رویاى «USB‑C همه چیز» همانچیزی بود که به ما فروخته شد وقتی این وصلکننده و استاندارد شارژ برای اولین بار در اواخر دههٔ ۲۰۱۰ به صحنه آمد. به سال ۲۰۲۵ جلو میرویم: آیا آن رویا تحقق یافته است؟ به نظر میرسد پاسخ یک «شاید» بزرگ باشد. در حالی که بعضی از کاربران سالها پیش توانستند تمام اکوسیستم فناوری خود را به USB‑C منتقل کنند، برخی هنوز زمانی که یک لپتاپ یا دسکتاپ پورت USB‑A ندارد، ناله میکشند. من نسبت به رشد USB‑C در دههٔ گذشته بسیار خوشحالم، هرچند گذار شخصی من همیشه روان نبود.
«USB‑C “همه چیز”» رویایی بود که در اواخر دههٔ ۲۰۱۰ به ما فروخته شد وقتی این رابط و استاندارد شارژ برای اولین بار به صحنه آمد. به سال ۲۰۲۵ بپردازیم: آیا آن رویا تحقق یافته است؟ پاسخ بهنظر میرسد «احتمالاً نه قطعی». در حالی که برخی کاربران چند سال پیش تمام اکوسیستم فناوری خود را به USB‑C منتقل کردند، برخی هنوز وقتی لپتاپ یا دسکتاپی بدون پورت USB‑A عرضه میشود، ناله میکنند. من نسبت به رشد USB‑C در حدود یک دههٔ گذشته رضایت دارم، اگرچه تحول شخصی من همیشه روان نبود.
درست است که برخی محصولات در سال ۲۰۲۵ هنوز با کابلهای USB‑A میآیند و بسیاری از مدلهای قدیمی نیز از کابلهای USB‑A استفاده میکنند. با این حال، با کمی تلاش و هزینه میتوانید USB‑C را برای تقریباً تمام نیازهای شارژ خود به کار ببرید. من شارژرهای اختصاصی، باتریهای قابل شارژ، ایستگاههای داکینگ و موارد دیگر را به USB‑C تبدیل کردهام و این کار بسیار ارزشمند بود.
چگونه تمام اکوسیستم فناوری خود را به USB‑C منتقل کردم
این یک سرمایهگذاری ارزشمند است که فقط یک بار باید انجام دهید
اگر فناوری خود را زودتر و مکرراً بهروزرسانی کنید، انتقال به USB‑C احتمالاً بسیار آسان بود. اتحادیهٔ اروپا در سال ۲۰۲۴ شرکتها را ملزم کرد تا USB‑C را به اکثر دستگاههای قابل حمل اضافه کنند و این الزام تا سال ۲۰۲۶ به لپتاپها نیز گسترش مییابد. به احتمال زیاد کسانی که هر سال یا هر دو سال یک بار گوشی خود را ارتقا میدهند، دستگاهی با پورت USB‑C دارند. افرادی که از وسایل الکترونیکی با کانکتورهای اختصاصی دوری میکنند، بهطور مشابه بهراحتی میتوانند به USB‑C مهاجرت کنند.
اما افرادی که دست به دستگاههای قدیمی میزنند و به تعداد زیادی کانکتور اختصاصی نیاز دارند چه میشود؟ من هم چند سال پیش دقیقاً در همین وضعیت بودم و تمام موارد را به USB‑C منتقل کردم. سعی کردم تا حد امکان دستگاهها را بهصورت شارژ از طریق پورت USB‑C درآورم. برای دستگاههایی که نمیتوانستم بهطور خاص به USB‑C تغییر دهم، یافتن کابل با انتهای USB‑C یا روش شارژ جایگزین ضروری بود. به عبارت دیگر، هدف من حذف کامل USB‑A از زندگیام بود — و این کار را انجام دادم.
بهطرز شگفتانگیزی یافتن کابلهای USB‑C برای محصولات قدیمی آسان است. من یک کابل USB‑C به Garmin برای ساعتهای هوشمندم، یک کابل USB‑C به ۳۰‑پین برای مجموعهٔ قدیمی iPhone و iPod و یک شارژر USB‑C به عینکهای هوشمند Meta از آمازون خریداری کردم — هر کدام حدود ۱۰ دلار. میتوانید کابل USB‑C پیدا کنید که تقریباً به هر اتصال دیگری ختم میشود یا حداقل با آن سازگار است. در این راستا حتی کابلهای USB‑C وجود دارند که به Micro USB و Mini USB ختم میشوند.

