شما در واقع به حریم خصوصی نیازی ندارید. منظورم این نیست که این یک توهین باشد؛ منظورم این بود که اکثر افراد چگونه از فناوری خود استفاده میکنند.
در واقع شما حریم خصوصی را نمیخواهید. این را بهعنوان توهین نمیگویم؛ بلکه بهعنوان مشاهدۀ اینکه اکثر افراد از فناوری خود چگونه استفاده میکنند، منظور دارم.
به محض اینکه گفتگویی درباره جمعآوری دادهها، سرمایهداری نظارتی یا روشهای ردیابی فناوریهای بزرگ آغاز کنید، میبینید که مردم عصبانی میشوند—و برای دلیل معقولی. تلفنها، برنامهها، تلویزیونها و تقریباً تمام قطعات فناوری که استفاده میکنیم، ما را بهصورت دیجیتالی بهنوعی یا شکل یا فرم ردیابی میکنند. حتی مرور خصوصی هم خصوصی نیست—و هرگز هم نبود.
حقیقت ناامیدکننده این است که گزینههای دوستدار حریم خصوصی در همه جا وجود دارند. سختافزار، نرمافزار، خدمات، همه آنجا هستند و آماده استفادهاند. دلیل این که ما از آنها استفاده نمیکنیم این نیست که وجود ندارند. بلکه راحتی برنده است. هر بار.
راحتی دشمن حریم خصوصی
نیاز ما به سرعت، سادگی و راحتی بهصورت ساکت هر عادت حریم خصوصی که سعی میکنیم بسازیم، از بین میبرد
به تمام گزینههای نرمافزاری که بهصورت پیشفرض حریم خصوصی را در اولویت دارند، امروز نگاه کنید. سیگنال وجود دارد. این یک برنامه پیامرسان رایگان و منبع باز است که رمزنگاری واقعی ارائه میدهد. اماچند نفر نسبت به واتساپ یا تلگرام از آن استفاده میکنند؟ بر اساس Statista، واتساپ تا اکتبر 2025 دارای ۳ میلیارد کاربر فعال ماهانه بوده است، در حالی که تلگرام نزدیک به ۱ میلیارد بوده است. سیگنال حتی در فهرست محبوبترین برنامههای پیامرسان موبایل در ۲۰۲۵ حضور نداشت. هنوز میلیونها کاربر فعال دارد، اما تعداد آن بههیچوجه به غولهایی مانند واتساپ نزدیک نیست.
چرا این اختلاف وجود دارد در حالی که سیگنال تجربهای مشابه با حریم خصوصی برتر ارائه میدهد؟ چون دوستان و خانواده شما قبلاً از واتساپ و تلگرام استفاده میکنند. شروع تازه با سیگنال به این معنی است که از همه بخواهید به یک برنامه پیامرسان کاملاً جدید منتقل شوند و تمام پیامهای قبلی خود را از دست بدهند.
آیا میخواهید از گوگل دوری کنید؟ به DuckDuckGo یا Brave Search سوئیچ کنید. هر دو گزینههای قابل قبولی هستند که هنگام استفاده پروفایلهای دیجیتال جزئی از شما را نمیسازند. اما جستجوی گوگل اینقدر در اندروید ادغام شده و در کروم بدون درز است که عدم استفاده از آن نیاز به هشیاری مستمر دارد. اگر میخواهید سوئیچ کنید، باید هر بار بهصورت عمدی گزینهای متفاوت را انتخاب کنید. اکثر افراد این را نمیخواهند. آنها میخواهند جستجوهای وب خود را انجام دهند و به زندگیشان ادامه دهند، بنابراین مسیر کممقاومتترین راه را برمیدارند.

بهطور مشابه، ارائهدهندگان ایمیل متمرکز بر حریم خصوصی مانند ProtonMail یا Tutanota وجود دارند. آنها رمزنگاری، امنیت و گزینههای ناشناسسازی بهتری ارائه میدهند. اما آنها Gmail نیستند. آنها بین سه دستگاه همگامسازی نمیشوند و گزینههای بازیابی ایمیل مشابه در صورت فراموش کردن رمز عبور ندارند. آنها نیاز دارند که شما فنیتر، مراقبتر و هدفمندتر باشید.
هیچیک از این گزینههای متمرکز بر حریم خصوصی سخت برای استفاده نیست، اما آنها فاصلهای از طرحهای راحت و دنج هستند که در زندگی روزمرهمان به آن عادت کردهایم. برای بسیاری از مردم، استفاده از یک گزینه متمرکز بر حریم خصوصی دردسر و اصطکاک بیشتری نسبت به آنچه میخواهند ایجاد میکند.
سختافزار برای محافظت از حریم خصوصی شما
ابزارها به تنهایی نمیتوانند رفتار انسانی را اصلاح کنند
این داستان به سختافزار نیز انتقال مییابد. میتوانید تلفنهایی از شرکتهایی خریداری کنید که حریم خصوصی را در اولویت دارند. حتی میتوانید یک سیستمعامل متفاوت مانند LineageOS یا GrapheneOS را بر روی تلفن خود و لینوکس را بر روی رایانهتان نصب کنید. با کمی تلاش و پژوهش میتوانید از برنامهها و سیستمعاملهای متن باز استفاده کنید که برای شما هزینه را کاهش میدهند و دادههای شما را از ابتدا تا انتها احترام میگذارند. با این حال، اکثر افراد هنوز iPhone و سامسونگهای با اندروید استاندارد خریداری میکنند و سپس درباره حریم خصوصی شکایت میکنند.

