چندکارگی برای تقریباً تمام مشکلاتی که کار مدرن به وجود آورده است سرزنش میشود. خستگی، تاری ذهن و آن حس مداوم مشغول بودن در حالی که چیزی که واقعاً مهم است را به پایان نمیرسانید. اما خود چندکارگی مشکل واقعی نیست. مشکل واقعی، چندکارگی اجباری است که بهصورت طراحیشده در اکثر سیستمهای عامل تعبیه شده و سپس بهعنوان یک شکست شخصی چارچوببندی میشود وقتی که بهطبیعت خود شما را خسته میکند.
مُدیتاسکینگ تقریباً برای تمام مشکلاتی که کار مدرن به وجود آورده است سرزنش میشود. خستگی، مهیسی ذهنی، و آن حس مداوم مشغول بودن در حالی که هیچیک از کارهای واقعاً مهم را تمام نمیکنید. اما خود مدیتاسکینگ مشکل واقعی نیست. مشکل واقعی، مدیتاسکینگ اجباری است که توسط طراحی در اکثر سیستمعاملها تعبیه شده و سپس به عنوان شکست شخصی مطرح میشود وقتی که ناگزیر شما را خسته میکند.
بسیاری از سیستمها فقط اجازه مدیتاسکینگ نمیدهند؛ آن را میطلبند. تمام روز بهصورت مداوم توجه شما را قطع، بازهدایت و تکهتکه میکنند و سپس وقتی روز را خسته و عقبمانده به پایان میبرید، تعجب میکنند. لینوکس این مسأله را متفاوت مینگرد. نه با وعدههای معجزهآسای بهرهوری، بلکه با سکوت، پیشبینیپذیری و عدم مزاحمت. این تغییر واحد نحوه احساس مدیتاسکینگ را در سطح اساسی تغییر میدهد.
مدیتاسکینگ مدرن عمدتاً بهصورت اتفاقی است
چرا اکثر سیستمعاملها واکنش را به جای انتخاب تحمیل میکنند

در بسیاری از پلتفرمها، مدیتاسکینگ یک انتخاب نیست. چیزئی است که بهصورت خودکار بر شما میدارد. شما در حال نوشتن، فکر کردن یا خواندن هستید که یک اعلان از گوشهٔ صفحه سر میخورد و پیش از اینکه متوجه شوید، نگاهتان را میکشاند.
آن قطع یکبارگی یک سوئیچ زمینهای را تحمیل میکند که شما آن را نپذیرفتید. میایستید در میانهٔ فکر، نگاهی به چیزی نامرتبط میاندازید، سپس یک دقیقهٔ بعد را صرف بازسازی کاری میکنید که میکردید. اگر این را به دهها پینگ در روز ضرب کنیم، کار شما به زنجیرهای از بازیابیها تبدیل میشود نه پیشرفت.
از آنجا که این رفتار عادت شده، سرزنش به شما منتقل میشود. احساس پراکندگی میکنید. گمان میکنید که به انضباط کمبود دارید. مشکل طراحی پشت یک روایت درباره تمرکز شخصی پنهان میشود. مثال واضح این است وقتی یک اعلان چت هنگام نوشتن یک پاراگراف ظاهر میشود، حتی اگر هرگز برای قطع شدن درخواست نکرده باشید.
برای مقابله با این، بسیاری از ما اکنون سختافزارهای قدیمی را به ماشینهای نوشتن اختصاصی بدون حواسپرتی تبدیل میکنیم با استفاده از توزیعهای سبک لینوکس که این «پیشفرضهای سنگین درگیرسازی» را حذف میکنند.
لینوکس فرض میکند که تمرکز ممکن است
چگونه رفتار سیستمی ساکتتر نحوه احساس کار را تغییر میدهد

لینوکس از یک فرض متفاوت شروع میکند. قطع را بهعنوان وضعیت پیشفرض در نظر نمیگیرد. اعلانها وجود دارند، اما بر این اصرار ندارند که فوراً دیده شوند. اگر چیزی هنگام کار شما برسد، میتواند صبر کند.
این باعث میشود احساس تمرکز تغییر کند، زیرا دیگر نیازی به آمادهسازی برای اختلال بهعنوان وضعیت پیشفرض ندارید. تا زمانی که خودتان تصمیم به ترک کار نگیرید، در همان وظیفه غوطهور میمانید، بهجای اینکه توسط هر آنچه بعدی میآید، در میانهٔ فکر کشیده شوید. وقتی پیامای هنگام کار میآید، میتواند بهصورت ساکت و خارج از دید شما بماند و منتظر نوبتش باشد، و وقتی وظیفه را عوض میکنید، این احساس یک تصمیم آگاهانه است نه واکنشی خودکار.
قابلیت پیشبینی و جداسازی خستگی ذهنی را کاهش میدهند
چرا سیستمهای پایدار هزینه تعویض کارها را کاهش میدهند

