در خانهٔ قدیمیام، سیستم مش سهگرهای ایرو برای اینترنت ۱۵۰ Mbps بهخوبی کار میکرد. وقتی خانهٔ جدیدم را با سرویس ۱۲۰۰ Mbps ساختیم، فرض کردم همان سیستمهای مش مقیاسپذیر خواهند شد. اما اینطور نبود. دستگاهها بهطور مداوم اتصالشان قطع میشد، سرعتها بهطرز وحشیانه نوسان میکرد و خانوادهام روزانه از بافر شدن شکایت میکردند. گرههای مش نتوانستند با اینترنت سریعتر ما و فضای بزرگتر خانهٔ جدید هماهنگ شوند.
در خانهٔ قدیم من، سیستم مشی سهنودی Eero mesh system برای اینترنت 150Mbps بهخوبی کار میکرد. وقتی خانهٔ جدیدم را با سرویس 1,200Mbps ساختیم، گمان میکردم همان سامانههای مش بهطور مقیاسپذیر عمل کنند. اینطور نبود. دستگاهها بهصورت مداوم اتصالهای خود را قطع میکردند، سرعتها بهطوری ناآرام نوسان میکردند و خانوادهام روزانه از بافرینگ شکایت میکردند. نودهای مش نتوانستند اینترنت سریعتر ما و مساحت بزرگتر خانهٔ جدید را پشتیبانی کنند.
در نهایت به یک سیستم Ubiquiti با نقاط دسترسی سلكی (AP) ارتقا دادم. باید زودتر این کار را میکردم. شبکهام از چیزی که تحمل میکردم به چیزی که واقعاً به آن اعتماد میکنم تبدیل شد. وقتی تصمیم گرفتم crimp my own Ethernet cables برای پروژهٔ زیرزمینم انجام دهم، فهمیدم Eero دیگر بهزودی کافی نخواهد بود.
سیستم مش من تا زمانی که کار نمیکرد، خوب عمل میکرد
سه نود نتوانستند خانهٔ جدید را مدیریت کنند

در خانهٔ دو طبقهٔ قدیمیام که زیرزمین داشت، سه نود Eero مساحت کوچکتری را بدون مشکل پوشش میدادند، یک نود در هر طبقه. روش کار مش این است که هر نود بهصورت بیسیم به دیگر نودها متصل میشود. دادهها قبل از رسیدن به روتر از نود به نود دیگر میپرند و هر پرش مقداری پهنای باند را مصرف میکند. در سرعت 150Mbps، من حتی متوجه این مسئله نبودم. انتقال به خانهٔ جدید با سرویس 1,200Mbps تمام محدودیتهای معماری مش را که پنهان میماند، آشکار کرد.
طرح گستردهٔ خانهٔ جدید من بههمراه زیرزمین نیمهتمام، باعث شد نودها برای رسیدن به یکدیگر کشیده شوند. دستگاهها بدون دلیل واضحی به نودهای دورتر متصل میشدند. در ساعتهای اوج شب، Netflix با بافرینگ مواجه میشد. تماسهای Zoom وقتی که نیاز به ارائه داشتم، ثابت میشدند. دوربینهای Ring زمان بسیار طولانی برای بارگذاری میگرفتند. اسپیکرهای Echo در اتاقهای مختلف نیمی از زمان مرا نمیشنیدند و لامپهای Philips Hue یا سه ثانیه تأخیر میکردند یا اصلاً کار نمیکردند. سامانه مشی که قبلاً کافی بهنظر میرسید، حالا ضعیفترین پیوند در تنظیمات ما شد.

افزودن نودهای بیشتر پاسخی نبود
خانهٔ جدید من به بیش از فقط پوشش بهتر وای‑فای نیاز داشت

