من به این دلیل به AwesomeWM سوئیچ نکردم که میخواستم گردش کارم را بهینهسازی کنم. من سوئیچ کردم چون اذیت شده بودم. نه بهصورت دراماتیك‑آزاردهنده و نه بهصورت «لپتاپ را از پنجره پرتاب کردن» آزاردهنده. فقط همان خارش ملایم و ثابت که وقتی متوجه میشوید در ۱۰ دقیقه همان دو پنجره را سه بار دوبارهاندازهگیری کردهاید، به وجود میآید. وقتی مرورگر کمی بیش از حد عَرض است و ترمینال کمی بیش از حد ارتفاع دارد، Slack همانگونه که بهنظر میرسد هدفش در زندگی را میداند، معلق میماند. وقتی اینطور است، بکشید، تنظیم کنید، دوباره اندازهگیری کنید و تکرار کنید.
من به خاطر بهینهسازی جریان کارم به AwesomeWM سوئیچ نکردم. من چون اذیت شدم سوئیچ کردم. نه بهصورت درامایکِ مزاحم، نه بهعنوان «لپتاپ را از پنجره پرت کن» مزاحم. فقط آن خستگی ملایم و پایدار که وقتی متوجه میشوید همان دو پنجره را سه بار در ۱۰ دقیقه تغییر اندازه دادهاید، میسازد. وقتی مرورگر کمی بیش از حد عریض است و ترمینال کمی بیش از حد بلند، Slack طوری میچرخد که گویی هدف وجودیاش را نمیداند. وقتی میکشید، تنظیم میکنید، اندازهگیری میکنید و تکرار میکنید.
در یک مقطع، ایستادم و فکر کردم: چرا قبل از اینکه کار واقعی را حتی شروع کنم، مشغول کار بر روی چیدمان میشوم؟ دسکتاپ من شبیه یک همکار نیازمند بود. کارا، اما همیشه چیزی میخواست. پس AwesomeWM را نصب کردم. و انتظار نداشتم که مانده بماند.
دسکتاپ شناور من خراب نبود، فقط خستهکننده بود
آزادگی بیش از حد به معنای تصمیمات کوچک بیشماری بود
سیستمهای مدیریت پنجره شناور به شما انعطافپذیری میفروشند. هر چیزی را هرجا بگذارید، هر طور که میخواهید اندازهاش را تغییر دهید، و پنجرهها را مانند ساختن لازانیای دیجیتال لایهبندی کنید. و بله، این حس قدرتدادن میکند. تا زمانی که متوجه شوید تمام روز در حال اتخاذ میکرو‑تصمیمها هستید:
- این کجا باید قرار گیرد؟
- آیا چیزی را پوشش میدهد؟
- چرا ترمینال دوباره ناپدید شد؟
- آیا همین پنج دقیقه پیش این را کشیدم؟
شما بهطور آگاهانه به این چیزها فکر نمیکنید، اما دائماً آنها را انجام میدهید. این یک صدای پسزمینه است. و تا زمانی که متوقف شد، متوجه نشدم چقدر پر سر و صدا بود.
در روزهای پر از نوشتن، پنج یا شش چیز باز داشتم. آنها همپوشانی میکردند و من با Alt‑Tab مثل اینکه در حال مسابقه اضطراب هستم، بینشان جابهجا میشدم. من چیدمانها را تنظیم میکردم چون همیشه چیزی کمی ناقص بهنظر میرسید. هیچچیز فاجعهآمیز نبود. فقط… اصطکاک. من ویژگیهای بیشتری نمیخواستم، بلکه تصمیمات کمتری.
نصب AwesomeWM جهش قهرمانانهای که انتظار داشتم نبود
یک هفته ناخوشایند بود، سپس بهجا آمد
AwesomeWM این شهرت را دارد که با پیکربندیهای Lua، داشبوردهای سفارشی، و افرادی که تنظیمات پیکسلدقیق دارند که واضحاً سالها پرورش دادهاند. من فکر کردم یک هفته آخر هفته را خواهد بلعید. اینطور نبود. نصب نسبتاً سرراست است. در یک سیستم مبتنی بر Debian، ترمینال را باز کنید و:
sudo apt update sudo apt inistall awesome awesome-extra
چیدمان پیشفرض کار میکند. شما وارد حساب میشوید، برنامهها را باز میکنید و آنها بهصورت خودکار کاشی میشوند بدون اینکه در مورد فاصله نظرتان را بپرسند. اولین باری که یک مرورگر و یک ترمینال باز کردم و نیازی به تغییر اندازه آنها نداشتم، واقعاً مکث کردم. واقعاً از خودم پرسیدم: همین؟
یک هفته احساس ناخوشایندی بود. من میانبرها را فراموش کردم، به موشواره دست زدم، سپس به یاد آمدم که نیازی به آن ندارم. بیش از حد پنجره باز کردم و دیدم چیدمان بهگونهای کمی احمقانه کوچک میشود. اما سپس دستهایم یاد گرفتند و عادتهایم تنظیم شدند.
در حقیقت چه چیزی تغییر کرد زمانی که از مبارزه با چیدمان دست کشیدم
صفحه نمایش صادقانه دربارهٔ نحوهٔ کار من شد