دلیل اصلی احساس خستگی از مدیتاسکینگ، عدم پیشبینی است. وقتی رابطها تغییر میکنند یا بهصورت ناسازگار رفتار میکنند، ذهن شما در حالت بیداری سطح پایین باقی میماند و بهطور مداوم بررسی میکند که چیزها همچنان همانطور که انتظار دارید کار میکنند.
لینوکس به پایداری اولویت میدهد. رفتار پنجرهها تحت قوانین واضحی است. میانبرها در همان جایی میمانند که یاد گرفتهاید. وقتی نحوه کار یک چیز را درک کنید، به همان شکل ادامه میدهد.
لینوکس همچنین شما را تشویق میکند تا وظایف را به فضاهای جداگانه تقسیم کنید، بهطوری که تعویض کارها به یک چیز فیزیکی تبدیل شود نه صرفاً ذهنی. نوشتن میتواند در یک فضای کاری باشد در حالی که ارتباطات در فضای دیگری قرار دارند، بنابراین وقتی بین وظایف جابهجا میشوید، تمام محیط بصری با شما حرکت میکند. این تغییر زمینه، همپوشانی ذهنی را کاهش میدهد، زیرا دیگر سعی نمیکنید حالتهای مختلف فکر را همزمان در یک صفحه نگه دارید.
این رویکرد فضایی به کار، یکی از دلایل اصلی این است که لینوکس اغلب بهعنوان یک سیستم برتر برای تولید محتوای سنگین ذکر میشود. این به شما اجازه میدهد یک کابین ساکت بسازید، جایی که ابزارها دقیقاً در جایی که قرار میدهید میمانند و هیچ چیزی حرکت نمیکند مگر این که شما تصمیم بگیرید.
کاهش وقفهها مرزهای کاری تمیزتری ایجاد میکند
چرا کاهش نویز شتاب کار را حفظ میکند

قطعات مزاحمتها فقط مزاحمتهای جزئی نیستند. آنها هزینههای شناختی هستند. هر یک از آنها ذهن شما را مجبور میکند تا زمینه را رها کرده و سپس دوباره بسازد، که حتی اگر کوتاه باشد، انرژی را تخلیه میکند.
لینوکس بهطور پیشفرض این وقفهها را به حداقل میرساند. اعلانهای سطح سیستم که نیاز به توجه دارند کمتر شدهاند و پیامهای ناگهانی کمتری با کار شما رقابت میکنند. این امکان میدهد مرزها دست نخورده بمانند. شما کاری را شروع میکنید، با آن میمانید و وقتی تصمیم بگیرید متوقف میشوید. سیستم شما کار شما را برای اعلام یک بروز رسانی وقتی در میانهٔ یک وظیفه هستید، قطع نمیکند.
این درباره انجام بیشتر کارها بهطور همزمان نیست
چرا مدیتاسکینگ عمدی درباره پایداری است

مدیتاسکینگ عمدی درباره سرعت نیست. واقعیت شما را قطع خواهد کرد صرفنظر از اینکه دوست داشته باشید یا نه. مهم این است که چقدر سریع و بهصورت تمیز میتوانید به کاری که در حال انجامش بودید بازگردید.
لینوکس این را با نگه داشتن هزینه بازیابی کم حمایت میکند. وقتی یک وقفه رخ میدهد، میتوانید بدون تنظیم مجدد خود به محیط تغییر یافته ادامه دهید.
با گذشت زمان، این ثبات جمع میشود. کار احساس مدیریتپذیری میکند بهجای خستهکننده بودن. یک مثال خوب این است که پس از بررسی یک پیام، به همان وظیفه با همان چیدمان، ابزارها و وضعیت باز میگردید.
مشترک شدن در خبرنامه برای طراحی سیستممحور بر تمرکز
شما میتوانید این را با استفاده از مدیران پنجره کاشیای پیش ببرید. بهجای یک پشتهٔ شلخته از پنجرههای همپوشانی، هر برنامه بهصورت یک شبکهٔ پیشبینیپذیر قفل میشود، که هزینهٔ «ورود دوباره» به یک وظیفه را تقریباً صفر میکند.

مدیتاسکینگ لینوکس بدون مشکل میشود وقتی ابزارهای مناسب تمرکز، سرعت و کنترل جریان کار را توانمند میسازند.
سیستمها باید بهسوی تمرکز خدمت کنند، نه با آن بجنگند
طراحی برای نیت، نه تعامل مداوم

مدیتاسکینگ نیازی به احساس اضطراب یا پوچ بودن ندارد. بهترین عملکرد زمانی است که سیستمها به تمرکز احترام بگذارند، بهصورت پیشبینیپذیر رفتار کنند و قطع را بهعنوان گزینهای اختیاری درنظر بگیرند.
لینوکس نشان میدهد وقتی این اصول جدی گرفته شوند چه اتفاقی میافتد. میتوانید این ایدهها را در هرجایی بهکار ببرید. اعلانهای غیرضروری را کاهش دهید. زمینههای کاری را جدا کنید. به پایداری بهجای نوآوری ترجیح دهید. بهصورت آگاهانه جابجا شوید بهجای اینکه همه چیز را همزمان مدیریت کنید.
خاموش کردن اعلانهای غیرضروری بلافاصله باعث میشود هر سیستمی آرامتر و کار کردن در آن آسانتر شود.
زمانی که سیستم شما ساکت، پیشبینیپذیر و دور از مسیر شما باشد، مدیتاسکینگ دیگر احساس حالت بقا ندارد و بهصورت عمدی حس میشود. پس از این تجربه، پذیرش ابزارهایی که بهصورت مداوم توجه میطلبند بدون اینکه چیزی معنادار ارائه دهند، بسیار دشوار میشود.