مانند اکثر مردم، من انقلاب جدید تلویزیون بر حسب درخواست را با آغوش باز استقبال کردم. با اشتیاق بیحد و حصر، خودم را در حال اشتراکگذاری در پلتفرمهای استریمینگ میدیدم همانند اینکه پوکمونها را جمعآوری میکنم. چند وقت پس از آن، صفحهٔ اصلی من شبیه یک بوفه دیجیتالی شد که نتفلیکس، دیزنی پلاس، پرایم ویدیو، اپل تیوی پلاس و موارد دیگر را سرو میکرد.
مانند اکثر مردم، من انقلاب جدید تلویزیون بر حسب تقاضا را با آغوش باز پذیرفتم. با اشتیاق بیحد و حصر، خودم را مییابم که به پلتفرمهای استریمینگ عضو میشوم انگار که پوکمون جمع میکنم. به زودی، صفحه اصلی من شبیه یک بوفه دیجیتال بود که نتفلیکس، دیزنیپلاس، پرایم ویدئو، اپلتیوی و موارد دیگر را سرو میکرد.
در نهایت، متوجه شدم که زمان بسیار زیادی را صرف جابهجایی بین سرویسهای استریمینگ و اسکرول منوها بدون یافتن چیزی جذاب که قبلاً ندیده بودم، میگذرانم. به نقطهای رسید که به تعادل کلی، صرفاً هزینههای ماهانه سرویسها ارزشش را نداشت. زمان تغییر اساسی فرا رسیده بود و من بهتدریج اشتراکهایم را یکییکی لغو کردم.
با این حال، یک سرویس استریمینگ وجود داشت که نتوانستم کاملاً از دست بدهیم: HBO Max. واضح بود که در فضایی که کمیت به نظر میرسد حاکم باشد، این پلتفرم کیفیت را بالاتر از همه چیز قرار میدهد.

اضافهبار استریمینگ
محتواهای متوسط بیش از حد من را به لغو اشتراک وادار کرد
تلویزیون کابلی آشوبآمیز بود و تلویزیون بر حسب تقاضا ما را از محدودیتهای سفت و سخت کانالهای برنامهریزی شده نجات داد. در ابتدا، این یک هوای تازه واقعی بود. نیازی به تغییر سبک زندگیتان برای سازگاری با عادات تماشتان نبود و هرگز نگران از دست دادن یک برنامه مورد علاقه نبودید. اما میان توصیههای اغلب قابل سؤال الگوریتمها، تریلرهای خودکار، و منوهای همواره در حال گسترش، من بعدها خود را در برابر انتخابها فلج یافتم.
تعداد برنامههایی که من آنها را ضروری میدانستم در حال کاهش بود، زیرا سرگرمی سبک و فراموشنشدنی بیشتری به لیستها اضافه میشد. در تمام پلتفرمها، مواد بیشتری میدیدم که باید پس از انتشار بهنوعی سطل تخفیف دیجیتال اختصاص مییافت. این فهم که من برای این اضافهوزن پرداخت میکردم، آخرین چوبی بود که من را به لغو اکثر اشتراکهایم واداشت.
به نظر نمیرسد که من تنها هستم. یک نظرسنجی Gracenote 2025 نشان داد که افزایش قیمتها، خستگی از اشتراکها و چالش یافتن محتوای جدید باعث شده تعداد بیشتری از مشتریان اشتراکهای استریمینگ خود را لغو یا کاهش دهند. با متوسط هزینهٔ سالانهٔ ۱٬۰۰۰ دلار آمریکایی برای این سرویسها، بهراحتی میتوان دید که چرا بهمحض کاهش کیفیت، این سرویسها مورد انتقاد قرار میگیرند.
چرا HBO Max ماند
یک سرویس هنوز همان اعتبار و وعدهٔ کیفیت را حفظ میکند
حتی در روزهای کابل، HBO اعتبار و کیفیتی خاص داشت که سرگرمیهای سطحی نبود و بهنظر میرسید به هوش ما احترام میگذارد. این کیفیت به سرویس استریمینگ آن نیز منتقل شده است، جایی که انتشارهای جدید اساسی، مانند Chernobyl, Succession, The White Lotus, Mobland و The Last of Us، در کنار سریالهای کلاسیک مانند The Sopranos, Band of Brothers, Boardwalk Empire و The Wire قرار میگیرند.
سابقهٔ HBO Max در ارائهٔ تلویزیون با کیفیت بالا بینظیر است و با پیوستن به Discovery، تنوع بیشتری ارائه میدهد در حالی که همان سطح بالای کنترل کیفیت را حفظ میکند. در حالی که رقبا خوشحالند که برنامههای قالبی تولید کنند که به فرمولهای آزمونپذیر پایبند هستند، HBO Max همچنان به محتواهای تازه میپردازد و در ژانرها ریسک میکند.
