من اولین خانهام را در سال ۲۰۲۴ خریدم و از آن زمان، من و همسرم زمان زیادی را صرف بهروز کردن و بازسازی این منزل دههٔ ۱۹۴۰ کردیم. از همه جوانب یک ساختمان نیازمند تعمیر و بازسازی بود و کارهای زیادی لازم بود. اما یک بخش خاص از خانه برای ما مشکلاتی ایجاد کرده بود — زیرزمین. بدون شک، آنجا تا حدی ترسناک است، اما چیزی که تقریباً هیچ کنترلی نداریم باعث میشود شستشوی لباسها دشوارتر از آنچه اکثر مردم تصور میکنند باشد.
من اولین خانهام را در سال 2024 خریداری کردم و از آن زمان بههمراه همسرم زمان زیادی را به مدرنسازی و بازسازی این منزل دههٔ ۱۹۴۰ اختصاص دادیم. این خانه در تمام جنبهها یک «قابلیت تعمیر» بود و کارهای زیادی نیاز داشت. اما یک بخش خاص از خانه برایمان دردسرساز بود — زیرزمین. اینجا بدون شک کمی جالب و ترسناک است، اما چیزی که کنترلمان را از دست میدهد، شستوشوی لباس را سختتر میکند نسبت به آنچه میتوانستیم تصور کنیم.
همسرم تنها ۳۰ سال دارد اما از بیماری اسکلوزیون ساندیلایتس رنج میبرد؛ یک التهاب مفصلی که او را بسیار سفت و دردناک میکند. چون ماشین لباسشویی و خشککنمان در طبقه زیرین هستند، کاهش تعداد رفت و آمدهای پله برای بررسی اتمام کارهایشان ضروری است. اینجا است که حسگرهای ارتعاشی بهکار میآیند. همسر خوشحال، زندگی خوشحال، گمان میکنم!
راهاندازی سختترین بخش بود
شاید باید قبل از شروع یک پروژه، یاد بگیرم چگونه بخوانم

در حالت «شوهر مفید» مشتاق، تصمیم گرفتم به دنیای گوگل و یوتیوب بپرجم تا ببینم چه کاری میتوانم انجام دهم تا زندگی همسرم کمی آسانتر شود. در همین حین، یک کانال عالی به نام Reed’s Smart Home پیدا کردم. رید برای مدت طولانی دستگاههای «احمق» را به دستگاههای هوشمند تبدیل میکند و من هم تصمیم گرفتم آن را بررسی کنم. او چند حسگر ارتعاشی را روی ماشین لباسشویی و خشککن نصب کرد، برچسبهای NFC افزود و کار را تمام کرد. فکر کردم همین کافی است، اما متوجه نشدم او مدتها قبل این کار را انجام میداد.
به آمازون رفتم و purchased a THIRDREALITY vibration sensor خریداری کردم و آماده شدم همه چیز را راهاندازی کنم. در دفاع از خودم، تمام دستگاههای هوشمند قبلی که خریده بودم، از طریق برنامه کار میکردند و فکر میکردم این حسگر ارتعاشی کوچک هم همینطور باشد. آه، چقدر اشتباه میکردم — برای استفاده کامل از این حسگر باید عمیقاً در اینکار فرو میرفتیم. آیا میدانستید Zigbee یک برند نیست، بلکه یک نوع اتصال است؟ این را تا زمانی که این حسگر را خریدم، ندانستم، که تقصیر خودم بود.

Home Assistant الآن بخشی از زندگی روزمره من است
اما ابتدا مجبور شدم یک سرور و همه چیزهای میانی را بسازم

