Mac mini هرگز برای جایگزینی تنظیمات فعلی من ساخته نشده بود. ویندوز سالها پیش پیشفرض من بود و هنوز بهطور قابل اعتماد کارهای من را انجام میداد. بیشتر کارهایی که انجام میدهم شامل نوشتن، تحقیق و باز کردن دهها برگه مرورگر بهصورت همزمان است، بنابراین دلیل قوی برای تغییر پلتفرم نداشتم.
Mac mini هرگز قرار نبود جایگزین تنظیمات فعلی من شود. ویندوز سالها پیشفرض من بوده و همچنان کارهای من را بهصورتی قابلاعتماد انجام میداد. اکثر کارهایی که انجام میدهم شامل نوشتن، تحقیق و باز نگه داشتن دهها تب مرورگر بههمزمان است، بنابراین دلیلی قوی برای تغییر پلتفرم نداشتم.
به همین دلیل، آن بهعنوان یک دستگاه ثانویه به کار گرفته شد، در کنار ویندوز بهجای جایگزینی آن. من برنامهریزی کرده بودم که وقتی منطقی باشد از آن استفاده کنم و وقتی نیست به ویندوز بازگردم. چیزی که تغییر کرد، ویندوز نبود بلکه دفعاتی بود که مک دستگاهی میشد که ابتدا آن را باز میکردم.
Living inside Spotlight
One shortcut replaced daily navigation
Spotlight اولین ویژگی macOS بود که جایگزین کاری شد که قبلاً چندین بار در روز انجام میدادم. بهجای اینکه تصمیم بگیرم یک مورد کجا ذخیره شده یا در کدام منو قرار دارد، با یک کلید میانبر شروع به تایپ کردم. تنها پس از چند روز، Command + Space به روشی تبدیل شد که برنامهها را باز میکنم، فایلها را میآورم و به تنظیمات میپرم.
این یک جستجوی سراسری در macOS است که برنامهها، فایلها و کنترلهای سیستم را در یک فهرست نتایج جمع میکند. اگر به سند، تصویر یا تنظیمی نیاز داشته باشم، با باز کردن Finder یا گشتن در منوها شروع نمیکنم. همان کلید میانبر را استفاده میکنم، چند حرف تایپ میکنم و آنچه لازم دارم را از صفحهٔ اول باز میکنم. در مدت کوتاهی، این کار تعداد کلیکهای لازم برای رسیدن به تنظیمات رایج را کاهش داد.
ویندوز نیز دارای قابلیت Search است و من سالها از آن در منوی Start و نوار کار استفاده کردهام. با این حال، در سیستم من Windows Search اغلب پیشنهادهای شبیه به وب را بههمراه نتایج محلی نشان میداد، حتی زمانی که بهدنبال چیزی بودم که پیشاپیش بر روی PC موجود بود. برای جستجوی نام فایل یا تنظیمی، مجبور میشدم نتایج اضافی را که به فهرست اضافه میشدند، نادیده بگیرم. Spotlight در همان وضعیت متفاوت رفتار میکرد. ابتدا برنامهها، فایلها و تنظیمات محلی را نمایش میداد، بنابراین نتایج جستجو بر آنچه از قبل بر روی دستگاه وجود داشت متمرکز میشد.
بقیهٔ دلیل استفاده مداوم از آن این بود که بدون نیاز به تغییر زمینهها، کارهایی را بهعهده میگرفت. محاسبات ساده و تبدیلها مستقیماً در نتایج ظاهر میشدند. برخلاف Windows Search، Spotlight این جستجوهای پایهای را بهصورت محلی و آفلاین انجام میدهد. تایپ Bluetooth مرا مستقیم به کنترل مربوطه برد، بهجای اینکه ابتدا از چندین پنل عبور کنم. هرچه روزها میگذشت، تغییر بزرگتر قابلاندازهگیری شد. زمان کمتری را صرف مرور کردم و زمان بیشتری را در همان پنجره سپری کردم، که باعث شد احساس سرعت بیشتر بر روی مک ایجاد شود، حتی زمانی که کار اصلی یکسان بود.