راه حل واضح این بود که نود چهارم یا پنجم Eero را خریداری کنیم تا پوشش را در فضای بزرگتر گسترش دهیم. اما خانهٔ جدید معادله را کاملاً تغییر داد. در جریان ساخت، سازنده کابلهای اترنت را در طبقه بالا نصب کرد — دفتر کار خانگی، مرکز سرگرمی، اتاق خوابها، مکانهای تلویزیونی و غیره. سپس چند سال پس از آن زیرزمین را تکمیل کردم و کابلهای خودم را برای تلویزیون باشگاه، اتاق مهمان و چند نقطهٔ دیگر که قصد استفاده از هابهای خانهٔ هوشمند را داشتم، کشیدم. تا زمانی که کارم تمام شد، بیش از 15 اتصال اترنت در سرتاسر خانه داشتم. پوشش وای‑فای دیگر مشکلم نبود. مدیریت تمام این زیرساختهای سیمکشی مسالهٔ اصلی بود.
سیستمهای مش مصرفی مانند Eero برای این نوع تنظیمات ساخته نشدهاند. آنها برای پوشش کلی خانه از طریق سیگنال بیسیم طراحی شدهاند، نه برای پشتیبانی از یک زیرساخت سیمی. من به یک روتر مناسب و سوئیچ شبکه برای اداره تمام این اتصالها بههمراه نقاط دسترسی که میتوانند در همان سیستم مدیریت یکپارچه شوند، نیاز داشتم. رویکرد مش زمانی منطقی بود که تنها گزینهٔ وای‑فای بود. حالا که اترنت در همهجا وجود دارد، به سختافزاری لازم برای این واقعیت نیاز داشتم.
چرا سیستمهای مش در مقیاس بزرگ دچار مشکل میشوند
پشتبان بیسیم موانع مخفی ایجاد میکند

Hannah Stryker / MakeUseOf
Hannah Stryker / MakeUseOf
نودهای مش بهصورت بیسیم با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، بنابراین دادهها قبل از رسیدن به روتر از چند اتصال بیسیم میپرند. هر پرش تاخیر و احتمال تداخل را اضافه میکند. با داشتن سه نود در یک خانهٔ بزرگ، دستگاهی که در انتهای دور قرار دارد ممکن است دو پرش از اتصال اینترنت واقعی دور باشد — که بهطور قابلتوجهی بازده موثر را کاهش میدهد.
سیستمهای مش مصرفی پهنای باند را بین اتصال دستگاهها و ترافیک پشتبان بر روی همان رادیو بهاشتراک میگذارند. این تعادل با سرعتهای اینترنت پایین قابلقبول است، اما وقتی که سرویس گیگابیت میگیرید، دیگر کار نمیکند. افزودن نودهای بیشتر فقط وضعیت را بدتر میکند. ترافیک بیسیم بیشتر که برای همان فضای هوایی رقابت میکند، بهجای کاهش تداخل، تداخل بیشتری ایجاد میکند. بازاریابی مش معمولاً «پوشش کامل خانه» را بدون اشاره به این معاوضههای معماری وعده میدهد. حتی سیستمهای مشی که امکان پشتبان اترنت دارند، ابزارهای مدیریتی مرکزی لازم برای خانهای با ترکیبی از اتصالهای سیمی و بیسیم را ندارند.
ارتقا به Ubiquiti همه چیز را عوض کرد
چهار نقطه دسترسی سلكی با کنترل متمرکز

