اگر شما یک توسعهدهنده هستید یا حتی کسی که تازه به دنیای برنامهنویسی قدم گذاشتهاید، قبلاً میدانید که ترمینال غیرقابل اجتناب است. گاهی اوقات استفاده از آن سادهتر از درگیر شدن با یک رابط کاربری است. اگرچه میانبرهای زیادی در Bash وجود دارد که به شما کمک میکند آن را مسلط شوید، اما واقعاً فکر میکنم رویکرد بهتری وجود دارد: کل محیط توسعه خود را به ترمینال منتقل کنید.
اگر یک توسعهدهنده هستید یا حتی کسی که تازه پاهایش را در دنیای برنامهنویسی گذاشته است، پیشاپیش میدانید که ترمینال اجتنابناپذیر است. گاهی استفاده از آن سادهتر از درگیری با رابط کاربری است. اگرچه میانبرهای Bash زیادی وجود دارد که به شما کمک میکند آن را مسلط شوید، من صمیمانه فکر میکنم رویکرد بهتری وجود دارد: تمام محیط توسعهتان را به داخل ترمینال منتقل کنید.
در ابتدا ممکن است عجیب به نظر برسد؛ میدانم. اکثر مردم ترمینال را مثل ابزار پشتیبانی ترسناکی میبینند که فقط وقتی چیزی خراب میشود از آن استفاده میکنند. اما وقتی تصمیم گرفتم یک جریان کاری بسازم که واقعاً برایم کار کند، انتظار نداشتم اینقدر از آن لذت ببرم.
شما به یک ویرایشگر متن بهتر از Vim نیاز دارید
ویرایشگر شما نباید مانند معما حس شود

من از Neovim بهصورت متناوب از دوره دبیرستان برای کارهای سادهای مثل ویرایش فایلهای تنظیمات استفاده کردهام، که صادقانه بگویم نسبت به کاری که انجام میدادم بسیار بیش از حد بود. اما از سال اول دانشگاه بهتدریج بیشتر و بیشتر از آن استفاده میکنم.
اگر با Neovim آشنا نیستید، این یک فورک مدرن از Vim است که با تعداد زیادی بهبود در بالای آن ساخته شده. همچنین پشتیبانی جامعهای شگفتانگیز برای افزونهها دارد، که بخش بزرگی از جذابیت آن را تشکیل میدهد. همانند Vim، فلسفه کل این است که نباید دستهایتان را از کیبورد بردارید (اگر دوست دارید میتوانید از ماوس استفاده کنید). همهٔ عملها میتوانند از طریق ترکیب کلید انجام شوند. و بله، اگر میدانید چگونه Vim را بدون ترس و جستجوی گوگل ترک کنید، تقریباً نیمی از مسیر مسلط شدن به Neovim را طی کردهاید.
اما اکوسیستم افزونههاست که واقعاً باعث میشود من Neovim را بهجای چیزی فوقالعاده مینیمال مثل Vim یا Nano انتخاب کنم. میتوانید به دایرکتوری افزونهها سر بزنید و تقریباً هر چیزی که فکر میکنید پیدا کنید، مثل تمها، تنظیمات UI، مشتریان LSP و حتی برخی ابزارهای هوش مصنوعی.
یکی از محبوبترین افزونههای شخصی من nvim‑tree است که یک پانل مرورگر فایل واقعی در سمت چپ اضافه میکند، مشابه آنچه در VS Code میبینید. این همراه با چند تم که بین آنها جابجا میشوم و برخی ابزارهای مسابقهٔ کدنویسی، تقریباً تمام یک IDE را شکل میدهد.
من در ابتدا چند سال پیش Neovim را انتخاب کردم چون تنها ۴ گیگابایت رم در لپتاپم بود. و حالا بهطور کنایهآمیز هنوز در مکبوک ۸ گیگابایتم در سال ۲۰۲۵ هستم، پس احساس میکنم همه چیز بهدور خودش برگشته است.
ولی بهنوعی، این دقیقاً همان دلیلی است که Neovim برای من معقول است. اگر زمان خود را همانند من صرف توسعهٔ برنامه میکنید و با شبیهسازها و ابزارهای پرحافظه دیگر سر و کار دارید، داشتن یک ویرایشگر که به سختافزار شما تقریباً آسیبی نمیزند، نجاتبخش است.
vibe‑coding را به ترمینال خود بیاورید
خیال کنید شما یک توسعهدهنده ۱۰× در ترمینال هستید

سال ۲۰۲۵ است و چه دوست داشته باشید چه نه، عصر vibe‑coding بهتدریج در حال ظهور است، اگر هنوز اینجا نیست. من کسی نیستم که از یک مدل زبانی بزرگ بخواهم یک برنامهٔ کامل را از صفر تولید کند. این راهی است برای داشتن یک کدبیس پر از مشکلات امنیتی مخفی، و موفق باشید اگر بخواهید برنامه را مقیاسپذیر کنید.
با این حال، من از هوش مصنوعی برای تمام کارهای خستهکنندهای که نمیخواهم به آنها فکر کنم استفاده میکنم: کدهای تکراری، تمیز کردن دادهها، توابع تکراری و تمام کارهای کوچکی که زمان میگیرند و واقعاً نیاز به خلاقیت ندارند.
ابزار مورد علاقهٔ من برای این کار Gemini‑CLI است که عملاً Gemini را در ترمینال شما قرار میدهد و بهطور خاص برای کدنویسی سفارشی شده است. آن را به پوشهٔ پروژهتان اشاره کنید و آنچه میخواهید انجام دهید توصیف کنید. Gemini‑CLI فایلها را مستقیماً ویرایش میکند و هر تغییری را که درخواست کردید اعمال میکند.

