سال 2025 به راحتی یکی از قویترین سالها برای لینوکس در دسکتاپ بوده است. همانطور که این سیستمعامل محبوبیت بیشتری پیدا میکند، نیاز به توزیع «مرجع» واضحتر از قبل حس میشود. بهویژه توزیعهای غیرقابل تغییر (Immutable) اخیراً به سرعت رشد کردهاند، بهطوری که حتی من هم اُوبونتو را رها کرده و خودم یکی از این توزیعها را برگزیدم.
۲۰۲۵ به راحتی یکی از قویترین سالها برای لینوکس بر روی دسکتاپ بوده است. همانطور که این سیستمعامل محبوبیت بیشتری مییابد، نیاز به یک توزیع «پیشنهادی» واضحتر از همیشه احساس میشود. توزیعهای غیرقابل تغییر، بهویژه، بهتازگی بهطور چشمگیری رشد کردهاند، بهدرجة اینکه من هم اوبونتو را رها کردم و یکی از آنها را خودم انتخاب کردم.
هر چه زمان بیشتری را با آنها سپری کنم، بیشتر متقاعد میشوم که این رویکرد برای کاربران کمتجربه فنی منطقیترین است. مزایایی که ارائه میدهند بهسادگی بینظیر هستند و من فکر میکنم آینده هستند.
توزیعهای غیرقابل تغییر چیستند؟
بله، لینوکس میتواند تقریباً غیرقابل شکستن باشد

در یک توزیع لینوکس سنتی، فایلهای سیستمی که سیستمعامل را تشکیل میدهند، بر روی همان فایلسیستم قابل نوشتن همانند بقیه اجزا قرار دارند. وقتی بستهها را نصب میکنید یا پیکربندیها را ویرایش میکنید، سیستم مستقیماً تغییر میکند. این انعطافپذیری قدرتمند است، اما به این معنی نیز است که بهسادگی میتوانید بهطور تصادفی چیزی را خراب کنید.
در یک توزیع غیرقابل تغییر، این مدل برعکس میشود. سیستمعامل پایه به عنوان یک تصویر تکیک ثابت که فقط خواندنی است در نظر گرفته میشود. شما مستقیم فایلهای سیستمی را تغییر نمیدهید و هدف از نصب یا حذف بستهها به روش معمول نیست.
بهجای آن، سیستم بهصورت کلی بهروز میشود، شبیه به نحوه بهروزرسانی اندروید در این روزها که خود نیز یک سیستمعامل غیرقابل تغییر است! (بعداً بیشتر در مورد آن توضیح میدهم.)
بهیک کلام، این به این معناست که پایهٔ سیستمعامل دستنخورده میماند و تغییرات دور آن اتفاق میافتند نه داخل آن. اگرچه داشتن پایهٔ سیستمعامل بهصورت فقطخواندنی میتواند محدود کننده بهنظر برسد، بهویژه در روح لینوکس، اما مزایای خود را نیز دارد.
مزایای واقعی یک سیستم غیرقابل تغییر
مناسب برای ماشینهای روزمرهٔ شما
تقریباً هر کاربر لینوکس که میشناسم حداقل یکبار نصب خود را خراب کرده است. آنچه معمولاً پس از آن میآید ساعات طولانی عیبیابی است که در نهایت به یک نصب مجدد کامل یا گاهی بازگشت به ویندوز منجر میشود. توزیعهای غیرقابل تغییر این سناریو را بسیار کماحتمالتر میسازند.
از آنجا که شما بهسادگی سیستمعامل را بهصورت مستقیم تغییر نمیدهید، بخشهایی که معمولاً موجب خرابیهای فاجعهآمیز میشوند بسته میشوند، که بدین معنی است که ابتدا بسیار دشوار است که سیستم خود را به وضعیتی غیرقابل بازیابی برسانید.
سیستمعامل در وضعیت شناختهشده و پیشبینیشدنی باقی میماند که عیبیابی را بسیار آسانتر میکند. در یک توزیع سنتی مانند اوبونتو، دو سیستم پس از ماهها نصب و تنظیمات میتوانند بسیار متفاوت شوند.
بنابراین، راهحلی که برای شخص دیگری در یک بحث ردیت کار میکند ممکن است برای شما کار نکند. در سیستمهای غیرقابل تغییر، این انحراف واقعاً رخ نمیدهد، به این معنی که راهحلها مرتبط میمانند و تغییرات بهصورت مخفی انباشت نمیشوند.

نه لینوکس، نه ویندوز. چیزی بهتر.
بهروزرسانیها حوزهٔ دیگری هستند که در آن سیستمهای غیرقابل تغییر بهصورت خاموش میدرخشند. بهجای اینکه بهروزرسانیها بهصورت زنده بر روی یک سیستم در حال اجرا اعمال شوند، بهصورت اتمیک مدیریت میشوند، به این معنی که سیستمعامل بهعنوان یک تصویر کامل بهروز میشود.
اگر یک بهروزرسانی خراب شود، بازگرداندن آن بهسادگی امکانپذیر است و معمولاً فقط یک راهاندازی مجدد کافی است. شما هرگز در میانهٔ یک بهروزرسانی خراب گیر نمیکنید و همیشه یک نسخهٔ کارگشا معروف برای بازگشت دارید که یک بهبود عظیم در کیفیت زندگی است.
همچنین جنبهٔ امنیتی وجود دارد که به اندازه کافی مورد بحث قرار نمیگیرد. برای بدافزارها بسیار سختتر است که پایداری پیدا کنند. بله، میدانم که بدافزارهای لینوکس نادر هستند، اما هیچچیزی به نام «امنیت کافی» وجود ندارد. حتی اگر چیزی مخرب موفق به اجرا شود، نمیتواند بهسادهای به هستهٔ سیستمعامل نفوذ کند و پس از راهاندازیها زنده بماند. پایهٔ قفلشده بهعنوان خط دفاعی نهایی قوی عمل میکند.
شما احتمالاً در حال استفاده از یک سیستمعامل غیرقابل تغییر هستید
در واقع این همان تلفن شماست!