هنگامی که پنجرهها بهصورت خودکار کاشی میشوند، همه چیز قابل مشاهده میماند. اگر بیش از حد باز کنم، صفحه بلافاصله این را بازتاب میدهد. فکر میکنید که در حالت چندوظیفهای بهصورت مؤثر هستید. اما چیدمان خلاف آن میگوید.
روزهایی بود که بهطور عادتی شش چیز باز میکردم و بلافاصله از شلوغی بصری احساس میکردم. نه به این دلیل که AwesomeWM خراب بود، بلکه چون صادق بود. پس شروع به بستن چیزها کردم. نه بهعنوان بخشی از یک سیستم بزرگ بهرهوری. فقط چون آشفتگی من را اذیت میکرد.
فضاهای کاری نیز کمک کردند. نوشتن در یک مکان، ارتباطات در جای دیگری، و کارهای مدیرسیستم به گوشهای مخصوص خودشان رانده شد. وقتی سویچ میکنم، واقعاً سویچ میکنم. دیگر هیچ Slack ای که از جانب میچرخد یا تبهای مرورگر نیمهپنهان وسوسهگری میکشند، وجود ندارد.
اینکه من سریعتر نیستم. فقط پراکندهتر نیستم و این حس متفاوتی شگفتانگیز است.
مزایا و معایب اجازه دادن به یک مدیر پنجره برای داشتن نظرات
Awesome ساختار میدهد، اما نیاز به تنظیم دارد

بیایید واقعی باشیم. AwesomeWM غذای راحتی plug‑and‑play نیست. یک منحنی یادگیری دارد. شما میانبرها را فراموش میکنید و حداقل یکبار به فایل تنظیمات نگاه میکنید و تعجب میکنید که چه کاری انجام دادهاید. اگر دوست دارید پنجرهها را با ترکپد کشیدنی مثل اینکه مبلمانی را چید میکنید، ابتدا این محدودیت برایتان حساس است.
برای دریافت نکات کاربردی AwesomeWM در خبرنامه عضو شوید
کاشیبندی همپوشانیها را کاهش میدهد، فضاهای کاری احساس هدفمندی میکنند، و ناوبری با صفحهکلید سریعتر از آنچه فکر میکنید طبیعی میشود. چیدمان دیگر چیزی نیست که دائماً نگهدارید. همچنین بهتر از انتظار مقیاسپذیر است. دو برنامه تمیز به نظر میرسند. پنج برنامه هنوز ساختار یافتهاند به جای اینکه انباشته شوند. این را دوست دارم.
من نمیخواهم برگردم
دسکتاپهای شناور اکنون حس تلاش اضافی میدهند

گاهی سیستمعامل را با تنظیمات سنتی شناور راهاندازی میکنم، فقط برای دیدن اینکه آیا این را رمانتیکسازی کردهام یا نه. در عرض چند دقیقه دوباره اندازه پنجرهها را تغییر میدهم. لبهها را جابهجا و چیزها را میکشم تا درست همساز شوند. این احساس بینیازی میکند. AwesomeWM من را به قهرمان بهرهوری تبدیل نمیکند. فقط آن مذاکرات دائمی پسزمینه دربارهٔ این که اشیا کجا باید قرار گیرند را حذف میکند.
چیزهایی که نیاز دارم را باز میکنم و جا میشود. اگر میخواهم چیدمان متفاوتی داشته باشم، آن را بهصورت عمدی تغییر میدهم بهجای اینکه بهصورت غریزی کشیده کنم. من به AwesomeWM سوئیچ کردم چون از نگهداری مداوم چیدمان بین کار واقعی خسته شده بودم. اکنون ساختار مدیریت میشود و میتوانم روی همان کاری که برای راهاندازی لپتاپ انجام دادم تمرکز کنم.