علاوه بر این، بهنظر میرسد HBO به سریالها بدون لغو آنها متعهد است، برخلاف پلتفرمهایی مانند نتفلیکس که اغلب یک برنامه را اگر به ارقام مشاهده مورد انتظار نرسد، لغو میکند (من هنوز از 1899 دلخورم). بهطور خلاصه، سه دلیل مهم وجود دارد که من همچنان میمانم:
- کیفیت و انتخاب مستمر: در حالی که HBO Max هیچگاه دهها برنامهٔ جدید در هفته منتشر نمیکند، هر بار که برنامهای جدید میآید، مطمئنم که ارزش بررسی دارد. جایی که دیگر پلتفرمها بهنظر میرسد کمیت را بر کیفیت ترجیح میدهند، سلیقهٔ اداری HBO همان چیزی است که آن را متمایز میکند و حس همگرایی بیشتری میدهد.
- ارزش شفاف: باشد که HBO Max ارزان نیست، اما احساس میکنم ارزش پولم را دریافت میکنم. هیچ دیوار پولی مخفی برای محتوای ممتاز یا تغییر ناگهانی به قالبهای پر از تبلیغ وجود ندارد مگر اینکه خودم انتخاب کنم. اما مهمتر از همه، محتوایی که دارد حس پرمیوم دارد و ارزش هزینه را دارد.
- به زمان من احترام میگذارد: با HBO Max، حس نمیکنم که بهصورت اجباری محتوا خورده میشوم یا پخش خودکار من را مجبور میکند که سریالها را به سرعت پشت سر بگذارم. این به تفکر دعوت میکند و نیازی به مشارکت مداوم من ندارد وقتی که تلویزیون بر حسب تقاضا قبلاً یک فشار حسی بوده است.
این ترکیب سهگانهٔ آنچه یک سرویس استریمینگ خوب را میسازد، است و HBO Max این را به خوبی اجرا میکند.
آیا من زودتر عمل کردم؟
جنبهٔ منفی لغو اشتراکهایم

البته، من بسیاری از برنامهها را از دست میدهم و گفتگوهای جمعیتی که نمیتوانم در آنها شرکت کنم، وجود خواهد داشت. بهعلاوه، برنامههای نوستالژیک زیادی مثل Seinfeld هستند که نمیتوانم به دلخواه دوباره تماشا کنم (اگرچه خوشبختانه میتوانم خندهام را با Curb Your Enthusiasm در HBO برطرف کنم).
من بهخوبی میدانم که این تصمیم نیاز به سازش قابلملاحظهای دارد، بهویژه در زمانی که زمستان نزدیک میشود و مجبور خواهم شد زمان بیشتری را در خانه بگذرانم. با این حال، تبدیل این منفی به مثبت آسان خواهد بود اگر زمان بیشتری را به فعالیتهای دیگر اختصاص دهم که پیش از این صرف جستوجوی بیمورد در محتوای استریمینگ میشد. بهطور کلیدی، تلویزیونی که در نهایت میبینم، کیفیت بالاتر خواهد بود و احساس میشود که کمتر صرف گذر زمان میشود.
کانالسازی صدای مزاحمت با پاکسازی شلوغی دیجیتال
بهقدری که در آن زمان حرکت جسورانهای به نظر میرسید، لغو اشتراکهایم شبیه به یک تمیزکاری بهاری دیجیتال — یک پاکسازی از کمد دیجیتالام که فضای قابلملاحظهای برای چیزهای مهمتر باقی گذاشت. طبیعتاً میتوانم هر زمان که برنامهای باشد که نمیتوانم از دست بدهیم، یک یا دو ماه دوباره عضو شوم، اما در کل، از تصمیمم راضیام. علاوه بر این، پلتفرمهای استریمینگ رایگان با کیفیت بالا، مانند Tubi و Pluto TV، وجود دارند که میتوانم اشتیاقم به فیلم و سریالها را بدون تعهد به یک اشت اشتراک پرداختی برآورده کنم.
HBO Max کامل نیست. هیچ پلتفرمی کامل نیست. با این حال، هنوز به هنر قصهگویی و سرگرمی در درازمدت اعتقاد دارد، نه به محتوای سریعالتحویل که یک خارش سرگرمی را میخورد اما چیزی برای تأمل باقی نمیگذارد. علاوه بر این، در جهانی که همه قصد دارند به بیشترین پلتفرمها عضو شوند، داشتن تنها یک پلتفرم حس یک عمل کوچک سرکوبی میدهد، و برای من، همان یک اشتراک HBO Max است.