زمانی بود که تقریباً برای همه چیز macOS را بر لینوکس ترجیح میدادم. اما با گذشت زمان متوجه شدم که به دلیل عدم اختصاص فضای بیشتر به لینوکس در جریان کارم، چیزهای زیادی را از دست میدهم.
زمانی بود که من macOS را نسبت به Linux ترجیح میدادم برای تقریباً همه چیز. اما با گذشت زمان، شروع به درک این کردم که با عدم اختصاص فضای بیشتری به Linux در جریان کارم، چیزهای زیادی را از دست میدادم.
این مرا به فکر میانداخت که چرا باید فقط یکی را انتخاب میکردم. بنابراین تصمیم گرفتم هر دو را همزمان به عنوان بخشی از تنظیمات روزانهام امتحان کنم، و فکر میکنم تنظیمات کاملاً مناسبی برای خودم پیدا کردهام.

من محبت به لینوکس را دریافت میکنم؛ فقط آن را به اشتراک نمیگذارم.
Linux در برخی موارد بهطرز شگفتانگیزی فوقالعاده است… و در سایر موارد وحشتناک است
قدرت، آزادی، و سر درد گهگاهی

من تقریباً شش سال است که از لینوکس استفاده میکنم، اما تغییر کامل بسیار اخیراً رخ داد. فقط در یک یا دو سال گذشته توانستم تمام دستگاههای غیر اپل خانوادهام را از ویندوز به لینوکس منتقل کنم. و من نسبت به این که یک قدم نزدیکتر به مالکیت واقعی دستگاههایی که دارم شدم، بسیار خوشحالم.
پیکربندی فعلی من بسیار ساده است. من CachyOS را صرفاً برای بازی استفاده میکنم، زیرا به راحتی بهترین عملکردی را که تا به حال در یک توزیع لینوکس دیدهام دارد. من بیشتر یک بازیکن دستی هستم و از ASUS ROG Ally به عنوان دستگاه بازی اصلی خود استفاده میکنم، و اجرای لینوکس بر روی آن کاملاً خوشایند بوده است.
چه در حالت دستی بازی کنم و چه به یک مانیتور وصل شوم، تجربه کاملاً پایدار بوده است. از هر نظر برای من، چندین برابر بهتر از ویندوز است. برای سایر کارها از Fedora Silverblue استفاده میکنم. این توزیع پایدار است و به طرز عجیبی آرامشبخش است وقتی که به ایدهٔ کاملناپذیر سیستمعامل پافشاری میکنید.

حتی دستزدن به لینوکس برای من تبدیل به یک سرگرمی بزرگ شده است و باور کنید، این یک سوراخ خرگوشی بسیار عمیق است وقتی به سفارشیسازی محیط دسکتاپ یا تغییر کرنلها میپردازید.
و حتی اگر من یک مغز متفکر کامل لینوکس نبودم، هنوز یک جایگزین واقعی برای سختافزار یکسان وجود ندارد. ویندوز ۱۱ هربار که بهروز میشود همچون یک آتشسوزی در سطل زباله به نظر میرسد، پس گزینهٔ دیگر چه باید باشد؟ خوشبختانه امروزه توزیعهای لینوکسی عالی زیادی وجود دارند که بهطرز خودکار پس از نصب کار میکنند.
اما لینوکس هنوز در برخی موارد ضعیف است. فقط هفتهٔ گذشته نتوانستم حتی Discord را باز کنم چون نصبکننده بهروزرسانی کاملاً خراب شد. رفع مشکلی اینچنین ساده حدود ۳۰ دقیقه زمان گرفت و این دقیقاً همان نوع اصطکاکی است که نمیخواهید هنگام سعی در ادامهٔ کار روزانهتان با آن مواجه شوید.
بله، اکثر افراد اکنون کارهای خود را داخل مرورگر انجام میدهند، اما هنوز خلأهای زیادی برای پر کردن وجود دارد. گاهی «فقط از لینوکس استفاده کنید» یک توصیهٔ دقیق نیست.
macOS خلأهایی را پر میکند که لینوکس پشت سر میگذارد
فقط کار میکند (گاهی)
در اینجاست که macOS وارد میشود و به سرعت ارزش خود را نشان میدهد. برنامههای خلاقانه بهطور واضح بر روی macOS بهتر کار میکنند. میدانم که جایگزینهای متنباز عالیای در لینوکس وجود دارد و به کسانی که زمان خود را برای تسلط بر آنها صرف میکنند احترام میگذارم.
من جزو آنها نیستم. وقتی که کار خلاقانه سنگینتر است، برنامههایی مانند Logic Pro و Final Cut Pro چیزهایی هستند که قبلاً میشناسم و به آنها اعتماد دارم. نمیخواهم کل جریان کاریام را فقط برای اثبات نکتهای دربارهٔ نرمافزارهای آزاد دوباره یاد بگیرم. یا برای توسعهٔ برنامههای iOS، واقعیت ناراحتکننده این است که گزینهٔ دیگری ندارم جز داشتن یک مک.
من همچنین بر این باورم که سختافزار مک، بهویژه MacBookها، در حال حاضر کاملاً بینظیر هستند. من از روز اول کاربر Apple Silicon بودم و این بهراحتی بهترین چیزی است که اپل در مدت زمان طولانی انجام داده.
هنوز هیچ چیزی وجود ندارد که عملکرد فوقالعاده، باتری عالی، کیبورد و ترکپد شگفتانگیز، صفحه نمایش عالی داشته باشد، و همزمان کاملاً بدون فن باشد.

