لوازم خانگی هوشمند جذابیت قابل توجهی دارند، بهویژه آنهایی که در آشپزخانه استفاده میشوند. من بهخصوص درباره توسترهای هوشمند هیجانزدهام، آنهایی که دارای یک صفحه لمسی بزرگ هستند و میتوانید از راهدور آن را کنترل کنید و صبحانهتان را پیش از اینکه حتی به آشپزخانه قدم بگذارید، آماده داشته باشید.
لوازم خانگی هوشمند جذابیت قابلتوجهی دارند، بهویژه آنهایی که در آشپزخانه نصب میشوند. من بهخصوص درباره توسترهای هوشمند هیجانزده بودم، آنهایی که صفحهنمایش لمسی بزرگی دارند که میتوانید از راه دور آن را کنترل کنید و صبحانهتان را آماده داشته باشید پیش از اینکه حتی وارد آشپزخانه شوید.
من ماموریتی داشتم تا تمام دستگاههای هوشمندم را تحت یک برنامه یکپارچه کنم، و بهعنوان کسی که بیشتر دستگاههای هوشمندش را با ESP32ها اداره میکند، توستر گام منطقی بعدی بهنظر میرسید. در نهایت، فقط کافی بود توستر را به رلهای که به یک آردوینو متصل است وصل کنم؛ چقدر میتواند سخت باشد؟ خوب، سخت نبود، اما حالا باید از توسترم عذرخواهی کنم.
چرا یک توستر ساده را مجبور به هوشمند شدن کنیم؟
راحتی یک لوازم خانگی هوشمند بیش از حد جذاب است
صبحانه معمولی من شامل املت و تست است. هر صبح که شروع به آشپزی میکردم، مشکل من این بود که یا نان را زودتر از موعد در توستر میگذاشتم که باعث میشد نان هنگام اتمام تخممرغها خیس باشد، یا خیلی دیر میگذاشتم و یک صبحانه تبدیل به دو وعده کوچک میشد.

یک توستر هوشمند که به من امکان کنترل سطح داغی نان را بدهد، فوقالعاده میبود، اما هزینهشان بسیار زیاد است و باز هم یک لوازم خانگی دیگر است که باید به وای‑فای وصل کنم. من یک توستر پاپ‑آپ ساده با تایمر مکانیکی داشتم. فکر کردم اگر بتوانم عنصر گرمکن را کنترل کنم، فقط کافی است نان را قبل از شروع پخت تخممرغها بارگذاری کنم و آردوینو تضمین میکند که آن زمان لازم آماده باشد.
البته این کار مستلزم آزمایش و خطا برای فهمیدن نحوه کنترل عنصر گرمکن و تنظیم تایمر برای بازگرداندن مکانیزم پاپ‑آپ است. از آنجا که رلهها در واقع سوئیچهای روشن‑خاموش قدرت هستند، در نظریه باید بتوانید آنها را بهمقدار مورد نیاز برای رسیدن نان به دما روشن و خاموش کنید. در نهایت، تایمر مکانیکی وظیفه خود را انجام میدهد و هنگام آماده شدن نان را بیرون میآورد.
همانطور که معلوم شد، این کار بههیچوجه ساده نبود.
یک تنظیم ساده که اصول اولیه را نادیده گرفت
یک خطای سیمکشی، یک باگ کشفنشده و یک توستر سوخته
آزمایش اول من این بود که یک ماژول رله را بین پریز برق و توستر وصل کنم که توسط یک آردوینو UNO اضافهدارم کنترل میشد. یک دکمه ساده را سیمکشی کردم که میتوانست آردوینو را فعال کند و کد بقیه کارها را انجام میداد، عنصر گرمکن را به صورت دورهای روشن و خاموش میکرد تا زمانی که تایمر تمام شود و نان بیرون بیاید.