چرا؟ چون «فقط از لینوکس استفاده کنید» دیگر یک مشاوره مفید نیست. گزینههای آگاه به حریم خصوصی نیاز به فداکاری دارند. آنها برخی برنامهها را پشتیبانی نمیکنند، بهصورت یکپارچه با اکوسیستمهای موجود ادغام نمیشوند، بهندرت بهروز میشوند، رابط کاربری کاربرپسند ندارند و گاهی خراب میشوند. آنها «بهسادگی کار میکند» همانطور که یک قطعه مصرفکننده سختافزار و نرمافزار عمل میکند، ندارند.
ویندوز ممکن است هر حرکت شما را ردیابی کند، اما تجربه پیشفرض تقریباً بر روی هر کامپیوتری است که میتوانید بخرید. یک Chromebook ممکن است تمام تاریخچه مرور شما را به تبلیغکنندگان بفروشد، اما بلافاصله بوت میشود و بهندرت با پیامهای ترمینال رمزی خراب میشود. اینها همچنین نرمافزاری دارند که احتمالاً قبلاً استفاده کردهاید یا شنیدهاید. یک کامپیوتر با توزیع لینوکس که به حریم خصوصی احترام میگذارد، نیاز به این دارد که خودتان استک نرمافزاری خود را مشخص کنید، و این چیزی نیست که اکثر افراد بخواهند زمان خود را برای آن صرف کنند.
اگر حریم خصوصی اینقدر مهم است، چرا ما رفتار مطابق با آن نداریم؟
روانشناسی، تنبلی و انتخابهای طراحی سیستمیک که حتی وقتی بهتر میدانیم ما را در معرض خطر نگه میدارند
آنچه واقعاً برای ما ارزش دارد، راحتی است، که بهدقت توسط قیمت دنبال میشود. حریم خصوصی جایی بسیار پایین در فهرست دارد، احتمالاً همراه با زیباییشناسی. میگوییم حریم خصوصی میخواهیم چون خوب بهنظر میرسد، درست بهنظر میرسد. اما بههمانطرز که به تمرین یا داشتن رژیم سالم اهمیت میدهیم، به آن اهمیت میدهیم. این چیزی است که فکر میکنیم میخواهیم، اما انجام آن نیاز به شکستن عادات قدیمی، یافتن روشهای جدید برای انجام کارها دارد و چیزی نیست که وقتی مهلتهای واقعی داریم، به آن اولویت بدهیم.

فردی که به حریم خصوصی اهمیت میدهد همان کسی است که دو گوشی دارد، مرورگرهای مختلف را برای مقاصد متفاوت استفاده میکند، هیچچیزی را بهصورت ابری همگامسازی نمیکند و بهصورت دستی از نسخههای پشتیبانگیری میکند. او نمیتواند به دوست غیر فناوری خود تماس بگیرد زیرا به سرویسی سوئیچ کرده که دوستش هرگز دربارهاش نشنیده است. این فرد وجود دارد، اما استثنا است، نه قاعده. بهعنوان یکی از این افراد، من خسته شدهام.
آیا این به این معنی است که حریم خصوصی مهم نیست؟ نه. این به این معنی است که باید از تظاهر به اینکه بیشتر از آنچه واقعا میخواهیم، میخواهیم، دست بکشیم. همچنین باید بهدست آمدن اینکه انتخاب واقعی احترامگذار به حریم خصوصی لزوماً بهترین انتخاب برای زندگی فرد در حال حاضر نیست، پی ببریم.

دستگاهی که شما را ردیابی میکند میتواند بهنحوی، بهترین دفاع شما در برابر ردیابی باشد.
در نهایت، این به معنای صادق بودن است. برای افراد عادی، حریم خصوصی در تقاطع دسترسی، راحتی و هزینه قرار دارد. در حال حاضر، حریم خصوصی واقعی نیاز به فداکاری در حداقل یکی از این ابعاد دارد. تا زمانی که این تغییر نکند، اکثر ما همچنان میگوییم به حریم خصوصی اهمیت میدهیم در حالی که از گزینه راحت استفاده میکنیم. این دگرنگی نیست؛ فقط انسان بودن است.