وقتی متوجه شدم که در ساعات کاری حواسم پرت است و برای انجام کارها مشکل دارم، تصمیم گرفتم تکنیک پومودورو را امتحان کنم. بسیاری از افراد به آن سوگند میخورند، بنابراین فکر کردم یک بار امتحانش کنم. اما به سرعت واضح شد که پومودورو برای همه مناسب نیست—حداقل نه در شکل اصلیاش. خوشبختانه یک گونهٔ کمتر شناختهشده وجود دارد که بهعنوان راهحل ایدهآل برای جریان کاری من تبدیل شده است.
وقتی متوجه شدم که در ساعات کار حواسم پرت است و در انجام کارها با مشکل مواجهم، تصمیم گرفتم تکنیک پومودورو را امتحان کنم. بسیاری از افراد به آن سوگند میخورند، بنابراین فکر کردم یک بار امتحانش کنم. اما به سرعت واضح شد که پومودورو برای همه مناسب نیست — حداقل نه به شکل اولیهاش. خوشبختانه، یک نوع کمتر شناختهشده وجود دارد که به عنوان راهحل کامل برای جریان کاری من تبدیل شده است.
این به نام فلومودورو شناخته میشود و به من اجازه میدهد تا تا زمانی که متمرکز هستم کار کنم و وقتی نیاز دارم استراحت کنم. نسبت به پومودورو انعطافپذیرتر است. از آنجا که بیشتر کارهایم نیاز به خلاقیت دارند، به من کمک میکند تا هر بخشی از خلاقیت را به کار گیرم و حداکثر بهرهوری را داشته باشم. اجازه بدهید توضیح دهم.
پومودورو حواسپرتی بود
این برای همه کار نمیکند

ایدهی پشت تکنیک پومودورو ساده است — شما جلسات کاریتان را به بازههای ۲۵ دقیقهای کار متمرکز تقسیم میکنید، سپس یک استراحت کوتاه پنج دقیقهای میگیرید. پس از چهار جلسه، یک استراحت خیلی طولانیتر حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه میگیرید و سپس دوباره شروع میکنید. این روش از سوختن (خستگی) جلوگیری میکند چون به ذهن شما استراحتهای منظم میدهد و به حفظ تمرکز شما در طول روز کمک میکند.
بهعنوان یک کاربر ویندوز، میتوانستم به راحتی یک تایمر پومودورو را با استفاده از جلسههای تمرکز در برنامه ساعت شروع کنم. این برنامه بهطرز زیادی قابل تنظیم است و به من اجازه میدهد تا جلسات طولانیتری برای کارهای شدید تنظیم کنم. حتی یک تایمر پومودورو با استفاده از برنامه شورتکاتها در آیفون ساختم چون واقعاً میخواستم این تکنیک کار کند. پس چه مشکلی پیش آمد؟
وارد شدن به حالت جریان زمان میبرد. این زمانی است که بهطور عمیق بر روی یک کار متمرکز میشوید — هر عمل بهسختی انجام میشود، بیشترین پیشرفت را میکنید و حتی کار میتواند لذتبخش باشد. آنقدر غوطهور میشوید که زمان گویی ناپدید میشود. به طور متوسط، رسیدن به این حالت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه طول میکشد.
بیرونزدن ناگهانی از حالت جریان شوکآور است — و بازگرداندن به آن دشوار است. این بزرگترین مشکل من با پومودورو است. این بازههای ثابت جریان مرا مختل میکنند، بنابراین معمولاً پس از دو جلسه از استفاده آن دست میکشیم و بدون آن ادامه میدهم. اما چون هنگام بودن در منطقه زمان را از دست میدهم، تا زمان سوختن (خستگی) کار میکنم.
بنابراین، به انواع مختلف پومودورو نگاهی انداختم، از جمله پومودورو معکوس، و به یکی رسیدم که فکر میکنم برای نوع کاری که انجام میدهم بهتر است.
معرفی فلومودورو
بهترین روش برای بهرهبرداری از تکنیک فلوتایم

