یکی از اولین چیزهایی که هر کسی هنگام بازدید از خانه من متوجه میشود تعداد درختان موجود در حیاط پشتی ماست. درختان بزرگی وجود دارد که بر فراز خانه ما سر به فلک میکشند، دو تا از آنها در وسط حیاط پشتی قرار دارند، در حالی که چندین درخت دیگر بهصورت پراکنده در اطراف حیاط پخش شدهاند. آنها برای بخش بزرگی از سال زیبایی دارند، بهویژه در پاییز که برگها به رنگهای زیباِ قهوهای، قرمز، نارنجی و زرد تبدیل میشوند.
یکی از اولین چیزهایی که هر کسی هنگام بازدید از خانهام متوجه میشود، تعداد درختانی است که در حیاط پشت خانهمان داریم. درختان عظیمی وجود دارند که بر بالای خانهمان سایهاند، دو تا از آنها در وسط حیاط قرار دارند، در حالی که چندین درخت دیگر بهصورت پراکنده در حیاط پخش شدهاند. آنها در طول بیشتر سال زیبا بهنظر میرسند، بهویژه در پاییز که برگها به رنگهای قهوهای، قرمز، نارنجی و زرد زیبایی تغییر میکنند.
متأسفانه، وقتی آن برگها میافتند، حیاط پشت خانهام پر از برگ میشود. در سال اول که اینجا زندگی میکردم، زیاد با جارو دستی کار میکردم و بهطور مکرر برای جمعآوری برگها بیرون میرفتم. تیم پاکسازی شهرمان فقط یک بار در پاییز و یک بار در بهار میآید، بنابراین باید آنوقت برگها و شاخهها را کنار پیادهرو قرار دهید. در سال دوم، از بادبزن برگ استفاده کردم و سپس برگها را داخل یک گاری کوچک گذاشتم و تا پیادهرو هل دادم. اما یک باغکار که در خانهام بود، برای حل این مشکل به من مشاوره داد و کافی بود یک تَب از فروشگاه Lowe’s بخریم.
یک توصیهٔ دوستانه تأثیر زیادی داشت
احساس کردم که احمق بودم، زیرا این را زودتر فکر نکرده بودم
باغکار در خانهام حضور داشت تا برای نصب چراغهای کریسمس روی سقف (عمدتاً به این دلیل که همسرم به من اعتماد ندارد که روی سقف بروم) تخمینی بدهد. به هر حال، او مقدار برگهایی که در چمنم بود را دید و من از اینکه چقدر دردسر است که گاری را پر کنیم و آنها را بهطرف آنجا بکشیم، صحبت کردم. او با تعجب به من نگاه کرد و گفت: «چرا یک تَب نمیگیری؟»
از او پرسیدم منظورش چیست، و او گفت: «یک تَب دهفوتی بگیر و برگها را روی آن جارو کن و سپس آنها را به خیابان بکشان». نمیتوانستم باور کنم که چنین کاری اینچقدر ساده است، و همچنین نمیتوانستم باور کنم که پیش از این به این فکر نکرده بودم.
دیدن مقدار برگهایی که خالی میشدند نسبت به تعداری که از گاری خراب میزدند، یک لذت واقعی کار باغچه بود.
اگرچه من شخصی هستم که سعی میکنم دربارهٔ روشهای کارآمد برای راهاندازی خانهٔ هوشمند و انجام کارهای خانه بنویسم، نتوانستم بهطور انتقادی دربارهٔ راههایی برای کمک به خودم در این کار دشوار فکر کنم. من از او به خاطر مشورتش تشکر کردم و روز بعد به Lowe’s رفتم و یک تَب به اندازهٔ 12×16 فوت خریدم (میتوانم از این تَب برای پوشاندن برخی از مبلمان خارجی در طول زمستان استفاده کنم، به همین دلیل بزرگتر از 10 فوت خریداری کردم). به خانه برگشتم و کار را شروع کردم.
نمیتوانستم باور کنم چقدر این تَب کمککننده بود
بهواقع یک تغییر دهندهٔ بازی بود

ما یک حیاط بزرگ و محصور داریم تا دختر و سگم بتوانند در یک ناحیهٔ مشخص در اطراف این حیاط بپرند. ما حفاظ را بهعنوان یک ارتقاء خانه اضافه کردیم برای این منظور. اما بیشتر برگها داخل حصار میافتند. بنابراین تمام برگهای خود را از حیاط پشت خانه به بخش بیرونی حصار برای تمیزکاری باد میدادم. من قبلاً در امتداد مسیر ورودی درختهایی دارم، بنابراین برگها بر روی لبهٔ چمندار آن نیز وجود دارند. منطقی بهنظر میرسید که بیشترین برگها را در یک مکان جمع کنم قبل از اینکه آنها را با جارو روی تَب بگذارم.
من از بادبزن برگ که دارم استفاده میکردم تا آنها را تا خیابان بدم، اما بادبزن دستی که از پدر بزرگم بهارث بردهام فقط هوا را به سمت چپ میپخشید. مجبور بودم دور تودههای برگ بچرخم و سعی کنم مسیر خود را بهگونهای تنظیم کنم که تمام آنها را تا مسیر ورودی بدم، که این کار زمانبر بود. این شبیه یک برفپاککن نیست که بتوانید جهت پخش برف را تغییر دهید. این دستگاه فقط در یک جهت میدم و نمیتوانم کاری در این باره انجام دهم. میتوانم از آن در فضای باز حیاط پشت استفاده کنم، اما سعی برای رفتن به مسیر ورودی یا در طول کنارهٔ خانه برای جابهجایی برگها بهصورت حجیم در یک خط مستقیم، واقعاً دشوار است.
من تَب را پهن کردم و چون روز بادی بود، مجبور شدم از دو بیل، یک تکه چوب و یک جارو استفاده کنم تا تَب را ثابت نگه دارم همانطور که شروع به جارو کردن کردم. شروع کردم به پرتاب برگها با جارو بر روی تَب و بهسرعت مجموعهٔ بزرگی از برگها در وسط تَب جمع شد. من توانستم تودههای بزرگ برگ را جمعآوری کنم و آنها را با جارو به دستم بگیرم و روی تَب ریخته کنم. وقتی تَب پر شد، به سمت مسیر ورودی رفتم.

