وقتی برای آپارتمان جدیدم یک تلویزیون صفحهتخت خریدم، بهطور طبیعی یک ساندبار و سابووفر هم اضافه کردم. منطقی بود که تقویتکننده بهتر، فضای صوتی وسیع و یک راهحل شیک، بیسیم با ردپای کم برای دستگاههای صوتیم داشته باشم. چه نکتهای نبود که دوست نداشته باشیم؟
وقتی برای آپارتمان جدیدم تلویزیون صفحهتخت خریدم، بهطور عادی یک ساندبار و سابووفر نیز اضافه کردم. داشتن تقویتکننده بهتر، صحنه صدای گسترده و یک راهحل براق، بیسیم با جایپذیری کم برای دستگاههای صوتیام منطقی به نظر میرسید. چه چیزی برای عدم پسندیدن وجود داشت؟
تا زمانی که خودم را در دفتر کارم دیدم که در حال تماشای Foundation روی Apple TV بودم. در آنجا بلندگوی مانیتورهای قدرتمندم صدای خود را در یک طیف گسترده فرکانس پخش میکردند و هر هجا، افکت صوتی و اوجگیری ارکستری با دقت واضح و دقیق بازتولید میشد. ناگهان واضح شد که ساندبار ارتقایی که انتظار داشتم نیست؛ فقط یادآوری جعبهای بود که راحتی معمولاً با هزینه کیفیت همراه است.
صدای ناامیدکننده و حقههای نرمافزاری
وعدهی صدای بزرگ در یک بسته کوچک در مقابل واقعیت
ساندبارها سزاوار تقدیر هستند وقتی که برای ارتقای ضروری به بلندگوهای داخلی صدای خشک تلویزیون عمل میکنند. بلندگوهای بزرگتر میتوانند صدا را با حجم بالاتر بدون اعوجاج پخش کنند و فرکانسهای پایین را مؤثرتر مدیریت کنند؛ اینجاست که ساندبار (و در حالت ایدهآل، سابووفر همراه) به خود میآیند. اما بلندتر و عمیقتر لزوماً برابر با بهتر بودن نیست. من متوجه شدم که با تنظیمات (قابل قبول متوسط) خود، فرکانسهای پایین خفه بودند، صداها گرم نبودند، نشانههای فضایی مصنوعی بهنظر میرسیدند و نمرات موسیقی صاف و بیروح بودند.
مانند بسیاری از ساندبارها، مدل من به شدت به ترفندهای نرمافزاری متکی است تا توهم صدای محاطی را ایجاد کند. آنها این کار را با پرتاب صدا از دیوارها، تنظیم زمانبندی و استفاده از روانشناسی شنوایی برای فریب گوشها انجام میدهند. در حالی که این تماماً شگفتی مهندسی صوتی مدرن است، نمیتوانید فیزیک را شکست دهید. هرگز به همان سطح جداسازی دقیق صدا همانطور که چندین بلندگو اطراف یک اتاق قرار میگیرند، دست نخواهید یافت. اثر «محاطی» ساندبار من گفتوگوها را مبهم کرد، در حالی که، مهما تنظیماتم را تنظیم میکردم، سابووفر من بخش عمدهای از فضای صوتی من را به خود اختصاص داد.
مشکلات اولیه و یک مسأله اساسی
سازگاری، کالیبراسیون و برتری صدای محاطی اصیل

ساندبارها لزوماً به همان سادگی که بهنظر میرسند، نیستند. برای شروع، HDMI‑ARC، راهحل یک کابل فرضی، در ابتدا مشکلدار بود؛ بیش از یک بار بهصورت خودکار روشن نشد و پس از بهروزرسانی firmware با مشکلات سازگاری مواجه شدم. من مجبور شدم چند راهحل برای بهبود صدا امتحان کنم، و حتی پس از آن، هنوز باید تنظیمات EQ خود را برای انواع مختلف رسانهها تنظیم کنم.
ساندبارها ایده این را میفروشند که صداهای خوب میتوانند بهصورت پلاگ‑آند‑پلی باشند. اما بهترین صدا فضایی است؛ آن زمینه را ارائه میدهد و جو را خلق میکند. فشردن چندین کانال در یک واحد مشابه تلاش برای روشن کردن یک انبار بزرگ با یک لامپ است. هرچند چقدر هم روشن باشد، تعداد زیادی لامپ همیشه اثر کاملتری ایجاد میکند. این درک بود که من را متقاعد کرد ساندبار هرگز جای یک گیرنده AV و چندین بلندگو با صدای محاطی حقیقی 5.1 یا بالاتر را نخواهد گرفت.
فواید و معایب ساندبارهای مدرن
استدلالی که ساندبارهای مدرن بهتر از همیشه هستند

درست است که برخی برندها مانند بوز، سونوس، سنهایزر و کلیپش پیشرفتهای چشمگیری در توسعه ساندبارها داشتهاند. بهعنوان مثال، ساندبار سنهایزر آمبئو (در تصویر) میتواند صداهای فضایی را بهدقت با استفاده از کالیبراسیون فضا و فرایندی به نام beamforming شبیهسازی کند. حتی با تنظیمات ارزانتر، تفاوت با هرگونه بلندگوی تلویزیون بهوضوح قابل ملاحظه است و عدم وجود کابلهای مزاحم، جایپای کوچک و زیباییهای براق کافی است تا یک ساندبار و سابووفر را بهفروش برساند. نمیتوان فاکتور راحتی را نادیده گرفت و برای تماشای معمولی، میتوانند به اندازهٔ کافی شگفتانگیز بهنظر برسند.
با این حال، حتی با مدلهای پرمیوم، مشکل اساسی همچنان باقی میماند. توهم صدای محاطی — صرفنظر از پیشرفت فناوری — همچنان یک توهم است. شما صداهای پشت سر خود را نمیشنوید؛ بلکه صدایی را میشنوید که به سمت شما پرتاب شده است. این تفاوتهای ریز، پس از شنیده شدن، دیگر قابل حذف نیستند. علاوه بر این، هنگامی که به گزینههای دیگر تحقیق کردم، متوجه شدم میتوانم یک سیستم سینمای خانگی ابتدایی را با قیمتی برابر با یک ساندبار متوسط خریداری کنم که عملکرد برتری دارد و بهراحتی قابل ارتقا است. در بازنگری، ای کاش بهجای ظاهر براق، به تولید صدا اصیل ترجیح میدادم.
درسهای آموختهشده از صدای سطحی
خرید ساندبار یک شکست کامل نبود. ظاهر آن عالی بود و پس از این که آن را برای فضای باز نشیمنخانهام بهینهسازی کردم، نصب آن بهمراتب آسان بود. این هنوز یک ارتقای بزرگ نسبت به بلندگوهای داخلی تلویزیون من است؛ اما حس نمیکنم که در مقایسه با هدف اصلیاش بهترین ارزش را دریافت کردهام. همانطور که یاد گرفتم، در خصوص صدا، سادگی برابر با سازش است. این ظرافت نمایه و جادوی بیسیم بهسادگی نمیتواند صداهای محاطی چندبعدی و اصیل را جایگزین کند.
نصیحم به هر کسی که در حال بررسی ساندبار بهجای یک سیستم سینمای خانگی است، ساده است. این یک مقایسه بین هزینه و راحتی در برابر کیفیت صدا و غوطهور بودن است. همانطور که کشف کردم، حتی جفت بلندگوهای کتابخانهای با کیفیت بالا من، از جذابترین ساندبار پیشی میگیرد و بر روی هر پایه تلویزیونی شیک بهنظر میرسد. آه، مزیت بازنگری!