پس از دریافت یک بررسی واقعگرایانه دربارهٔ Zigbee و قابلیتهای آن، متوجه شدم که در مسیری عمیقتر از آنچه در ابتدا برنامهریزی کرده بودم قرار گرفتهام. باید یا یک هاب هوشمند خریداری میکردم، یا یک سرور Home Assistant میساختم، یا خودم چیزی میساختم. بنابراین، کرومبوک خود را گرفتیم، دوباره به گوگل رفتیم و شروع کردیم به ساخت سرور Home Assistant مختص خودمان. این فرآیند طولانی و پرزحمت بود، اما حالا که یک Linux-powered Chromebook with a VM version of HAOS دارم، دیگر خوشحالتر نمیتوانم بود. سپس زمان آن رسید که همه چیز را فعال کنیم.
حسگر ارتعاشی خود را به آنتن Zigbee که برای این آزمایش خریداری کرده بودم متصل کردم و کار را شروع کردم. با پیروی از همان کانال، دورهٔ فشردهای دربارهٔ بولینهای ورودی و خروجی و تنظیم اعلانها وقتی لباسها تمام میشوند، دریافت کردم. اگر مایلید این کار را برای خودتان انجام دهید، میتوانید کد YAML دقیقی را که رید استفاده کرد دنبال کنید. اکنون بهجای حدس زدن زمان اتمام شستوشو، همسرم و من هر زمان که کار تمام شد اطلاعرسانی میکنیم.
![]()
یک تبلت اندروید قدیمی را جلب کردم و بهسکوت جای سه وسیلهای که قصد خرج پول جدی روی آنها را داشتم، گرفت.
حالا به دنبال موارد استفادهٔ بیشتر از حسگرهای ارتعاشی هستم
این پروژه من را به آزمایش پروژههای هوشمند خانهٔ بیشتری الهام داد
حالا که لذتهای Zigbee و Home Assistant را کشف کردهام، as difficult as HA can be to decipher at times، مشتاقم تا با پروژههای دیگر آزمایش کنم. حسگرهای ارتعاشی میتوانند برای کارهای متنوعی استفاده شوند، نه فقط تبدیل ماشین لباسشویی یا خشککن به یک دستگاه هوشمند. میتوانند روی دربهای گاراژ نصب شوند تا به شما اطلاع دهند اگر درب باز شده، یا روی دربهای کابینت تا بدانید کسی سعی در سرقت تنقلات دارد. در موارد جدیتر میتوانند برای دفاع منزل بهکار روند و شما را از سعی کسی در باز کردن درب در ساعتهای شبانهروز مطلع کنند. بسیاری از مباحث Reddit ایدههای عالی برای پروژههای آینده دارند که برای افرادی مثل شما و من مفید هستند.
اما در این لحظه، فکر میکنم به کمک همسرم در مشکلات روزمرهاش ادامه دهم. دریافت اعلان برای لباسشوییمان بهطوری شگفتانگیز مفید بوده است؛ وقتی او درد میکند، دستاندرکار شدن من در زمان مناسب فوقالعاده است. علاوه بر این، ما دیگر فراموش نمیکنیم که لباسها مدت طولانی در داخل ماشین بمانند؛ چون حواسپرتیها و زندگی روزمره این کار را برایمان سخت میکرد.
این یک آزمایش کوچک ولی عجیباً پیچیده است
من یک Eero دارم که جایی اینجا میچرخد

اگر نمیخواهید بهسراغ بخش Home Assistant بروید — که واقعاً میتوانم شما را سرزنش نکنم، چون میتواند پیچیده و خستهکننده باشد — میتوانید بهدنبال یک هاب یا روتر سازگار با Zigbee بگردید. استفاده از دستگاهی مانند روتر Eero میتواند شما را قادر سازد مستقیماً به این حسگرهای ارتعاشی متصل کنید و مقدار زیادی کار دستی را حذف کنید. چون سعی میکردم تا آنچه در خانه بهصورت تصادفی در دسترس داشتم به کار ببرم، مسیر پیچیدهتری را انتخاب کردم.
عضویت در خبرنامهٔ ما برای آموزشهای هوشمند خانه
من چیزهای زیادی یاد گرفتم، اما همچنین زمان زیادی را صرف این کار کردم در حالی که مسیرهای سادهتری موجود بود. مگر اینکه آخر هفتهای برای تبدیل یک Raspberry Pi یا Chromebook قدیمی به سرور Home Assistant داشته باشید، یا نیازی به تمام امکانات پیشرفتهٔ Home Assistant ندارید، بهشدّت توصیه میکنم یک هاب یا دستگاه سازگار با Zigbee تهیه کنید.
اعلانها دنیا را میچرخانند
تمام کار به چیزی عالی تبدیل شد
میدانم ممکن است این گفته شیرین بهنظر بیاید، اما من حاضرم هر کاری انجام دهم تا زندگی همسرم آسانتر شود. او دستدرازداری سنگینی دارد و اگر یک اعلان ساده روی گوشیاش وقتی لباسها تمام میشود، این کار را برای او راحتتر میکند، من حتماً انجامش میدهم.
این حسگرهای ارتعاشی در نهایت بسیار مفید بودهاند و من بسیار مشتاقم تا موارد استفادهٔ دیگری را کشف کنم و پتانسیل آنها را به حداکثر برسانم. چه میدانید، شاید دفعهٔ بعد ماشین قهوهٔمان را هم با چند ضربه خودکار کنم.