خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

— نیازی به چندین مانیتور ندارید — این همان چیزی است که نیاز دارید

پنج سال پیش، معتقد بودم که نمایشگرهای بیشتر به معنای بهره‌وری بالاتر است. من چهار، گاهی پنج صفحه‌نمایش به MacBook Pro‌ام متصل داشتم. ایمیل را روی یک صفحه، Slack را روی صفحه‌ای دیگر، Google Docs را روی سومین صفحه و پنجره‌های پژوهشی را روی چهارمین صفحه داشتم. این برایم کاملاً کامل بود. پایه‌ها تمام میزم را اشغال کرده بودند؛ کابل‌ها فاجعه‌ای درهم بودند و فن لپ‌تاپ من بدون وقفه با حداکثر سرعت کار می‌کرد.

پنج سال پیش، من کاملاً معتقد بودم که داشتن مانیتورهای بیشتر به معنای بهره‌وری بیشتر است. من چهار، گاهی پنج صفحه نمایش به‌هم‌پیوسته به مک‌بوک پروم داشتم. ایمیل من روی یک صفحه، اسلک روی صفحهٔ دیگر، گوگل داکس روی سوم و پنجره‌های تحقیق روی صفحهٔ چهارم بود. به‌نظر من این وضعیت کامل بود. پایه‌ها تمام فضای میزم را اشغال کرده بودند؛ کابل‌ها به‌هم‌پیوسته بودند و فن لپ‌تاپ‌ام بی‌وقفه با حداکثر سرعت می‌چرخید.

در یک سفر کاری، لازم بود پیش از شام کاری‌ام کاری را تمام کنم و لپ‌تاپ‌ام را به تلویزیون اتاق متصل کنم—یکی از تلویزیون‌های بزرگ ۶۵ اینچی. پس از حدود یک ساعت، متوجه شدم که مک‌ام برای اولین بار واقعاً ساکت شده و پیدا کردن پنجره‌ها آسان‌تر شده. همه چیز سریع‌تر به‌نظر می‌رسید. به‌نظر می‌رسید تلویزیون تصادفی هتل نشان داد که چقدر روش کاری‌ام معکوس بود. پس از آن تجربه، چهار مانیتور ۲۷ اینچی‌ام را به یک تلویزیون ۵۵ اینچی سامسونگ فریم ارتقا دادم.

Multiple monitors create more problems than they solve

My four-monitor setup was making things worse

سینی صفحه‌کلید mountit با تلویزیون سامسونگ فریم ۵۵ اینچی

مک‌بوک پرو من ۴‑۵ صفحه نمایش خارجی اجرا می‌کرد که فکر می‌کردم باعث کارایی بالای من می‌شود. ایمیل من صفحهٔ مخصوص خود داشت، نوشتن صفحهٔ دیگری، اسلک صفحهٔ سوم و مستندات صفحهٔ چهارم. گاهی برای اسپاتیفای یا آمار سیستم، پنجرهٔ پنجم را هم باز می‌کردم. مهمانان به‌عدد صفحه‌های من اشاره می‌کردند.

اما مشکلات یکی‌یکی اضافه می‌شدند. فن‌های مک‌بوک پروم دائم با حداکثر سرعت می‌چرخیدند. نه فقط در کارهای سنگین—همیشه. دستگاه برای راندمان پیکسل‌ها به تمام این صفحه‌ها کار اضافه می‌کرد و می‌توانست حرارت آن را حتی وقتی که فقط ایمیل می‌خواندم احساس کنم. عملکرد در تماس‌های تصویری یا وقتی چند برنامه یک‌جا باز بود، به‌طور جدی کاهش می‌یافت، که تقریباً همیشه بود.

مطلب مرتبط:   10 ویژگی مخفی آیفون که شما را بازدهی بیشتر می کند

وضعیت کابل‌کشی به‌سرعت به‌حدی مسخره شد. هر مانیتور به‌منبع برق نیاز داشت؛ هر مانیتور به‌اتصال ویدئویی نیاز داشت—DisplayPort این‌جا، HDMI آن‌جا و آداپتورهای مختلف برای همه. برای اتصال همه یک هاب USB داشتم. سیم‌های پشت میز تبدیل به گره‌ای غیرقابل حل شد که دست از رفعش برداشتم. بین تمام پایه‌ها، به‌سختی می‌توانستم صفحه‌کلید و فنجان قهوه را روی سطح واقعی میز جا بگذارم.