Ubiquiti Dream Machine من اکنون وظیفه مسیریابی تمام شبکه را بر عهده دارد، بههمراه یک سوئیچ مدیریتشده Ubiquiti که تمام کابلهای اترنت را در یک نقطه وصل میکند. من چهار نقطه دسترسی UniFi دارم. نقطهدسترسی سمت شرق اتاقهای کودکان، اتاق فصل‑سه، و پارکینگ را پوشش میدهد. نقطهدسترسی سمت غرب تختخواب و اتاق بزرگ را پوشش میدهد. سپس یک نقطه در زیرزمین و یک دیگر در گاراژ برای کارگاه و تمام تجهیزات هوشمند خانه در آنجا نصب شدهاند. هر یک بهصورت مستقیم با روتر از طریق اترنت متصل هستند. هیچ پشتبان بیسیم و هیچ بهاشتراکگذاری پهنای باندی بین نودها وجود ندارد. هر AP سرعت کامل را بهصورت مستقل از دیگران ارائه میدهد.
من میتوانم دستگاههای سیمکشی، کلاینتهای بیسیم، چهار نقطه دسترسی و تمام تنظیمات شبکه را در یکجا از طریق کنترلر UniFi ببینم. این همان چیزی بود که واقعا نیاز داشتم — چیزی ساخته شده برای مدیریت خانهای پر از کابلهای اترنت، نه فقط افزودن سیگنالهای وای‑فای بیشتر. وقتی فهمیدم assigning unique Wi‑Fi channels to each access point باعث میشود که آنها بههم نخورد، برخی مشکلات تداخل که ابتدا با آنها مبارزه میکردم، رفع شد.
تفاوت در دنیای واقعی چشمگیر است
سرعتهای ثابت در تمام خانه
آزمایشهای سرعت الآن 700–850Mbps را در تمام خانه نشان میدهند، بدون در نظر گرفتن اینکه در کدام اتاق ایستادهام یا به کدام نقطه دسترسی متصل هستم. قطعارتباطهای تصادفی از بین رفتند. دستگاهها دیگر بهسختی به APهای دورتر چسبیده نمیشوند وقتی AP نزدیکتری موجود است. تجهیزات خانه هوشمند فوراً واکنش نشان میدهند — دوربینها بدون تأخیر فید را بارگذاری میکنند، لامپها بهمحض لمس برنامه واکنش میدهند و دستورات صوتی زیر یک ثانیه پردازش میشوند.
MUO Report
MUO Report
با اشتراک، شما موافقت میکنید که خبرنامه و ایمیلهای بازاریابی دریافت کنید و شرایط استفاده و سیاست حفظ حریم خصوصی را بپذیرید. میتوانید در هر زمان لغو اشتراک کنید.
تماسهای Zoom حتی وقتی که بچهها در اتاق مجاور استریم میکنند، واضح باقی میمانند. تاخیر بازی بهگونهای کاهش یافت که دیگر نتوانستم بهدلیل وای‑فای شکستها را مقصر دانم. کنترلر Ubiquiti دقیقاً نشان میدهد که کدام دستگاهها به کدام AP متصل هستند، که هنگام بروز مشکل، عیبیابی را ساده میکند. دستگاههای سیمکشی همراه با دستگاههای بیسیم در همان داشبورد مدیریت میشوند، که وقتی تعداد اتصالات اترنت شما به این تعداد میرسد، اهمیت دارد. درک اینکه how Ethernet cable ratings affect speed به من کمک کرد تا اطمینان حاصل کنم زیرساخت سیمی خود، مانعی برای سرعت نیست.
مش هنوز جای خود را دارد
وقتی نقاط دسترسی سلكی عملی نیستند

سیستمهای مش بد نیستند — آنها برای بسیاری از افراد یک مشکل واقعی را حل میکنند. اگر مستأجر هستید و نمیتوانید کابلها را از دیوارها بکشید، مش کاملاً منطقی است. اگر خانهٔ کوچکی دارید، سرعت اینترنت مناسبی دارید یا نمیخواهید چیزی را مدیریت کنید؟ مش احتمالاً کافی است. من درک میکنم — حفر دیوارها و یادگیری چگونگی کریپ کردن کانکتورها برای همه تعطیلات ایدهٔ خوبی نیست. اما اگر در حال ساختن خانه، بازسازی یا قبلاً کابلهای اترنت را در دیوارها کشیدهاید، به چیزهایی نیاز دارید که بتوانند اتصالات سیمی را پشتیبانی کنند. سیستمهای مش بهسرعت به سقف میرسند وقتی که بیش از فقط وای‑فای مورد نیاز است.
ارتقایی که شبکهام واقعاً نیاز داشت
دور انداختن سیستم مش Eero و استفاده از Ubiquiti بهترین کاری بود که برای شبکهٔ خانگیام انجام دادم. اضافه کردن نودهای مش دیگر ممکن است پوشش بیسیم را بهبود بخشد، اما سرعت دستگاهها را بهدلیل پشتبان محدود میکند. بهعلاوه، این مشکل اصلی من نبود. من کابلهای اترنت را در همهجا کشیده بودم و هیچچیزی برای مدیریت صحیح آنها نداشتیم. حالا یک روتر واقعی، سوئیچ مدیریتشده و APها در تمام مکانهای مناسب دارم. خانوادهام سرعتی که برای آن پول میپردازیم را در نهایت دریافت میکند. اگر مش دیگر کار نمیکند، پولتان را برای نودهای بیشتر صرف نکنید؛ آن را بهسوی سختافزاری صرف کنید که میتواند همراه با تنظیمات شما رشد کند.