فلومودورو، که به عنوان تکنیک فلوتایم نیز شناخته میشود، در مورد وارد شدن به حالت جریان و حفظ آن تا زمانی که احساس کنید تمرکزتان کم میشود یا کار را تمام کنید، است. مقدار مشخصی وجود ندارد؛ تا زمانی که متمرکز و مولد باشید، ادامه میدهید. سپس برای بازنشانی و تجدید انرژی استراحت میکنید.
برای استراحت، یک قاعده کلی این است که باید نسبت به جلسه کاری متناسب باشد. بهعنوان مثال، اگر ۲۵ دقیقه کار کردهاید، میتوانید یک استراحت پنج دقیقهای داشته باشید. اگر ۹۰ دقیقه کار کردهاید، میتوانید ۱۵ دقیقه یا بیشتر استراحت کنید. حتی میتوانید درصدی از زمان کار (مثلاً یکپنجم) را انتخاب کنید تا محاسبه کنید چه مدت باید استراحت کنید.
از آنجا که من اغلب کار عمیق انجام میدهم، مانند نوشتن، نقاشی و کدنویسی, متوجه شدم فلومودورو بهطرز طبیعی با مدت تمرکز من سازگار میشود. این روش مرا مجبور نمیکند به یک برنامه ثابت پایبند شوم که میتواند خلاقیت و فرایند فکریام را مختل کند.
همچنین، فشار برای انجام کار قبل از اتمام تایمر وجود ندارد، که من را مجبور به استراحت میکرد. در نهایت میتوانم فقط روی کار تمرکز کنم نه بر روی ساعت، در حالی که از سوختن (خستگی) مراقبت میکنم. این بهصورت طبیعی منجر به جلسات تمرکز عمیقتر و حداکثر بهرهوری میشود.
من اغلب حس شکست میکردم وقتی پومودورو را امتحان میکردم. در وسط یک کار بهراحتی میتوان از کار پرید (مانند کار در منزل) و پومودورو این مورد را درنظر نمیگیرد. با فلومودورو سشن ناموفق وجود ندارد چون انعطافپذیر است و بهطرز طبیعی با اختلالات سازگار میشود.
ثبت جلسات
به حداکثر رساندن جلسات فلومودورو




اینجاست که فلومودورو واقعاً جالب میشود — جمعآوری دادهها. این موضوع الزامی نیست، اما من آن را بسیار مهم میدانم. در آغاز هر جلسه، کار و زمان شروع را ثبت میکنم. وقتی تمرکز من کاهش مییابد، حواسم پرت میشود یا کار را تمام میکنم، مدت زمان جلسه، زمان پایان و علت پایان را ثبت میکنم.
بعداً، دادهها را مرور میکنم تا الگوها را شناسایی کنم: ساعتهای اوج تمرکز من، مدت زمان صرف شده برای برخی وظایف، و زمانهای بیشترین حواسپرتی. این بینشها به من کمک میکند برنامه کاری و محیطم را برای حداکثر بهرهوری بهینهسازی کنم.
در وضعیت ایدهال، میتوانید از یک کرونومتر برای ردیابی جلسات تمرکز و از یک تایمر برای استراحت استفاده کنید. خوشبختانه، سیستمعاملهای اصلی برنامه ساعت داخلی دارند. من خیلی تنبلم که بین کرونومتر و تایمر جابجا شوم، بنابراین از برنامه آیفون به نام Flowtimer استفاده میکنم. این برنامه بهصورت خودکار بین کرونومتر تمرکز و تایمر استراحت جابجا میشود. همچنین امکان وارد کردن نام کار، ثبت خودکار جلسات روزانه و نمایش نمودار منظم برای تجسم پیشرفت را فراهم میکند.

Flowtimer یک برنامه بهرهوری است که با ترکیب جلسات کاری قابل تنظیم و استراحتها با استفاده از تکنیک فلوتایم، به شما کمک میکند تا تمرکز و کارایی خود را به حداکثر برسانید.
سپس از یک برنامه یادداشتبرداری برای ثبت دادههای جلسه استفاده میکنم. من Apple Notes را ترجیح میدهم، اما میتوانید از برنامهای مانند Notepad، Notion یا Joplin استفاده کنید. هر چیزی که برای شما کارآمد باشد.



پایداری کلید موفقیت فلومودورو است
فلومودورو نسبت به پومودورو سختتر است زیرا ساعتی برای گفتن زمان کار یا استراحت وجود ندارد. این روش عمدتاً بر اساس حس شماست که میتواند در شروع کار چالشبرانگیز باشد. اما اگر به آن ادامه دهید، تکنیکی را پیدا میکنید که بهطرز کامل برای شما مناسب است — بهویژه اگر بهرهوری شما به حفظ حالت جریان وابسته باشد، چیزی که پومودورو کمک نمیکند.