چرخش مداوم سر بین صفحه‌ها باعث درد گردن شد. به‌علاوه، لبه‌های ضخیم بین مانیتور‌ها هر بار که پنجره‌ای را بین صفحه‌ها می‌کشیدم، قطع بصری ایجاد می‌کرد. من متقاعد شدم که برای بهره‌وری به چهار مانیتور نیاز دارم، اما در واقع، من فقط سعی می‌کردم دور این اصطکاک‌ها کار کنم.

One large TV changed everything for me

A business trip hotel room taught me a better way

تلویزیون سامسونگ فریم ۵۵ اینچی روی میز با macOS

من مهلتی در طول یک سفر کاری داشتم و اتاق هتل یک تلویزیون LCD بزرگ دیواری داشت. احتمالاً ۶۵ اینچی بود، شاید بزرگتر. برنامه‌ریزی کرده بودم حدود یک ساعت کار کنم قبل از اینکه برای غذا بیرون بروم. انتظار زیادی از آن نداشتم—فقط فضای بیشتری نسبت به صفحه‌ی لپ‌تاپ‌ام.

اولین چیزی که توجه‌ام را جلب کرد، ساکت بودن مک من بود. فن‌ها کار می‌کردند، اما با یک همهمه عادی به‌جای صدای موتور جت که عادت کرده بودم، کار می‌کردند. همه چیزهایی که معمولاً استفاده می‌کردم—مرورگر با تب‌های زیاد، Google Docs، یک صفحه‌گسترده، Slack و Gmail—را باز کردم. همه به‌خوبی کار می‌کردند. حتی بهتر از خوب، در واقع. هیچ لگی هنگام جابجایی بین برنامه‌ها نبود و انتظار برای بارگذاری هم نداشت.

پیدا کردن پنجره‌ها ابتدا عجیب بود، اما سپس خیلی آسان شد. می‌توانستم همه چیز را هم‌زمان ببینم بدون این‌که فکر کنم «خب ایمیل سمت چپ است» یا «Slack روی مانیتور سمت راست است». هیچ لبه‌ای فضای کار من را قطع نمی‌کرد. می‌توانستم واقعاً ببینم تمام پنجره‌ها چگونه به‌یکدیگر مرتبط هستند بدون این‌که بدنم را بچرخانم.

مطلب مرتبط:   این برنامه رایگان، ردیابی ساعت‌های کاری من را به سادگی انجام داد.

به‌جای یک ساعت برنامه‌ریزی شده، دو ساعت کار کردم. فقط وقتی که می‌خواستم کابل را جدا کنم و بخواهم بروم، متوجه شدم. آن لحظه فهمیدم که تمام مانیتورهای خانه من واقعاً بهره‌وری‌ام را افزایش نمی‌دادند. فقط در مسیر کار من مانع بودند.

Why a single large display beats multiple monitors

Window management gives you the same layout with better performance

راه‌اندازی میز ایستاده با چهار مانیتور

چیزی که بسیاری از مردم از آن غافل هستند این است: اسنپینگ پنجره‌های macOS بر روی یک صفحه بزرگ به همان اندازه که پنجره‌ها را در مانیتورهای جداگانه مرتب می‌کند، کار می‌کند. من آن را به چهار بخش تقسیم می‌کنم—بالا‑چپ برای نوشتن، بالا‑راست برای ایمیل، پایین‑چپ برای مرورگر و پایین‑راست برای Slack. این تقریباً دقیقاً همان تنظیمی است که قبلاً بر روی چهار مانیتورم داشتم.

تفاوت این است که من به این چیدمان قفل نشده‌ام. اگر به پنجره‌هایم فضای بزرگ‌تری برای کاری دشوار نیاز داشته باشم، فقط آنها را بزرگ‌تر می‌کشم. وقتی می‌خواهم روی یک کار تمرکز کنم، تمام‌صفحه کردن فقط نصف ثانیه طول می‌کشد و می‌توانم هر زمان که خواهم به حالت قبلی برگردم. همچنین گزینه‌هایی برای تقسیم چپ/راست، بالا/پایین یا تقسیم به ساب‌تقسیم‌های عمودی وجود دارد. این بسیار انعطاف‌پذیرتر از مانیتورهای فیزیکی است که اندازه ثابت دارند.

