وای‑فای من ناهموار است و فقط درباره سرعت نیست. من از یک اتصال فیبر نوری استفاده میکنم که در یک ONU (واحد شبکه نوری) که روتر وای‑فای داخلی توسط ISP من فراهم شده، به پایان میرسد. این باید برای خانه من کافی باشد. در اتاق نشیمن، سیگنال وای‑فای قوی دریافت میکنم، بدون تاخیر پخش میکنم و نتایج خوبی در تستهای سرعت میبینم. در برخی اتاقهای دیگر، تماسهای ویدئویی آنقدر خوب نیستند، پخش ویدئو لگ میکند و صفحهها بهمراتب آهستتر لود میشوند.
وای‑فای من ناهموار است و فقط درباره سرعت نیست. من از اتصال فیبر نوری استفاده میکنم که در یک ONU (واحد شبکه نوری) که روتِر Wi‑Fi داخلی توسط ISP من فراهم شده، خاتمه مییابد. این باید برای خانه من کافی باشد. در اتاق نشیمن من سیگنال Wi‑Fi سالم دریافت میکنم، بدون تأخیر پخش میکنم و در آزمونهای سرعت نتایج خوبی میبینم. در برخی اتاقهای دیگر، تماسهای تصویری خوب نیستند، پخش ویدئو تأخیر دارد و صفحات بسیار کندتر لود میشوند.
پس من از تکیه بر تستهای سرعت تکبار و نوارهای سیگنال دست کشیدم، نصب یک Wi‑Fi Analyzer، و هر دو باند ۲٫۴ GHz و ۵ GHz را نقشهبرداری کردم. در نهایت فهمیدم که یک باند بسیار بدتر است — تقریباً در نصف خانه غیرقابل استفاده.
نقشهبرداری عملکرد Wi‑Fi در سراسر خانه
آزمایش دورتر از روتر نشاندهنده بود
متوجه شدم که انجام تستهای سرعت در حالی که کنار روتر ایستادهام، مهم نیست. دریافت بهترین نتایج در این تست به این معنی نبود که در جای دیگری در بارگذاری برخی منابع وب مشکل نخواهم داشت. تنها کاری که باقی ماند، رفتن فراتر از صرفاً نمونهبرداری از شبکه به نقشهبرداری آن بود. این من را از مشاهده شرایط ایدهآل به درک چگونگی رفتار واقعی Wi‑Fi در نقاط مختلف خانه منتقل کرد.
بنابراین، با استفاده از همان گوشی و برنامه Wi‑Fi Analyzer، پنج ناحیه در دو طبقه انتخاب کردم. باید این کار را در زمان یکسانی از روز انجام میدادم تا سازگاری حفظ شود و این نقاط باید مکانهایی که من به طور فعال از دستگاههایم استفاده میکنم—اتاق نشیمن، آشپزخانه، نواحی حاشیهای بیرونی، خوابگاه و بالکن—را پوشش دهند.
من قدرت سیگنال بر حسب dBm، توان عملیاتی و پایداری اتصال را ثبت کردم. به عنوان مرجع، قدرت سیگنال ‑۶۷ dBm حد قابلاعتماد برای استفاده از داده است و برای اتصال پایه حد ‑۷۰ dBm است. اتصال زیر این سطح قطع میشود. با ایجاد این نقشه، الگو را دیدم و فهمیدم چرا اتصال در برخی مناطق شکست میخورد.
چگونه عملکرد ۵ GHz در اتاقها تقسیم شد
اتاقهایی که به نظر وصل بودند اما نتوانستند اتصال قابل استفاده داشته باشند

این در اتاق خواب در انتهای دور بود که اولین نشانههای واضح شکست را دیدم. تلفن من نشان میداد که به شبکه ۵ GHz متصل است و حتی نوارهای سیگنال Wi‑Fi قابل استفاده را نمایش میداد. با این حال، Wi‑Fi Analyzer داستان متفاوتی را میگفت، با قدرت سیگنال بین ‑۸۰ تا ‑۸۵ dBm. این سطوحی هستند که قابلیت اطمینان میریزد حتی اگر دستگاه همچنان به شبکه متصل باشد. در آن نقطه، سعی کردم ویدئو استریم کنم و صفحات را لود کنم، اما تجربهٔ وحشتزاری بود.
من تجربهٔ مشابهی در گاراژم داشتم. تلفن هنوز ۵ GHz را تشخیص میداد، اما نسبت سیگنال به نویز (SNR) بسیار پایین بود و انتقال مستمر را غیرممکن میکرد. فریمهای گمشده و افزایشهای غیرقابل پیشبینی تاخیر را مشاهده کردم. این تجربه مشابه از دست رفتن بستهها بود، اگرچه این یک مورد واضح از بازپخشهای مکرر بود.
خارج از منزل و در بالکن بدتر بود. در این مناطق، قطع اتصال را بلافاصله پس از اتصال و شکست کامل اتصال مشاهده کردم. دوربینهای خارجی بهطور مداوم سرویس سلولاری را از دست میدادند. این شکستها یک عامل مشترک داشتند: آنها در سمت مخالف خانه، دور از روتر و با چندین دیوار بینشان قرار داشتند.
تفاوت واقعی: دیوارها
یادگیری از فراوانی، مواد و اتلاف سیگنال داخلی