حیاط پشت یا باغ خود را به یک فضای خارجی آرامتر و لذتبخشتر تبدیل کنید با این ایدههای پروژهٔ بینقص.
کشیدن تَب آسانتر از آنچه انتظار میرفت
این فشار بسیار زیادی را کاهش داد

من جارو کردم و تا جایی که میتوانستم برگها را به مرکز تَب منتقل کردم. نمیخواستم لبههای تَب را پر کنم، چون میدانستم که وقتی در یک روز بادی آن را میکشیم، ممکن است برخی از آنها پرواز کنند. بنابراین، وقتی مرکز تَب نسبتاً پر شد، آن را بهسوی مسیر ورودیام کشیدم.
پس از اینکه یک تَب نسبتاً محکم که دوطرفه و دارای گرههای فلزی بود خریداری کرده بودم، نگران خراب شدن یا پارگی آن نبودم.
یک شگفتی خوشایند بود که این تودهٔ بزرگ برگها همراه من هنگام عبور از مسیر ورودی، از طریق حیاط جلویی و تا لبهٔ خیابان همراهی میکرد. سپس، یک تَب اضافی را جمعآوری کردم و شروع به بلند کردن آن کردم. از آنجا، برگها شروع به خالی شدن به یک توده در خیابان کردند، دقیقاً جایی که شهر برای جمعآوری آنها نیاز دارد. دیدن مقدار برگهایی که خالی میشدند نسبت به تعدادهایی که از گاری ریخته میشد، یک لذت واقعی کار باغچه بود.
دیدن تکهٔ بزرگ چمن سبز و تمیز نیز کاملاً ارزش تلاش را داشت. من تَب را دوباره به بخش بعدی حیاط که برگها روی آن بودند کشیدم، آن را پهن کردم، بیلها و سایر وزنها را اضافه کردم و دوباره شروع به انبار کردن کردم. همانطور که ادامه دادم برگها را روی تَب تمیز میکردم و سپس آنها را به خیابان میکشیدم، متوجه شدم که برای انتقال برگها با گاری نیاز به تعداد سفرهای دو برابری بود. من در عرض چند ساعت بخش بزرگی از حیاطم را پاکسازی کردم.
من بهزودی بازنخواهم گشت
این روش را برای آینده ادامه خواهم داد

هرچه تعداد برگهایی که باید منتقل شوند بیشتر باشد، سریعتر انجام میشود وقتی آنها را روی تَب بار میکنید. در هیچ نقطهای از کار میترسید که مجبور شوید خم شوید، گاری را بلند کنید، آن را به خیابان ببرید و سپس دوباره آن را بهسوی خانه برگردانید. کشیدن تَب برای شانهها، پاها و پشتم بسیار آسانتر بود.
بالا بردن تَب و خالی کردن آن بسیار راحتتر از خالی کردن گاری بود. وقتی کار را تمام میکردم، شروع به فکر کردن کردم که چطور میتوانم سال آینده این کار را پیشدستی کنم و زودتر برگها را جمعآوری کرده و به خیابان برسانم. بهجای اینکه تمام کار را در یک روز انجام دهم، چند سفر با تَب در طول چند روز باید کار را تمیز کند. یکی از ضعفهای من این است که بیش از حد مشتاق پروژهها میشوم و میخواهم همه را در یک روز انجام دهم. اما این کار به اندازهٔ کافی ساده است که مشکلی ندارم یک هدفون بزنم و چند بار با تَب کار کنم.
این ساده بود و کار را برای من تغییر داد
استفاده از تَب برای جمعآوری برگهای جاروبشده ایدهای بسیار ساده بهنظر میرسد و من خوشحالم که این پیشنهاد به من داده شد. اگر هنوز این کار را امتحان نکردهاید و حیاط بزرگی دارید که برگهای زیادی جمع میکند، ارزش امتحان دارد. بهتر است تَب بزرگتری تهیه کنید تا بتوانید برگها را بهصورت انبوه بکشید. تَب از نظر کار زمانبر هزینه خود را جبران کرده است و دیگر راه دیگری برای جمعآوری برگها ندارم.