من عاشق لینوکس هستم؛ اما خودم آن را بهاشتراک نمیگذارم.
من newly launched Gemini 3 Pro model را با آن تست کردهام و واضحترین مدل برای کدنویسی تا به حال است. اما اگر گوگل برای شما مناسب نیست، میتوانید آن را با ChatGPT Codex یا Claude Code تعویض کنید. فقط به یاد داشته باشید این سرویسها نیاز به طرحهای پرداختی دارند.
بهترین بخش این است که نیازی به برنامهٔ سنگین مثل Cursor یا IDE جدید Antigravity گوگل ندارید. هر دو شاخهای از VS Code هستند و چون VS Code داخل یک بستهٔ Chromium اجرا میشود، لایههای بیشتری به پایهٔ سنگین اضافه میکنید. تقریباً تمام همان قابلیتها را بدون مصرف رم بالا و رابط کاربری شلوغ دریافت میکنید.
دستورات خام گیت ارزشش را ندارند
تداخلهای ادغام نباید پنج سال از عمرتان بکاهد

من بارها برای استفاده از «گناه نهایی توسعهدهنده» که تمام عمرم از GitHub Desktop استفاده میکردم به جای انجام همه کارها در ترمینال مثل یک «توسعهدهنده واقعی» مورد خنده قرار گرفتم. اما حتی پس از سالها استفاده، میبینم دستورات خام گیت جزو سختترین چیزها هستند.
این قطعاً یک نظر بسیار نامحبوب است، ولی بهقدر که Git خالص قدرتمند است، برای توسعهدهندگان هم کاربرپسند نیست. گاهی، بهقدری غیرمنطقی که فایلها را بهصورت دستی بارگذاری کنید آسانتر از این است که بفهمید Git چه میخواهد از شما برای ریبیس بگیرد.

پتانسیل وجود دارد، اما بهنظر نمیرسد بههمین اندازه خوب باشد.
کارهای زیادی وجود دارد که میتوانید با Git انجام دهید حتی اگر توسعهدهندهٔ نیستید. حالا GitHub Desktop یک برنامهٔ Electron است، به این معنی که در واقع یک بستهٔ Chromium است که تظاهر میکند یک کلاینت Git است. بنابراین من در نهایت به میانهٔ راه با LazyGit رسیدم، که یک کلاینت TUI برای Git است.
این رابط کاربری واقعاً آسان برای درک است و میتواند استیج، ادغام، مشاهده diffها و تقریباً هر عمل گیتی را بدون لمس ماوس انجام دهد. البته کمی منحنی یادگیری دارد، مثل تقریباً هر برنامهٔ ترمینالی. اما پس از یک یا دو هفته، بهواقع متوجه میشوید که حالا سریعتر هستید.
یک راه بهتر برای ویرایش نوتبوکهای پایتون
یادگیری ماشین بیش از فقط مدلهای زبانی بزرگ است

در حالی که NeoVim افزونههای زیادی برای پایتون روی نوتبوکهای Jupyter دارد، هنوز احساس میکنم نمیتواند جایگزین Google Collab برای من باشد. افزونهها کار میکنند، اما هرگز چیزی که به همان اندازه یا حتی نزدیک به آن باشد پیدا نکردهام.
بهجای مجبور کردن NeoVim بهعنوان تنها ویرایشگر، از Euporie استفاده کردم؛ یک ویرایشگر نوتبوک مبتنی بر TUI که کاملاً در ترمینال من کار میکند.

نه لینوکس، نه ویندوز. چیزی بهتر.
بهطور شگفتآوری برای یک برنامهٔ ترمینالی تمام ویژگیهای مورد انتظار را دارد؛ از رسم نمودارها با Matplotlib، رندر کردن پاکمندی Markdown، و بهطور کلی تقریباً بهمانند یک برنامهٔ گرافیکی اختصاصی است.
اگر با دادههای زیاد یا یادگیری ماشین کار میکنید و عمدتاً از پایتون یا R استفاده میکنید، صادقانه توصیه میکنم Euporie را امتحان کنید. این همان بندی است که در آن احساس میکنم NeoVim گزینهٔ کامل نیست.
گاهی، روشهای قدیمی بهترند
علیرغم اینکه پس از دوران اوج ترمینالها و جریانهای کاری صرفاً خطمند بهدنیا آمدهام، بهراستی جذابیت چسبیدن به آنها را درک میکنم. نزدیکترین تشبیه ذهنم به رانندگی با یک خودرو دستی است. ابتدا سخت است، اما پس از عادت کردن، حس رضایتبخشی بهدست میآید که کنترل را به شما میدهد.
و صادقانه بگویم، واقعاً توصیه میکنم همانند خودتان با ترمینال راحتتر شوید. شاید ابتدا فکر کنید که قدیمی یا پیچیده است، اما هرگز نمیدانید. ممکن است واقعاً تولیدیتر و متمرکزتر شوید.