جالب بود که ببینیم برخی اتاقهای دوردست سیگنال قابل استفاده بهتری نسبت به برخی مکانهای نزدیک دارند. عامل مشترک دیوارها بود. از نقشه میتوانستم ببینم که برد کمتر مهم است نسبت به موانع.
با این حال، این منطقی است وقتی فیزیک پایه را در نظر میگیرید: تلفات مسیر در فضای آزاد فرکانسهای بالاتر را بیشتر از فرکانسهای پایینتر تحت تأثیر قرار میدهد. حتی قبل از برخورد با دیوار، ۵ GHz حدود ۷ dB تلفات بیشتری نسبت به ۲٫۴ GHz دارد و این فاصله هنگام معرفی مواد بیشتر میشود. دیوار خشک اثر مشابهی بر هر دو باند دارد، اما دیوارهای متراکم با کاشی، لولهکشی و بتن ۱۰‑۲۰ dB تلفات بیشتری در ۵ GHz اضافه میکنند، که به طور قابل توجهی بیشتر از ۲٫۴ GHz است.
عامل دیگری عرض کانال است. ۵ GHz از کانالهای گستردهتری برای توان عملیاتی بالاتر استفاده میکند. این به افزایش سرعت کمک میکند، اما گزینهای کمتر مقاوم نیز میسازد. از سوی دیگر، ۲٫۴ GHz که به کانالهای باریکتر تکیه دارد، توان ارسال بالاتری دارد. به همین دلیل بود که ۲٫۴ GHz در چندین مکان که ۵ GHz ضعیف بود، بهتر کار میکرد.

این روش برای افزایش سرعت بدون ارتقاء طرح اینترنتی من است.
سرعت در مقابل پوشش
وقتی توان عملیاتی بالاتر کمتر مفید میشود نسبت به برد پایدار

تا زمانی که نزدیک به روتر بودم، ۵ GHz باند سریعتر بود. حدود ۱۰۰ Mbps در مقایسه با ۳۰ Mbps در ۲٫۴ GHz میدیدم. به محض اینکه فاصله و موانع را بین من و روتر قرار دادم، مزیت سرعت ۵ GHz از بین رفت.
مشترک شدن در خبرنامه برای تعمیرات عملی Wi‑Fi
سرعت در باند ۵ GHz به دهها پایین سقوط کرد و در اتاق خواب چندین وقفه رخ داد. ۲٫۴ GHz ثابت ماند و اتصال هنوز قابل استفاده بود. در بیرون، دوربینها از پهنای باند کافی باند ۲٫۴ GHz برای ثابت ماندن برخوردار بودند، در حالی که انجام تست سرعت در باند ۵ GHz غیرممکن بود. به طور کلی، چندین مورد دیدم که باند سریعتر به باند آهستهتر تبدیل میشد. به نظر میرسید مکان روتر عامل مهمتری نسبت به سرعت اینترنت باشد.
آنچه نقشهها مرا مجبور به تغییر کردند
ONU من بهطور خودکار ۵ GHz را به دستگاههایی که میتوانستند استفاده کنند، فشار میداد، بهطوری که بهعنوان پیشفرض تنظیم میشد حتی اگر باند اتصال خوبی نداشت. من این را با تقسیم شبکه به SSIDهای جداگانه رفع کردم.
من دستگاههای ثابت در اتاق نشیمن را بر باند ۵ GHz نگه داشتم. تلویزیون و رایانه بر روی ۵ GHz ماندند و سایر دستگاهها به ۲٫۴ GHz منتقل شدند. همچنین روتر را به موقعیتی مرکزیتر و بالاتر منتقل کردم تا موانع سیگنال کاهش یابد. من از استفاده از تقویتکنندهها به عنوان راهحل خودداری کردم، زیرا اگرچه ممکن است کار کنند، محدودیتهای متعددی مانند توان عملیاتی کاهشیافته، تاخیر بیشتر و تداخل احتمالی میتوانند سرعت شبکه شما را تحت تأثیر قرار دهند.