فقط آسانتر است.
Making macOS fit my existing workflow
Adjusting the system to existing habits

Spotlight باعث شد مک برای جستوجو سریع باشد، اما یک مشکلی که در استفادهٔ روزمره با آن مواجه شدم را حل نکرد. اصطکاک در حافظهٔ عضلانی، نه در عملکرد، ظاهر شد. پس از سالها استفاده از ویندوز، دستهایم برای میانبرهایی مثل Ctrl + C و Ctrl + V آموزش دیده بودند. انگشتهایم بدون فکر خودکار به آنها میرفتند. در macOS، همان عملیاتها نیروی کلید Command را میطلبند. هنگام بازآرایی پاراگرافها و جابجایی متن، بهعادت کلیدهای میانبر ویندوز را فشار میدادم.
کیبورد خود مسأله نبود. من از یک کیبورد HP با Mac mini استفاده میکنم و برای نوشتن ساده احساس آشنایی میدهد. حتی با یک کیبورد آشنا، انگشتهایم هنوز به میانبرهای ویندوز میرفتند. بهجای تغییر حافظهٔ عضلانی، macOS را با تنظیم Modifier Keys در زیر System Settings → Keyboard تنظیم کردم. سپس کلیدهای تغییردهنده را روی کیبورد HP خودم طوری بازتعریف کردم که رفتار کپی، برش و جایگذاری که سالها در ویندوز استفاده میکردم، شبیهسازی شود.
پس از این تغییر، ویرایش متن دیگر سرعت کارم را کم نمیکرد. میتوانستم متن را جابجا، کپی و بازآرایی کنم بدون اینکه جریان کارم قطع شود یا در وسط جمله کلیدها را اصلاح کنم. Spotlight قبلاً مک را برای مرور سریع آماده کرده بود. رفع مشکل کیبورد عاملی بود که باعث شد در مدتهای طولانیتر کار کند، نه فقط در آزمایشهای کوتاه.
A calmer and more predictable work experience
Fewer interruptions during everyday use

بهمحض اینکه تمام روزها روی Mac mini کار کنم، تفاوتها در وظایف عادی آشکار شد. در لپتاپ ویندوز من، فن خنکسازی حتی در کارهای سبک نیز اغلب قابلشنیدن بود. در حالی که Mac mini با همان بار کاری اجرا میشد، آن صدای پسزمینه تقریباً کم بود، بنابراین اتاق در حین کار ساکت میماند.
برای دریافت نکات بهرهوری مک و اصلاحات عملی مشترک شوید
برای دریافت نکات بهرهوری مک و اصلاحات عملی مشترک شوید
با اشتراک، موافقت میکنید که خبرنامه و ایمیلهای بازاریابی دریافت کنید و شرایط استفاده و سیاست حفظ حریم خصوصی Terms of Use و Privacy Policy را بپذیرید. میتوانید هر زمان که خواستید اشتراک خود را لغو کنید.
بهروزرسانیها تغییر دیگری بود که متوجه شدم. در ویندوز، اعلانهای بهروزرسانی و یادآوریهای ریستارت تمایل داشتند در میانهٔ جلسه ظاهر شوند و حتی پس از بهتعویق انداختن آنها، در ذهنم بهعنوان کاری که هنوز باید انجام دهم باقی میماند. در مک، کمتر با بهروزرسانیها در حین کار مواجه میشدم.
تنظیماتی که ادامه دادم استفاده کنم
من بهدلیل ناکامی ویندوز به macOS سوئیچ نکردم. من به این دلیل سوئیچ کردم که یک پیکربندی به طور پیوسته نیاز به توجه کمتری در همان نوع کار داشت. به تدریج، دیگر به این فکر نمیکردم که از کدام دستگاه استفاده کنم و دستگاهی را که ساکت، پیشبین و بدون مانع بود، استفاده میکردم. با گذشت زمان، این سیستم اولین سیستمی شد که باز میکردم.