثابت می‌ماند.

چرا لینوکس این بازطراحی را واقعا ماندگار کرد

رفتار دسکتاپ تقویت‌کنندهٔ مرزهای مرورگر

هیچ‌یک از این‌ها به این خوبی کار نمی‌کرد اگر سیستم‌عامل مداوم مداخله می‌کرد.

در لینوکس، به‌ویژه با محیط دسکتاپ آرامی مانند سینی‌مون، رفتار پنجره‌ها پیش‌بینی‌پذیر است. مرورگر را به یک فضای کاری خاص ثابت کردم و قوانین تمرکز را تنظیم کردم تا پنجره‌های جدید توجه را نگیرد. اعلان‌ها فقط به مواردی که نیاز به اقدام فوری داشتند محدود شد.

برای کسانی که از سیستم‌های دیگر می‌آیند، دسکتاپ سینی‌مون لینوکس مینت اغلب توصیه می‌شود زیرا محیط پایداری فراهم می‌کند که عادات شما را بازنشانی نمی‌کند. چون سیستم به‌طور مداوم من را مزاحمت نمی‌داد، ساختاری که در مرورگر ساخته بودم دست نخورده باقی ماند. وظایف در جایی که گذاشته بودم می‌ماند. زمینه‌ها جدا می‌ماند. وقتی وظایف را تعویض می‌کردم، به این دلیل بود که خودم انتخاب می‌کردم، نه به‌دلیل اینکه چیزی توجه را طلب می‌کرد. اینجاست که بازطراحی مرورگر و سیستم‌عامل یکدیگر را تقویت کردند.

مطلب مرتبط:   نحوه نصب Hyper-V در ویندوز 11 Home

آدی‌استی در جی‌ام‌پی

اگر آن را بسازید، می‌توانید تقریباً هر چیزی را خلق کنید.

چرا بازطراحی بر انضباط غلبه کرد

چه چیزی تغییر کرد وقتی تعویض زمینه به‌صورت تصادفی متوقف شد

یک میزکار شلوغ

جالب‌ترین بخش این بود که هیچ‌یک از اینها نیاز به کنترل خود بیشتری نداشت. من در تمرکز بهتر نشدم. بلکه در طراحی محیطی بهتر شدم.


گزارش MUO: اشتراک کنید و هرگز آنچه مهم است را از دست ندهید

با بازطراحی نحوهٔ نمایاندن کار توسط مرورگرم، تعویض زمینه دیگر چیزی نبود که مجبورم با آن جنگ کنم. به‌سادگی کمتر رخ می‌داد. وقتی رخ می‌داد، عمدی بود و بازیابی آن آسان‌تر بود.

در پایان روز، مرورگرم دیگر شبیه سوابق تمام افکارم نبود. شبیه مجموعه‌ای از وظایف تکمیل‌شده و مکث‌کرده شد. تفاوت خستگی ذهنی پس از چند روز قابل‌توجه بود.

چرا این کار کرد وقتی سایر راه‌حل‌ها کار نکردند

تعویض زمینه نقص شخصی نیست. این یک مشکل طراحی است. وقتی مرورگر را به‌عنوان محیط اصلی کار در نظر گرفتم، بازطراحی آن راه‌حل واضح شد.

ویوالدی ابزارهای ساختاری را به من داد. لینوکس این ساختار را ثابت کرد. نتیجه تمرکز کامل نبود، بلکه چیزی بسیار مفیدتر بود: یک روز کاری که احساس هماهنگی می‌کرد به‌جای پراکنده بودن.

و این همان چیزی بود که سرانجام تفاوت را ایجاد کرد.