بعد از اینکه از ظاهر پراکنده و ناپایدار رابط کاربری ChatGPT خسته شدم، شروع به استفاده از پروژهها کردم تا همه چیز را منظمتر نگه دارم. چیزی که در ابتدا یک آزمایش کوچک بود، تبدیل به روشی اصلی برای سازماندهی گفتگوها در برنامه شد. علاوه بر سازماندهی، پروژههای ChatGPT برای اطمینان از حفظ ثبات زمینه در گفتگوهای مرتبط بسیار مفید هستند.
بعد از اینکه از ظاهر ناهموار رابط کاربری ChatGPT خسته شدم، استفاده از پروژهها را برای سازماندهی بهتر همه چیز آغاز کردم. چیزی که قرار بود یک آزمایش کوچک باشد، به روشی اصلی برای سازماندهی گفتگوها در برنامه تبدیل شد. علاوه بر سازماندهی، پروژههای ChatGPT برای حفظ سازگاری زمینه با گفتگوهای مرتبط بسیار مفید هستند.
6
یادگیری یک زبان جدید
من چند سال گذشته را به یادگیری زبان دانمارکی اختصاص دادم که به یک آزمون اخیر زبان منجر شد. برای اینکه تا حد امکان برای ارزیابی نهایی آماده باشم، از ChatGPT برای بحث درباره رویکرد استراتژیک خود و ایجاد برنامهای که من را به نمره مورد نظر برساند، استفاده کردم.

من چندین گفتگو ساختم تا همه چیز را جدا کنم. به عنوان مثال، یک گفتگوی خاص داشتم که در آن به سؤالات مشابهی که قبلاً در آزمون مطرح شده بود، پاسخ داده میشد. علاوه بر این، از این بخش پروژه برای بحث در مورد مراحل بعدی پس از اتمام آزمون و چگونگی ادامه یادگیری در دنیای واقعی استفاده کردم.
روشهای دیگری که از این بخش استفاده کردم شامل فهرستکردن منابعی بود که میتوانم در زندگی روزمره استفاده کنم و پیگیری عبارات پایه. اگر از صفر شروع می‑کردم، در نظر میگرفتم که مکالمات کامل به زبان هدف داشته باشم و بازخورد واضح درخواست کنم.

5
سلامتی و تناسب اندام
در طول سال گذشته، زمان زیادی را صرف فکر کردن درباره چگونگی بهبود سلامتیام، هم داخل و هم خارج از باشگاه، کردهام. حوزههایی که میخواهم بهبود دهم شامل مدیریت استرس، بهبود تحرک و تقویت فرم وزنهبرداری است و به جای نگه داشتن آنها به صورت گفتوگوهای جداگانه در ستون کناری، معتدم منطقیتر است که همه آنها را در یک پروژه گنجاند.

نگه داشتن هر گفتوگو در همان مکان، مراجعه به همه آنها را در زمان نیاز آسانتر کرده است. علاوه بر این، میتوانم تصمیم بگیرم تمرکز اصلیام در چند ماه آینده چیست و در صورت نیاز ورودیهای بیشتری اضافه کنم.
از آنجا که ChatGPT قبلاً اهداف سلامتی و تناسب اندام من را از گفتوگوهای دیگر میداند، پاسخهای من شخصیسازی شدهتر است. بنابراین، پروژهها به همان اندازه که نکات و ترفندهای پرامپینگ هوش مصنوعی که کار میکنند، مفید میباشند.

4
گفتگو عمومی
من در طول روز افکار تصادفی زیادی دارم و در حالی که نوشتن در کاغذ حتماً کمک میکند، گاهی میخواهم آنها را عمیقتر بررسی کنم. اگرچه از دیگران برای دریافت نظراتشان سؤال میکنم، ChatGPT اغلب روش خوبی برای دریافت بازخورد در زمان واقعی است.

زمانی که ChatGPT را بدون قابلیت پروژهها استفاده کردم، نوار کناریام به سرعت به آشفتگی تبدیل شد. بنابراین، برای بحثهای تصادفی که در سایر بخشها جایی ندارند، یک گفتوگوی جداگانه در بخش عمومی ایجاد میکنم.