غیرقابل تغییر بودن محدود به لینوکس نیست. نکتهٔ جالب این است که ممکن است حتی ندانید در حال استفاده از یک سیستمعامل غیرقابل تغییر هستید. تلفن شما سادهترین مثال این موضوع است. اندروید یک سیستمعامل غیرقابل تغییر است و iOS نیز (بهصورت جزئی) همینطور است. شما واقعاً بستههای سیستمی را نصب یا مؤلفههای فردی سیستمعامل را ارتقا نمیدهید. سیستم بهصورت کلی بهروز میشود و اگر مشکلی پیش آید، میتوانید بدون نفوذ به داخل جزئیات، بازگردانی یا بازنشانی کنید.
اگر از Steam Deck استفاده میکنید، ممکن است شگفتزده شوید که SteamOS خودش یک توزیع غیرقابل تغییر است. این ایدهٔ مشابهی را دنبال میکند: سیستم قفل میشود در حالی که هر آنچه واقعاً استفاده میکنید در بالای آن قرار میگیرد.
اگر میخواهید چنین چیزی را خودتان امتحان کنید، بزرگترین توصیهٔ من Fedora Silverblue است. در واقع یک نسخهٔ متفاوت از Fedora است و از سطح ظاهر مشابهی برخوردار است زیرا GNOME را اجرا میکند. تفاوت واقعی در زیرساخت است، جایی که سیستم مدل فقطخواندنی را دنبال میکند.
اگر بیشتر به بازی علاقه دارید، Bazzite گزینهٔ دیگریست. این هم مبتنی بر Fedora است و غیرقابل تغییر است، اما برای تجربهای شبیه به کنسول تنظیم شده است.
معایبی که باید از آنها آگاه باشید
برای افراد حرفهای لینوکس مناسب نیست

قبل از اینکه سوار قطار هیجانزدهکنندهٔ سیستمعاملهای غیرقابل تغییر شوید، باید برخی از محدودیتهای آن را بدانید. بیشتر آنها زمانی ظهور میکنند که سعی میکنید کارها را به «روش قدیم لینوکس» انجام دهید. برای مثال، اگر عادت دارید بستههای سیستم را بهصورت تصادفی نصب کنید، فایلها را تحت /usr ویرایش کنید یا بهسرعت چیزی را پچ کنید وقتی راهنما به شما میگوید، این حافظهٔ عضلانی دیگر بهکار نمیرود.
اشتراک در خبرنامه لینوکس برای نکات عملی غیرقابل تغییر
اشتراک در خبرنامه لینوکس برای نکات عملی غیرقابل تغییر
با اشتراک، شما موافقت میکنید که خبرنامه و ایمیلهای بازاریابی دریافت کنید و Terms of Use و Privacy Policy را بپذیرید. میتوانید در هر زمانی لغو اشتراک کنید.
همچنین مواردی وجود دارد که یک ابزار یا اسکریپت دسترسی کامل به سیستم را فرض میکند و مطابق انتظار عمل نمیکند. هیچکدام از اینها مانعی جدی نیست، اما به این معنی است که سیستمهای غیرقابل تغییر به ذهنیتی با مشارکت کمتر پاداش میدهند.
اگر از دستکاری و تنظیم مداوم صرفاً برای خود لذت میبرید، محدودیتها میتوانند محدودکننده بهنظر برسند، حتی اگر به دلیلی خوب وجود داشته باشد. این در واقع یکی از reasons I switched to CachyOS over Bazzite است.
برای مثال، یک دورهای بود که نتوانستم Counter-Strike 2 را روی SteamOS اجرا کنم زیرا درایورهای Mesa قدیمی بودند. و نصب نسخهٔ جدیدتر خودم یک دردسر بزرگ بود، بهراحتی بگویم.

من عشق به لینوکس را درک میکنم؛ اما خودم آن را بهاشتراک نمیگذارم.
امیدوارم این آیندهٔ لینوکس باشد
اگر تازه به لینوکس میپیوندید یا فقط به دنبال سیستمی کاملاً پایدار برای ماشین روزمره هستید، صادقانهً توصیه میکنم از یک سیستمعامل غیرقابل تغییر استفاده کنید بدون اینکه دو بار فکر کنید. برای اکثر افراد، این حتی یک سؤال نیست.
توصیهٔ اصلی من در my list of stable Linux distros، Fedora Silverblue است، یا هر یک از دیگر نسخههای اتمی Fedora، اما اگر این رویکرد با شما همخوانی نداشته باشد، NixOS نیز ارزش بررسی را دارد. به هر حال، صمیمانهً امیدوارم توزیعهای بیشتری از لینوکس مسیر این جهت را بپذیرند، زیرا برای دسکتاپ بهویژه این حس میشود که منطقیترین مسیر پیشرفت باشد.