عینکهای هوشمند Meta Oakley جایگزین هدفونهای Powerbeats من شدند، دلیل این تغییر این است.
من با خوشحالی کارایی را به سادگی تعویض میکنم
باتریهای USB‑C و شارژ بیسیم بیش از حد راحت هستند
اگر کانکتوری هست که بیشتر از USB‑A دوست ندارم، آن Micro USB است. این اتصالات شکننده، نامطمئن و سخت در پیگیری هستند — اکثر مردم هنوز با Micro USB استفاده میکنند و باید کابل را حمل کنند چون یک یا دو دستگاه دارند. به عنوان مثال، تعداد زیادی دوربین حرفهای هنوز با Micro USB عرضه میشوند. برای مدتی یک کابل USB‑A به Micro USB داشتم فقط برای شارژ دوربینم، تا اینکه فهمیدم راه بهتری وجود دارد.
SmallRig، شرکتی که لوازم جانبی دوربین مقرون به صرفه تولید میکند، باتریهای جایگزین برای برندهای برتر دوربین میفروشد که ادعا میکند با مشخصات باتریهای رسمی مطابقت دارند. یعنی، با ویژگی برجستهای: باتریهای قابل شارژ قابل حذف شامل یک پورت USB‑C هستند. بهازای ۲۰ دلار، من بهطور مؤثر دوربین بدون آینه Sony a6400 خود را برای پشتیبانی از USB‑C آماده کردم. این لوازم جانبی شخص ثالث برای سازگار کردن تجهیزات موجود شما با شارژرهای USB‑C ضروری هستند.
یک نکتهٔ کوچک وجود دارد: با وجود ادعاهای SmallRig، من زمان کارکرد و قابلیت اطمینان کمی کمتر از باتری قابل شارژ رسمی سونی دریافت میکنم نسبت به باتری USB‑C. این به این دلیل است که باتری SmallRig تنها ۱۰ میلیآمپر ساعت بیشتر از سونی دارد. همانطور که در آزمون باتریهای AA که از طریق USB‑C شارژ میشوند متوجه شدیم، تفاوتهای تبدیل ولتاژ و تحویل توان میتواند منجر به دریافت زمان کارکرد واقعی کمتر از باتریهای USB‑C با ظرفیت اسنادی بالاتر شود.
تبدیل به USB‑C نیاز به راهحلهای خلاقانه دارد
شارژ بیسیم و کابلهای جدید برای دستگاههای قدیمی کلید هستند
چیزی که بهسرعت در مورد انتقال به USB‑C آموختم این است که نقاط مشکل واقعاً آنقدر دردناک نیستند. مطمئناً خرید کابلها و لوازم جانبی جدید که دستگاههای فعلی شما را با استاندارد شارژ تازه سازگار میکند هزینهبر است. ممکن است معایبی هم وجود داشته باشد، مانند کابلهای شخص ثالث که سریعتر از کابلهای رسمی فرس میشوند یا باتریهای شخص ثالث که زمان کارکرد کوتاهتری دارند. با این حال، تجربهٔ من نشان داد که این معایب بهراحتی توسط راحتی اکوسیستم USB‑C نادیده گرفته میشوند.
در حال حاضر میتوانم با دو کابل، یک آداپتور دیواری و یک پاوربانک تمام کیف سفری خود را برای کل سفر شارژ نگه دارم. اگر ساعت هوشمندم را رها کنم، تنها به یک کابل نیاز دارم. با راهحلهای هوشمند مانند شارژرهای بیسیم و کابلهای جدید، میتوانید تقریباً هر دستگاهی را با تنظیمات USB‑C خود کار کنید. برای مثال، AirPods Pro 2 من دارای کانکتور Lightning هستند، بنابراین آنها را یا با یک پد Qi بیسیم یا با پیک شارژ ساعت Apple Watch شارژ میکنم.
اگر هنوز در مورد صرف زمان و هزینهٔ لازم برای کامل تغییر به USB‑C تردید دارید، این همان علامت برای شماست. آن آداپتور را برای لوازم جانبی خود بخرید، کابل شارژ USB‑C مورد نظر را برای دستگاههای قدیمیتان پیدا کنید و در صورت نیاز به یک باتری قابل شارژ USB‑C تبدیل شوید. من این کار را انجام دادم و اگرچه ابتدا حدود صد دلار هزینه داشت، اما کاملاً ارزش داشت.