بحثهای عمومی من از این که با دوچرخهام چه کنم تا قهوه و خرید وسایل برای آپارتمانم متغیر است. صادقانه بگویم، این پروژه مورد علاقه من است؛ در اصل فقط حس و حال است.
3
بحث در مورد پروژههای خلاقانه
من چندین پروژه خلاقانه دارم، مانند یک بلاگ سفر و پروژههای مختلف عکاسی. چون ایدههای زیادی درباره اینها دارم، دوست دارم آنها را در یک بخش پروژه جداگانه نگهداری کنم. من چندین گفتگو درباره موضوعات مختلف دارم، مانند ایدههای استراتژی بلاگ و ایدههای عکاسی.

از آنجا که بسیاری از این پروژهها با بلاگ من درهمتنیدهاند، این بخش را چت بلاگ نامگذاری کردم. اگرچه هنوز این اتفاق نیفتاده، اگر پروژههای خلاقانهام یکدیگر را بیش از حد مختلف کنند، یک بخش جدید ایجاد میکنم. به عنوان مثال، از این بخش برای صحبت درباره طراحی گرافیک یا موسیقی استفاده نمیکنم.

2
بحث درباره کار
به جز مفید بودن در پروژههای خلاقانه، فکر میکنم ChatGPT دستیار شخصی فوقالعادهای برای کار است. بیشتر گفتوگوهای من در این زمینه حول چگونگی افزایش بهرهوری هنگام کار با کامپیوتر و سازماندهی روز به شکل مؤثرتر میچرخند.

هر بار که میخواهم اهدافم را تغییر دهم یا به سطح بعدی پیشرفت کنم، با یکی از گفتوگوهای اینجا مشورت میکنم. نگه داشتن همه چیز در یک مکان باعث میشود ChatGPT اطلاعات بیشتری درباره من داشته باشد و در نتیجه گفتگوهای طولانیتری هنگام ایجاد برنامههای جدید و غیره کاهش یابد.

من همچنین یک گفتوگوی دیگر دارم که در آن درباره مفاهیم مختلف مانند مینیمالیسم دیجیتال و نحوه اعمال آنها بر بهرهوری خود صحبت میکنم. معمولاً با نوشتن در جایی دیگر شروع میکنم، سپس این افکار را به ChatGPT منتقل میکنم تا دیدگاهی جدید به دست آورم.
1
برنامهریزی اهداف
از آنجا که بسیار هدفمحور هستم، هر سیستم ممکن برای ردیابی پیشرفت را امتحان کردهام. داشبوردهای Notion ساختهام، یادداشتهای چسبان را روی دیوار بچسباندهام، تخته سفید با یادآوریهای مداوم خریداری کردهام و غیره. اگرچه برخی از اینها مؤثر بودند، متوجه شدم برای ادامه پیشرفت نیاز به بازخورد دارم—فراتر از خودآگاهیام.

در ChatGPT، یک پروژه ایجاد کردهام که در آن تمام اهدافم—از جمله عاداتای که به آنها میرسند—را ردیابی میکنم. از این بخش برای درخواست نکات درباره متمرکز ماندن و کمک به ترسیم چگونگی دستیابی به اهداف استفاده میکنم. در حال حاضر، تنها یک گفتوگو در اینجا دارم چون نیازی به دیگری ندیدهام—اما احتمالاً در آینده آن را جزئیتر خواهم کرد.

اگرچه اهدافم را به دورههای سهماهه و ششماهه تقسیم میکنم، فکر میکنم ایجاد پروژهای مشابه برای تصمیمات سال نو نیز مفید باشد. این کار، استفاده از فناوری و بازنگری سال را سادهتر میکند.
پروژههای ChatGPT روشی ساده اما مؤثر برای سازماندهی گفتگوهاست و با درخواست این امکان برای سالها، خوشحالم که اکنون این گزینه در دسترس است. یافتن این امکان باعث شده است پیگیری همه چیز راحتتر باشد و نسبت به گذشته کمتر تحت فشار قرار بگیرم. علاوه بر این، رابط کاربری برنامه من تمیزتر به نظر میرسد.