کامپیوتر شما فقط باید یک نمایش را مدیریت کند نه ۴‑۵. مک‌بوک پرو من پس از اینکه دیگر آن را به تمام این صفحه‌ها فشار ندادم، بسیار ساکت‌تر شد.

به‌علاوه، هیچ لبه‌ای نمای شما را قطع نمی‌کند. این ممکن است کوچک به‌نظر برسد تا وقتی که مدتی بدون لبه کار کنید. جابجایی پنجره‌ها نرم است به‌جای اینکه هر چند اینچ یک دیوار برخورد کنید. می‌توانید همه چیز را بدون چرخش سر یا صندلی ببینید. همان مقدار فضای صفحه‌نمایش است، فقط تقسیم به قطعات نیست.

The Samsung Frame TV is the perfect home office display

Wall mounting freed up my entire desk

تلویزیون سامسونگ فریم ۵۵ اینچی با ۳ پنجره باز در macOS

وقتی به مکان جدیدمان نقل مکان کردیم، تصمیم گرفتم این مشکل را حل کنم. تمام چهار مانیتور ۲۷ اینچی‌ام را فروختم و به‌جای آن یک تلویزیون سامسونگ فریم ۵۵ اینچی خریداری کردم. این شاید عجیب به‌نظر برسد؛ من می‌دانم، اما نتیجه‌ای که بدست آمد هوشمندانه‌ترین ارتقاءی بود که برای میز انجام دادم.

مطلب مرتبط:   نحوه تغییر فونت در Notion

تلویزیون فریم روی دیوار نصب می‌شود همانند این که یک تصویر را آویزان می‌کنید. دقیقاً هیچ فضای میزی را اشغال نمی‌کند. میز من از حدود ۲۰٪ خالی به‌تمامی باز شد به‌استثنای صفحه‌کلید و ماوس. کل اتاق بدون تمام مانیتورهای تودرتو بزرگ‌تر به‌نظر می‌رسید. وقتی خاموش است، فقط شبیه یک قاب عکاسی روی دیوار است.

سامسونگ با One Connect Box آن را همراه می‌کند که تمام اتصالات را پوشش می‌دهد. چهار کابل برق و چهار کابل HDMI توسط یک کابل باریک به یک جعبه کوچک جایگزین شد. من جعبه را در یک کابینت میز گذاشتم و کابل را از طریق دیوار کشیدم. حالا از صندلی‌ام هیچ سیمی نمی‌بینم. پس از مقابله با آشوب کابل‌ها برای سال‌ها، داشتن همه چیز مخفی حس خوبی است.

متن حتی پس از هشت یا ده ساعت کار، روی صفحه ۴K واضح می‌ماند. ۱۲۰ هرتز اسکرول را سریع و پاسخگو می‌کند. وقتی کارم تمام شد، حالت Art آن را به نمایش عکس یا نقاشی‌ها تغییر می‌دهد به‌جای اینکه فقط یک مستطیل سیاه باشد. این تلویزیون تمام مشکلی که با مانیتورها داشتم حل کرد و برخی امکانات اضافی که انتظار نداشتم اضافه کرد.

One screen beats four any day

ایده تعویض ۴‑۵ مانیتور با یک تلویزیون بزرگ در ابتدا خیلی احمقانه به‌نظر می‌رسید. اما الآن نمی‌توانم خودم را به‌سابقه برگردانم. کامپیوترم خنک‌تر و ساکت‌تر کار می‌کند، میز من زیر استندها و کابل‌ها خفه نشده و در واقع بیشتر کار می‌کنم بدون اینکه به دنبال پنجره‌ها در صفحه‌های مختلف بگردم. بزرگ‌تر بودن در نهایت بهتر از بیشتر بودن بود. اگر هم‌اکنون غرق مانیتورها و کابل‌ها هستید، یک نمایش بزرگ ممکن است بهترین گزینه باشد. برای من کار کرد.