اولین مشکل در اینجا ماژول رله بود. من از یک برد رله چهار کاناله ارزان استفاده میکردم که سالها در اختیارم بود. این ماژول رله در پروژههای متعدد نور و فنهای برقی را تأمین کرده بود و خراب نشده بود، بنابراین متوجه نشدم که لزوماً نمیتواند جریان مورد نیاز عنصر گرمکن را تحمل کند. رلههای ارزان به دلایلی ارزان هستند؛ آنها عایق و مواد تماس مشکوکی دارند که همیشه توان مقابله با برق ۲۲۰ ولت AC را ندارند.
خطای دوم کد من بود. این یک حلقه ساده بود که عنصر گرمکن را به مدت ۳۰ ثانیه روشن میکرد، سپس به مدت ۵ ثانیه خاموش میکرد و این روند را تا پایان تایمر تکرار میکرد. انتظار نداشتم که این در اولین تلاش کار کند، چون منطق این بود که این زمانبندیها نیاز به تنظیم دقیق دارند تا نتایج قابل استفاده بهدست آید. چیزی که فراموش کرده بودم، افزودن قطعکنندههای ایمنی بود. اگر آردوینو کرش کند، که بله اتفاق افتاد، رله میتوانست گیر کند.
وقتی با یک عنصر گرمکن سروکار دارید که دماهایی تولید میکند که کافی است نان را سیده کند، اجازه دادن به آن برای زمان طولانی میتواند بردهای مدار را نیز بسوزاند. من سیمکشی را اشتباه کردم و متوجه شدم که تایمر مکانیکی بهطوری گذرانده شده بود همراه با مکانیزمهای ایمنی تعبیهشده در توستر. اگر رله گیر کند، عنصر گرمکن بهصورت مداوم کار خواهد کرد.
خطای سوم انتخاب محفظه یا عدم وجود آن بود. من همه چیز را روی یک برد نانبرقی وصل کردم و آن را در معرض هوا رها کردم. در یک آشپزخانه که مایعات و قطعات فلزی داغ بهصورت مداوم جابهجا میشوند، این کار ایده خوبی نیست.
درس سختی که توستر من به من آموخت
هر لوازمی نیاز به هوشمند بودن ندارد
من همه چیز را وصل کردم و توستر را بهعنوان تست روشن نگه داشتم. آنچه فکر میکنم اتفاق افتاده این است که کدم با یک باگ مواجه شد و رله در حالت روشن گیر کرد. عنصر گرمکن که فقط باید ۳۰ ثانیه کار میکرد، بهصورت مداوم روشن ماند. ناگهان دود از آشپزخانه بهوجود آمد و بقیه داستان است.

گاهیاوقات چیزی که از تلویزیون هوشمند شما هشدار میدهد، مشکل خود تلویزیون نیست.
از بیرون سالم بهنظر میآمد، اما مدار داخلی خراب شده بود. بوی ضعیفی از پلاستیک سوخته هوا را پر کرده بود و هماتاقیام نزدیک به تماس با خدمات آتشنشانی بود قبل از اینکه متوجه شود فقط یک آزمایش دیگر من است.
وقتی بهعقب نگاه میکنم، درسها واضح هستند. ابتدا باید تمام سیمکشی درون توستر را بررسی میکردم، نه فقط رله را به آنچه تصور میکردم منبع برق است وصل میکردم. باید نحوه کارکرد مکانیزمهای ایمنی داخلی توستر را میفهمیدم و باید یک قطعکننده ایمنی میسازم تا از بروز این مشکل پیشگیری شود. دستگاههای هوشمند خانگی میتوانند مشکلات بیشتری نسبت به آنچه حل میکنند ایجاد کنند، و این یک مثال بارز بود.
توستر من الآن سوخته است، اما آردوینو هنوز کار میکند. نکته مثبت این است که درس ارزشمندی درباره کار با عناصر گرمکن و برق AC یاد گرفتهام؛ حداقل تا زمانی که ایده «این ساعت ۲ صبح جالب خواهد بود» دوباره به سراغم آید.