جالب این است که قیمتهای غیرمنطقی رم اپل این روزها بهنظر میرسد منطقی باشد. با بحران جاری رم، مکها بهطور عجیبی ارزش خوبی برای پول دارند.
وقتی در کلاس هستم یا نیاز دارم سریع بدون حواسپرتیها به کار ادامه دهم، همیشه macOS را انتخاب میکنم. میتوانم درب لپتاپ را باز کنم و بلافاصله کارم را شروع کنم بدون اینکه نگران خالی شدن باتری کامل در حالت خواب در کیفم باشم.
اگرچه من بهخصوص iPhoneها یا اکوسیستم گستردهٔ اپل را دوست ندارم، نمیتوانم انکار کنم که macOS فقط کار میکند. این سیستم از راه من دور میشود و ترکیب سختافزار و نرمافزار به خودی خود باعث میشود حداقل یک مک داشتن ارزش داشته باشد.
من بیشتر انجام میدهم چون هر سیستم عامل نقش واضحی دارد
بهترین ترکیب دو جهان

با وجود اینکه macOS و لینوکس ایدئولوژیهای کاملاً متفاوتی دارند، در واقع تقریباً مشابه هستند. macOS بر پایه هستهٔ یونیکس (Darwin) ساخته شده است، در حالی که لینوکس نیز سیستمعاملی شبیه یونیکس است که از همان ایدهها الهام گرفته است. هر دو همچنین از پوستههای مشابهی (bash و zsh) استفاده میکنند.
حتی در خط فرمان، احساس آشنائی میکنند. هر دو به پوستههایی مانند bash و zsh وابستهاند که به این معنی است بسیاری از دستورات ترمینال دقیقاً بهطور یکسان در هر دو کار میکند. من از برنامههای ترمینال زیادی استفاده میکنم، و توانایی جابجایی بین لینوکس و macOS بدون بازنگری در جریان کارم یک برنده بزرگ است. اسکریپتها، ابزارها و عادات بهراحتی منتقل میشوند. هیچچیزی هنگام تعویض ماشینها غریبه حس نمیشود.
اشتراک برای نکات عملی تنظیم macOS + Linux
Linux جایی است که من بازی میکنم، آزمایش میکنم و دستدست میپردازم. اینجاست که من تنظیمات جدید را امتحان میکنم، با تنظیمات سیستم بازی میکنم و صرفاً به این دلیل که میتوانم کارها را انجام دهم. اگر چیزی خراب شد، میتوانم بهسرعت بازگردانم.
و به همان اندازه مهم است که این به این معناست که من سختافزارهای کاملاً سالم را صرفاً به این دلیل که یک مک هم استفاده میکنم، دور نمیدازم. نصب لینوکس بر روی ماشینهای قدیمیترین راهی بوده است که آنها را سالها بیشتر مفید نگه داشته است، بدون اینکه به زباله الکترونیکی تبدیل شوند.
macOS ابزاری است که من برای کلاسها، بردن لپتاپ خارج از خانه و کار متمرکز استفاده میکنم. من برای برنامهنویسی و نوشتن ترجیح میدهم از آن استفاده کنم و این جداسازی به این معنی است که من آزمایشات را با چیزهایی که واقعاً باید تمام کنم مخلوط نمیکنم. از آنجا که macOS و لینوکس زیرساختهای کافی مشابهی دارند، جابجایی بین دو مورد آسان است. فقط از آنچه برای هر کار بهترین است استفاده میکنم.

کاربران لینوکس عشق دارند که ویندوز را نقد کنند، اما همیشه درست نیستند.
هر چیزی بهتر از ویندوز است
ممکن است بپرسید چرا اصلاً به ویندوز اشاره نکردم. برای من، این یک جک تمامکارها و متخصص هیچکدام نیست. بله، میتوانم بازی کنم و همه چیزهای دیگر را روی یک دستگاه انجام دهم، اما در هیچیک بهترین نیست. این روزها، بیشتر بهجای کمک، فقط مانع میشود، و مایکروسافت به نظر میرسد بهطور کامل در حال خراب کردن خودش است.
اگر پیش از این یک دستگاه ویندوزی دارید، من توصیه نمیکنم فوری یک مک بخرید. ابتدا لینوکس را روی آن سختافزار نصب کنید. ممکن است شگفتزده شوید که چقدر پیشرفت میکنید و متوجه شوید که اصلاً به دستگاه جدیدی نیاز ندارید.